داخلی صفحه لرستان پيام ها
 
سالروزشهادت شهيد سيد جواد ميرشاكي فرمانده گردان عاشورا
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۱۴
مصاحبه راديويي با شهيد سيد جواد ميرشاكي فرمانده گردان عاشورا
جواد ميرشاكي فرمانده گردان عاشورا
 
جواد ميرشاكي فرمانده گردان عاشورا
مصاحبه راديويي با شهيد سيد جواد ميرشاكي فرمانده گردان عاشورا
برادر ميرشاكي ضمن تشكر بفرمائيد كه با توجه به اينكه قبل از اينكه در واقع شما به فرماندهي گردان شهدا منصوب بشويد برادرتان سيد مصطفي ميرشاكي فرمانده اين گردان بودنند،خواهش مي كنم قدري در رابطه با نحوه شهادت ايشان براي شنوندگان توضيح بدهيد؟
بسم الله الرحمن الرحيم
برادرم سيد مصطفي ميرشاكي كه پيش از عمليات حاج عمران فرماندهي گردان شهدا را عهده دار شده بود پس از اينكه دشمن در منطقه حاج عمران به عمليات مزبوحانه و تعرض زد و تيپ مستقل 57 حضرت ابوالفضل (ع)ماموريت داده شد كه جلوي تعرض دشمن را در منطقه بگيرد و دشمن را سركوب كند در اين بين گردان شهدا جمعي تيپ 57 حضرت ابوالفضل در منطقه حضور پيدا كرد و شب جمعه 65/3/2 وارد منطقه عملياتي و وارد صحنه كارزار شد در اين بين كه برادرم فرماندهي گردان را عهده دار بود با شكستن خط و رهبري و تجربيات خاصي كه از اوايل جنگ و پيش از جنگ تحميلي در مناطق كردستان داشت توانستند با آن شگردهاي خاص كوهستاني و آن تاكتيك هاي مجرب خودشان گردان را رهبري كنند و با حركات برق آسا و نفوذي و با استفاده از اصل غافلگيري دشمن را در منطقه خفه كنيم.اين بود كه پس از استقرار و تحكيم مواضع در روز 65/3/2 ساعت يازده بامداد بود كه برادرم سيد مصطفي ميرشاكي به فيض شهادت نائل شد اين شد كه يكي از برادران به من خبر دادند كه توسط بي سيم گفتند كه از سيد مصطفي خبري نيست نيامده پيش شما كه من با بي سيم تماس گرفتم و گفتيم كه نه اينجا نبود.قسمت سمت چپ جناح گردان بوده بعد ايشان گفتند كه قرار بوده بيان كردن جلوتر ما هم حركت كرديم رفتيم جلو هرچه گشتيم سيد مصطفي را پيدا نكرديم و بعد از برگشتن مي خواستيم بريم قسمت سمت راست داخل مناطق دشمن ديديم كه مشاهده كردم كه زير آتش بسيار شديد برادرم به حالت سجده سر بزمين گذاشته و دعوت حق را لبيك گفت.اين بود كه سريعاٌ برادرم را به دوش گرفتم و آن را از منطقه خارج كردم و پردم به ديگر برادران كه در منطقه بودند گذاشتمش داخل يكي از سنگرها برگشتم داخل منطقه عملياتي خودمان آن قسمتي كه به ما ماموريت داده بودند و به ما محول شده بود برگشتيم آنجا و خلاصه به اين ترتيب بود كه برادرم در آن موقع به شهادت رسيد.
زماني كه برادرمان سيد مصطفي ميرشاكي به فيض عظيم شهادت نائل آمده بودند شما در آن موقع كجا بوديد و مشغول چه كاري بوديد؟
