شهيد دریاقلی سورانی يانچشمه اي
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۳۸
شهيد درياقلي سوراني يانچشمه اي ، ناجي آبادان متولد روستاي يانچشمه از توابع شهرستان بن است.
وي در تاريخ نهم آبان سال ۱۳۵۹ و در جريان حمله ي عراق به ايران، در بيست کيلومتري شهر آبادان متوجه تحرکات شبانه عراقي ها براي حمله غافل گير کننده به اين شهر شد و به سرعت با دوچرخه خود را به آبادان رسانده و با فرياد، مردم را از ماجرا آگاه ساخت.

مردم نيز با شنيدن فريادهاي التماس گونه او از خانه‌ها بيرون آمدند و با هر چه در دست داشتند، از چوب و چاقو و بيل و کلنگ به سمت منطقه ذوالفقاري حرکت کردند.

 سوراني سپس پياده به سمت مقر سپاه پاسداران دويده و نيروهاي خودي را از حمله عراقي ها آگاه مي سازد. وي پس از ساعتها مقاومت در کشاکش اين ماجرا بر اثر ترکش خمپاره مجروح و در راه بيمارستان در قطار به مقام والاي شهادت نائل مي شود. با مقاومت مردم، نيروهاي عراقي در تصرف آبادان ناکام مانده و مجبور به عقب نشيني شدند.

نيروهاي بعثي پس از اشغال آبادان قصد تصرف شيراز را داشتند که با رشادتهاي شهيد دريا قلي سوراني و مقاومت مردم آبادان، از دستيابي به اين امر بازماندند.

شهيد سوراني در بهشت زهراي تهران به خاک سپرده شده است و به تازگي مقبره ي اين شهيد رونمايي شده است.
از زبان مهرزاد ارشدي همرزم شهيد:

در نهم آبان و پس از سقوط خرمشهر، ارتش بعث عراق، تصميم گرفت که آبادان را نيز اشغال کند و به همين خاطر اين شهر را محاصره کرد و از سمت ذوالفقاري به سمت شهر حمله کرد. اين بخش از شهر دور از مرکز آبادان بود و با توجه به درگيري هاي فراوان نيروهاي زيادي در آنجا نداشتيم تا آن که شهيد درياقلي که يک اوراقچي ذوالفقاري بود، متوجه شد. او با دوچرخه به سمت شهر حرکت کرد تا مسئولان سپاه را خبر کند و همان طور که رکاب مي زد، فريادکنان مردم را به سمت ذوالفقاري هدايت مي کرد.

ارشدي ادامه داد: مردم هم با شنيدن فريادهاي التماس گونه او از خانه ها خارج شدند و با هر چه که در دست داشتند به سمت ذوالفقاري حرکت کردند. درياقلي که دوچرخه اش پنچر مي شود، ديگر قادر به حرکت نبود پياده مي شود و با «دو» خود را به سپاه آبادان مي رساند و موضوع را به فرماندهي سپاه مي گويد که بچه هاي سپاه و بسيج هم سريع به سمت ذوالفقاري حرکت کردند.

من هم که نوجواني 16 ساله بودم، همراه نيروها بودم. ما که به سمت ذوالفقاري مي رفتيم، مي ديديم که مردم به صورت «سيل» به سمت ذوالفقاري در حرکتند. من با چشم خودم جواني را ديدم که از او پرسيدم: تو که چيزي نداري چگونه مي خواهي با دشمن مقابله کني؟ همان طور که مي دويد، گفت، مي دوم شايد اسلحه اي پيدا کنم و با آن جلوي دشمن را بگيرم. آخر اگر ما نرويم، دشمن شهر را مي گيرد.

ارشدي در ادامه گفت: مردم در آن روز موفق نشدند دشمن را از ذوالفقاري عقب برانند و آرزوي استقلال آبادان را برايش به آرزويي دست نيافتني تبديل کنند، اما عدم سقوط آبادان درآن روز، نتيجه تلاش مخلصانه آن روز شهيد درياقلي بود. او وقتي خبر را به ما داد، در حالي که چند کيلومتر را دويده بود، طاقت نياورد و دوباره آن مسير را برگشت و در کنار مردم و بسيجيان و رزمندگان در برابر دشمن ايستاد و نيروهاي عراق را به عقب نشيني وادار کرد.

 من او را مي ديديم که رجز مي خواند و مي جنگيد. از شور و شوقي که داشت، مي خنديد و در اوج هيجان، به نيروهاي مردمي روحيه مي داد. اين نشان دهنده اخلاص و ايمان او بود که تا عقب نشيني عراق ايستاد.

درس چهاردهم کتاب فارسي پايه ششم ابتدايي، به زندگي و فداکاري اين قهرمان ملي و شهيد عزيز، پرداخته شده است که شايد کمتر کسي، نامش را شنيده بود و يا شرح فداکاري اش را مي دانست.

فيلم « شب واقعه » هم در سال 1387، به کارگرداني شهرام اسدي، با الهام از زندگي شهيد درياقلي سوراني ساخته شد که حميد فرخ نژاد، در اين فيلم، نقش اين قهرمان فداکار را بازي ‌کرد. اين فيلم در بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر، براي اولين بار، اکران شد و رکورددار نامزدي جوايز اين جشنواره در سال ۱۳۸۸ بود که چهار سيمرغ بلورين اين جشنواره را هم کسب کرد.

گفتني است: داستان فداكاري شهيددرياقلي سوراني يانچشمه اي در كتاب درسي( ششم ابتدايي )نيز آمده است.
***شعر زير هم سروده دکتر محمدرضا تركي، براي شهيد درياقلي سوراني است:

 آن سوي نخل ها، پُر سرباز دشمن است.
اين شهر ِ در محاصره، شهر تو و من است.

دشمن نفوذ کرده و اين شهر بي پناه
اينک به زير چکمهّ ناپاک دشمن است.

درياقلي! رکاب بزن، يا علي بگو
چشم انتظار همت تو، دين و ميهن است.

اي مرد اهل درد، بنازم به غيرتت
اين خانه‌ها هنوز پر از کودک و زن است.

فردا ـ اگر درنگ کني ـ کوچه‌هاي شهر
ميدان جنگ تن به تن و تانک با تن است.

از راه اگر بماني و روشن شود هوا
تکليف شهر خاطره‌هاي تو روشن است!

درياقلي! رکاب بزن، گرچه سهم تو
از اين ديار، ترکش و يک مشت آهن است.

درياقلي! به وسعت درياست نام تو
تاريخ در تلفظ نام تو الکن است.

هي مرد ِ مرد از نفس افتاده‌اي مگر ؟!
همپاي مرگ، کار تو امشب دويدن است.

چون موج ها، به دامن ساحل نمي خزي
دريايي و طريقت دريا، تپيدن است

کد مطلب: 101690
 


 
 
دولت ایثارگران
 

*حجت الاسلام و المسلمین شهیدی، نماینده ولی فقیه،...

 
 
 
 
فراخوان جشنواره «سرچشمه سرخ» منتشر شد