مفهوم شناسي اسلامي «ايثار» و «شهادت»
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۴۹
عبدالحسین حاجی ابوالحسنی
 
چكيده

نوشته پيش رو نگاهي است مفهوم شناسانه به «ايثار» و «شهادت» كه دو مرتبه كمال وجود انساني هستند. در بخش نخست آن مفهوم لغوي و اصطلاحي «ايثار» و «شهادت» از نگاه اهل لغت بررسي شده است. آنگاه با رويكردي قرآني و روايي اين دو واژه را برمي رسيم. سپس «ايثار» و «شهادت» را از نگاه دو مفسر بزرگ قرآن در الميزان و مجمع البيان رصد کرده‌ایم و در پايان ویژگی‌های شهادت و مراتب آن كه مراتب كمال انسان است را بيان می‌نماییم و با بيان اين كه «شهادت» حركتي است رو به تكامل و هدف‌دار و جايگاهي است اكتسابي كه براي كسب آن مقدماتي لازم است در فرايند اثبات ادعاي ذكر شده تا آنجا كه نوشته گنجايش داشته است از آيات قرآني كه خاستگاه مفهوم «ايثار» و «شهادت» است استفاده کرده‌ایم و جهت تاكيد از جلوه‌های آمده در روايات و سخنان معصومين بهره برده‌ایم.

مقدمه

از ديدگاه اسلام فدا كردن جان به‌طور آگاهانه و انتخاب گرايانه در راه آرماني مقدس و پاك كه به تعبير قرآن «في سبيل الله» ناميده می‌شود 1، «شهادت» نام دارد، و كسي كه به چنين مقامي دست می‌یابد، «شهيد» است 2. البته پذيرفتن مرگ هنگامي ارزشمند است و قداست دارد كه از سويي آگاهانه باشد و از سوي ديگر، رضايت و خشنودي خداوند را در پي داشته باشد. 3. آنكه در راه رسيدن به آرمان مقدسي گام بر می‌دارد و مبارزه می‌کند و سختی‌ها را تحمل می‌کند و نهايت تلاش و همت خود را تا حد ايثاركردن جان به كار می‌گیرد، خداوند وي را از ديگران به عنوان «مجاهد در راه خدا» برتر می‌داند و پاداشي عظيم برايش در نظر می‌گیرد، چنان كه در قرآن آمده است:

•«خداوند مجاهداني را كه با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان برتري بخشيده است.»4

•پيامبر (ص) نيز چنين انساني را بهترين مردم می‌داند و می‌فرماید: «بهترين مردم كسي است كه نفس خود را در راه خدا نگه داشته و با دشمنانش جهاد می‌کند و خواهان مرگ يا كشته شدن در ميدان جنگ است»5.

به يقين فرق است بين كسي كه مرگ را عاشقانه در آغوش می‌کشد و با رسيدن به وعده گاه «شهادت» به كمال خويش می‌رسد،6 با آن كسي كه مرگ به سراغ او میآ يد و با اكراه و ترس جان می‌دهد. پس می‌توان گفت: «شهادت» برخاستن، رفتن، كوشش و رسيدن به قله كمال است.

و ما از اين رهگذر بر آنيم تا «شهادت» را به عنوان يك عمل و «فرآيند تكاملي» و حاصل آن را به عنوان «كمال و سعادت» باز بشناسانيم. چنانكه معمار نظام «شهادت» در دنياي معاصر امام خميني (ره) خود فرمودند: ««شهادت» براي مُسلم، براي مؤمن سعادت است»7.

واژگان رايج را چون قدرت تفسير مفهوم بلند و ژرف «شهادت» نيست و از طرفي براي رساندن عمق مفهوم «شهادت» ناچارم از آن‌ها استفاده كنم، از اين رو از به كاربردن الفاظ و كلماتي مانند «مرگ» براي فهم «شهادت» شرم دارم، چون قرآن از كاربرد لفظ «مرگ و مرده» براي «شهادت» شدیداً منع كرده است 8؛ امّا چاره اي نيست كه در مقام پژوهش و نزديك شدن به مفهوم «شهادت» از اين الفاظ استفاده كنم. واژگان ناقص همچون پیاله‌های کوچک‌اند, می‌خواهند از خُم سرشار و اقيانوس بي پايان مفهوم «شهادت» با صبر و حوصله و اندك اندك قطرات مفاهيم را به ظرف دل و ذهن ما بريزند تا آرام آرام و جرعه جرعه عمق درياي «شهادت» را به ساحل باريك فهم بشري منتقل كنند. معتقدم اگر بدون مقدمه به سراغ حقيقت مفهوم «شهادت» برويم، نه تنها عظمت آن را به درستي درنمي يابيم، بلكه بر سرگردانيمان خواهد افزود، چرا كه رواق مقدّسي همچو «شهادت» را سزاوار نيست بدون آستان بوسي وارد شد.

