داخلی صفحه خراسان رضوی گزارش تصويری
 
وصیت نامه و زندگینامه شهید مرتضی صالح آبادی کارمند بنیاد نيشابور + گزارش تصویری
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۶ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۱۷
شهید مرتضی صالح آبادی فرزند حبیب الله در30 شهریور 1343 در روستای فدیشه از بخش میان جلگه نیشابور چشم به جهان گشود و دردهم شهریور1365 عملیات کربلای 2 حاج عمران شهد شیرین شهادت نوشید.
به گزارش ایثار واحد خراسان رضوی، شهید مرتضی صالح آبادی فرزند حبیب الله در 30 شهریور 1343 در روستای فدیشه از بخش میان جلگه نیشابور چشم به جهان گشود و در دهم شهریور 1365 عملیات کربلای 2 حاج عمران شهد شیرین شهادت نوشید.
زندگی نامه شهید مرتضی صالح آبادی
شهید مرتضی صالح آبادی فرزند حبیب الله در 30 شهریور 1343 در روستای فدیشه از بخش میان جلگه  نیشابور پنجمین فرزند خانواده چشم به جهان گشود. پدر وی ارتشی بود لذا خانواده از شهری به شهر دیگر مهاجرت می کردند، مرتضی دوران تحصیل ابتدایی خود را در تربت حیدریه و تایباد گذراند و در سال 56 که پدر بازنشسته شد به نیشابور برگشتند و شهید مقطع راهنمایی و دبیرستان خود را در زادگاهش گذراند و همراه با تحصیل در فعالیت های مختلف انقلاب شرکت داشت.
مرتضی پسری آرام، متین، مهربان و کمتر کسی او را عصبانی دیده بود، هر کاری به او محول می شد انجام می داد، در رشته فوتبال جزو بازیکنان فعال
شهرستان نیشابور 129 کیلومتر با مشهد مقدس فاصله دارد
محسوب می شد.
در زمان تحصیل یکبار به جبهه رفت و پس از اتمام تحصیلات دیپلم رشته علوم انسانی در بنیاد شهید مشغول به کار شد و مسئول فرهنگی بنیاد شهرستان بود.
نزدیکی به شهدا و خادم شهدا بودن او را ترغیب کرد تا دوباره به جبهه برود و قبل از اینکه تشکیل خانواده دهد و ازدواج کند در دهم شهریور 1365 عملیات کربلای 2 حاج عمران به مقام شهادت نائل آمد.
 وصیت نامه شهیدمرتضی صالح آبادی
و اوست خدایی که مرگ و زندگی را آفرید تا بیازماید کدامین از شما نیکوکارترند.
خدایا آنچنان که سربازان خودت را در صدر اسلام یاری کردی تا دین تو را یاری کنند ای خدای قادر، بزرگ و توانا ما را هم یاری کن تا مثل حسین(ع) که در صحرای کربلا با تسلیم کردن جانش به جهان اسلام درس شهادت، ایثار و از خود گذشتگی و مبارزه بر علیه ظلم را آموخت، خدایا ماهم پیرو همان حسین شهید کربلا هستیم و به یاری سالار شهیدان در کربلاهای جبهه ها آمده ایم تا دین تو را یاری کنیم.
خدایا ! آفریدگارا! اگر پیکرم قطعه قطعه شد و بدنم تکه تکه شد باز هم حاضرم که قطعه های بدنم را جمع آوری کنند وبر روی مین ها بیندازند تا به جهانیان بفهمانیم که ما پیرو همان حسینی هستیم که
نیشابور 84 شهید کارمند تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران کرده است
به ما درس داد تا در مقابل ظلم و تعدی باید ایستاد و مقاومت کرد.
مادر جان! اگر چه با این زبان الکن خودم نمی توانم قدردان زحمت های شما و ایثار و فداکاری شما باشم و فقط توصیه می کنم که همچون زهرای مرضیه (س) که با تمام آن همه سختی ها و رنج و مصیبت ها، همه  آنها را به خاطر رضای خدا صبر و طاقت آورد و مادر جان من هم از شما می خواهم که صبر داشته باشی و از شما می خواهم از همه کسانی که نسبت به آنها بداخلاقی و بدرفتاری کردم معذرت بخواهی و از آنان حلالیت بطلبی.
از خواهرانم و برادرانم می خواهم که در تمتم کارهای زندگی خودشان اخلاص و ایثار و برای رضای خدا کار کنند و نمازها و عبادات خودشان را انجام بدهند و در همه کارها از یاد خدا غافل نشوند که با یاد خدا دلها آرامش پیدا می کند.
آنان که به مرگ سرخ لبخند زدند                            پیمانه ی حق، حسین مانند زدند
با جوشش خون، با سلاح تکبیر                              شب را به خجسته صبح پیوند زدند
به امید زیارت کربلا و قدس عزیز و آزادی اسیران اسلام
انتهای پیام/


خدیجه سلیمانی خبرنگار ایثار رضوی در شهرستان نیشابور
کلمات کليدی: ایثار رضوی، نیشابور، زندگی نامه، وصیت نامه، شهیدمرتضی صالح آبادی، خراسان رضوی
کد مطلب: 303805