ما مشغول درگيري شديد با دشمن بوديم و دشمن از قسمتهاي جلو و جناحين سمت چپ و راست حركات مذبوحانه خودش را انجام مي داد كه بيا و بالا كه ما هم درگير بوديم شديد و نيروهاي دشمن با استفاده از حركت هاي بصورت و با استفاده از هواپيماهاي دو موتوره استفاده از جنگنده ها جهت بمباران مناطق و خطوط رزمندگان اسلام دست به عملياتي زده بود كه با آتش به موقع و ايثار و استقامت رزمندگان ما آن حملات يكي بعد از ديگري دفع مي شد و دشمن دوباره با قدرتي هرچه بالاتر در منطقه حضور پيدا مي كرد اين بود كه با رشادت اين دلاوران كفرستيز دشمن نتوانست كاري بكنه آتش دشمن بنا به گفته اين ناظران نظامي در غرب در هيچ كدام از انواع مختلف سلاحها بر سر رزمندگان مي آورد اين بود مستند بر اين آيه (فالله خير حافظا و هو ارحم الراحمين)شهامت و ايستادگي و شجاعت به خرج دادند و توانستند كه اين منطقه را تثبيت كنند و به تحكيم مواضع خودشان ادامه بدهند من و برادرم سيد مصطفي كه از اوايل جنگ تحميلي دوش به دوش همديگر و در يك سنگر با هم به جهاد و مقدس خودمان ادامه مي داديم اين بود كه در اوايل سال 61 برادر كوچكم سيد يحيي به جمع ما پيوست و تا عمليات حاج عمران كه نشان دهنده شجاعت و ايستادگي ايثارگران بود در آنجا با هم بوديم كه بعد از شهادت برادرم سيد مصطفي من و سيد يحيي وظيفه و رسالتي كه بر دوش ما بود توانستيم با خواست خدا و توكل خداوند متعال استعانت و ياري جستن از حضرت حق تعالي بتونيم اين وظيفه‌اي كه بر ما محول شده بتوانيم در مقام عمل آن را به نحو اكمل و احسن انجام بدهيم البته برادرم سيد مصطفي همانطوري كه خلاصه كار اين رزمندگان و برادراني كه با وي انجام وظيفه مي كردند گفتار خود آنهاست نقل قول از آنهاست،هنگامي كه خبر شهادت سيد مصطفي را شنيدند همه مي گفتند كه ما يتيم شديم البته از بس محبت و پرمهر با اينها برخورد مي كرد و حركات و مسائل را با اينها در ميان مي گذاشت و اينها را خلاصه با آن لطافت و رحمت و مهرباني و عطوفت با اينها برخورد مي كرد اين بود كه كليه برادران نسبت به ايشان علاقه بسياري داشت.بعد از شهادت ايشان همانطوري كه خلاصه بايد بگم اين وظيفه براي هر مومني پيش بياد كه بايد صبر كند (فستقم كما اجرت)ما صبر كرديم،استقامت كرديم پس به (ان وعدالله حق)ما صبر كرديم به وعده حق تعالي كه مي گويد (الا ان نصرالله قريب)نصر و پيروزي خداوند نزديك است بدين عنوان ما كه مي گيم پيرو رسول الله هستيم،شيعه علي هستيم از آرمان اسلام دفاع مي كنيم.نام مومن و شيعه را بر خودمان گذاشتيم چيزي نيست اگر من برادرم را در راه اسلام تقديم كردم البته بگم كه برادر من از سادات بوده و پيرو جدش حضرت رسول و اباعبدالله در اين راه قدم نهاده و كسي كه پيرو اباعبدالله باشد با من گذاشته از اينها خانواده زن و فرزند خواهد و برادر،پدر و مادر در اين راه از دست بدهد ما كه چيزي نكرديم ما كه چيزي در راه اسلام نداريم،اگر برادرم بوده خودش با آگاهي كامل انتخاب كرده و خودش پيرو رسول الله اباعبدالله بوده.
س:چطور شد كه بعد از شهادت برادر بزرگوارتان سيد جواد ميرشاكي شما به عنوان فرمانده محترم گردان شهدا منصوب شديد و دنباله رو راه ايشان شديد؟
ج:زماني كه گردان شهدا تشكيل شد و ايشان به عنوان فرمانده گردان شهدا انجام وظيفه مي كردند از طرف فرماندهي تيپ بنده را به عنوان جانشين ايشان انتخاب كردند بعد از امر كردن و حكم كردن واجب بود و من براساس و استناد براهين و ادله الهي و شرعي قبول كرديم و چون با روحايت عرفاني و معنوي برادرم آشنا بودم گفتم كه ما در خدمت اسلام هستيم با برادرمان همراهي مي كنيم شايد كه خداوند ما را مورد لطف و رحمتش قرار بدهد به اين سبب بود كه ما در خدمت ايشان بوديم و به عنوان جانشين ايشان بعد از شهادت ايشان از طرف فرماندهي تيپ امر كرد كه شما مدتي گردان را عهده دار بشويد و در راه اسلام و رضاي حق تعالي انجام وظيفه كنيد به اين منظور بود كه ما در خدمت برادران هستيم كه اگر خداوند قبول كند ما را به خادم الحسين.انشاءالله
س:خوب برادر ميرشاكي شما به عنوان فرمانده گردان شهدا با توجه به اينكه در واقع مجوز شركت گردان شما در عمليات آينده سپاهيان اسلام داده شده در حال حاضر شما خودتان چه احساسي داريد كه گردانتان مي خواهد در عمليات سپاهيان اسلام شركت كند و فكر مي كنيد گردانتان در اين عمليات تا چه بتونه در كارهاي خودش موفق شه؟
ج:بله احساس ما از همين آيه تعبير و تفسير مي شه كه به ما مستضعفين كه ظلم شده به ما اجازه داده شده در اين نبرد و دفاع مقدس كه بر ما ظلم شده شركت كنيم و تقاص و انتقام خون اين عزيزان و براي باز پس گيري مناطق مومنين و سرزمين مسلمين حركت كنيم خوب مسلم است كه هر مومن و غيرتمندي هر مردي هر مسلماني كه دين و آرماني داشته باشد احساس غرور بهش دست مي ده اينكه مي گوييم براي اين است كه مي خواهيم با دشمن مقابله كنيم.به او ثابت كنيم كه تعدي و تجاوز به حيثيت مسلمين سرانجامي جز نابودي و مصدوم بودن و خودكشي در بر نخواهد داشت اين كه امام ما گفت كه صدام راهي جز انتحار ندارد ما هم خلاصه آنقدر بر اين مزور اينقدر بر اين وابسته به اسرائيل اينقدر به اين وابسته به نطفه خبيث آمريكا و شوروي عرصه را تنگ خواهيم كرد كه همانطوري كه امام ما گفت خودكشي را بر همه چيز اختيار كند انشاءالله.
س:در پايان مي خواستيم ازتان بپرسم كه با توجه به اينكه الان در حال حاضر گردان شما آمادگي كامل را جهت حضور در خطوط مقدم جبهه ها را اداره بفرمائيد كه همگام با حضور راهيان كربلا در خطوط مقدم جبهه فكر مي كنيد كه مردم در پشت جبهه به چه صورت مي تونه كه در بدست آوردن پيروزي نهايي رزمندگان اسلام نقش خودشان را به نمايش بگذارند؟
ج:جواب سوال شما را با يكي از گفته هاي پرمفهوم و پرمعني حضرت علي (ع)خدمتتان عرض مي كنم اينه كه حضرت علي (ع)به يارانش مي گه كه من شما را به استمرار انقلاب شب و روز و نهان و آشكار هشدار مي دهم بايد به شما بگويم كه ذليل ترين افراد و اقوامي هستند كه كوچه هاي شهرستان ميدان تاخت و تاز بيگانه شده باشه خوب حالايي كه دشمن به ما تعدي و تجاوز كرده آيا بايد كه اين دشمن را سركوب كنيم آيا نبايد كه پرچم لا اله الا الله را بر بلنداي جهان به اهتزاز درآوريم خوب براي بدست آوردن پيروزي بهترين راه به نظر اين بنده حقير و ديگر رزمندگان اين است كه برادران حزب الهي برادران مومن آنها كه مي گن ما مسلم و مومن هستيم در اين لحظه بايد به نداي هل من ناصر ينصرني امام زمان ما نايب امام ما لبيك بگن پس مسلماني و غيرت و تعصب به چيه.كليه برادران شرف حضور پيدا كنن و سهمي داشته باشن كه در آينده به خواست خدا در پيشگاه انبيائ و اوصياء علي الخصوص چهارده معصوم در محشر روسفيد باشيم.
انشاءالله
کد مطلب: 105574
 


 
 
سرو سرافراز
 

یادداشت: محمود عرب فرد