مسلمانان می‌گفتند ما ايمان آورديم، اما خداوند فرمود تا ايمان به درون دلتان وارد نشده باشد، ادعاي ايمان نكنيد 9. پس از آن خداوند مؤمنان را تشويق به هجرت و صبر و جهاد نمود 10 و باب جهاد براي همه و هميشه نبود كه بتوانند از آن بهره مند گردند، زيرا خداوند تنها برخي را به اين نعمت مخصوص گردانيده بود (جهاد دروازه اي است كه خداوند آن را به روي بندگان مخصوص خود گشوده است)11. در نتيجه رسيدن به مرتبه «شهادت» تنها براي اهلش آسان است. در اين نوشته در پي يافتن راهي هستيم كه در هر حال مسير رسيدن به مقصد شهادت را براي اهلش هموار و قابل درك سازد. بازشناخت مفهوم «شهادت» كليد حلّ مسائل غامضي است كه سیستم‌های بشري تا كنون به سختي توانسته‌اند راه حلّي براي آن بيابند. و از طرفي «شهادت» و ترويج فرهنگ ناب و قدرتمند «شهادت» آنچنان داراي پتانسيل پيشبرنده اي در ميان جوامع فعلي بشري است كه بسياري از دشمنان اسلام براي مهار و حتي از بين بردن و انحراف آن در سطح كلان و دركلاس سیاست‌های بين المللي براي آن سياست گذاري می‌کنند 12.

بخش اول: مفهوم شناسي لغوي «ايثار و شهادت»

در اين بخش برآنيم تا دو واژه «ايثار» و «شهادت» را ابتدا از نظر لغوي و سپس از جهت كاربرد قرآني بكاويم و درپايان اين بخش «شهادت» از نگاه صاحب الميزان را پي می‌گیریم.

مفهوم لغوي ايثار

ايثار به معني:

بذل كردن؛ ديگري را بر خود برتري دادن؛ سود ديگري را بر سود خود مقدم داشتن؛ و به معني قُوت لازم و مايحتاج خود را بر ديگري بخشيدن است 13.

مفهوم قرآني ايثار

ايثار به معناي مقدم كردن ديگران بر خود در چندين جاي قرآن به كار رفته است، از جمله در:

•(نازعات:37-39)«امّا آن كسي كه طغيان كرده، و زندگي دنيا را مقدم داشته، مسلّما دوزخ جايگاه اوست.»14

•يوسف: 91: «گفتند: خداوند تو را بر ما برتري بخشيده است.»15

•اعلي:16: «ولي شما زندگي دنيا را مقدم می‌دارید.»16

•حشر: 9: «و آن‌ها را بر خود مقدم می‌دارند؛ هرچند خودشان بسيار نيازمند باشند.»

خداوند آيه اخير را در مقام ايثار گري امام علي (ع) نسبت به شخص نيازمندي يادآور شده است كه حضرت طعام و قوت شبانه خود و خانواده‌اش را در حالي كه سخت بدان نياز داشت، به وي داد و شب را گرسنه به سربردند 17 و چنان عمل كرد كه موجب مدح خداوندي شد 18.

از بررسي كاربرد لفظ ايثار در قرآن چنين به دست می‌آید كه ايثار به معناي مقدم داشتن ديگران برخود به كار می‌رود.

بدون مفهوم شناسي «ايثار» واژه «شهادت» غريب خواهد بود. آنكه را از مرز ايثار گذر نكند، به رواق «شهادت» راهش نمی‌دهند. اما به لحاظ گنجايش مقاله همين مقدار كفايت می‌کند كه بدانيم ايثار همطراز با ديگر فرايض ديني است كه از آن رهگذر انسان می‌تواند به مراتب عالي انساني برسد و مورد مدح و تعظيم خداوند واقع گردد.

مفهوم لغوي «شهادت»

تعابير به كار رفته براي واژه «شهادت» را می‌توانیم چنين خلاصه كنيم:

گواهي دادن؛ حاضر بودن؛19 كشته شدن در راه خدا 20 حضور 21؛ مشاهده و معاينه؛ 22

نظر اهل لغت را براي فهم معناي واژه «شهادت» مرور می‌کنیم:

راغب اصفهاني ماده (شهد) را به معني شهود می‌داند و «شهادت» را به حضور معنا كرده است؛ حضور همراه با مشاهده با بَصَر يا با بصيرت 23. ايشان شهود را به معني حضور مجرّد و «شهادت» را به همراه مشاهده اُولي می‌داند. جمع شاهد در اين صورت «شُهود و اَشهاد» است و جمع شهيد «شهداء»(وَالشُّهَدَاءُ عِندَ رَبِّهِمْ)24؛ واژه شهداء بيست بار در قرآن آمده است.

صحاح مشاهده را به معني معاينه گرفته است 25.

اقرب الموارد گويد: شهيد آن است كه هيچ چيز از علمش غايب نيست 26. امّا ظاهر عموم از خود لفظ فهميده نمی‌شود، بلكه از كلمات ديگر مانند «كلّ» فهميده می‌شود، مثل(وَأَنْتَ عَلَي‏ كُلِّ شَي‏ءٍ شَهيدٌ»: و تو بر هر چيز گواهي»27«إِنَّ اللَّهَ عَلَي‏ كُلِّ شَي‏ءٍ شَهِيدٌ»: خداوند بر هر چيز گواه و از هرچيز آگاه است:28. 

«شهادت» در اصطلاح

در اصطلاح رايج «شهادت» به معني كشته شدن و قتل در راه خداوند است. هرچند قلمرو معاني اين واژه در «فقه»، «قضا»، «كلام» و «عرفان اسلامي» بسيار متنوع است، امّا مورد نظر ما معناي رايج اسلامي آن است.

مفهوم قرآني «شهادت»

در فرهنگ قرآني از «شهادت» با تعبير «قتل في سبيل الله»(كشته شدن در راه خدا) ياد شده است؛ چنان كه خداوند فرموده است:

زندگي جاويدان: (و به آن‌ها كه در راه خدا كشته می‌شوند، مرده نگوييد؛ بلكه آنان زنده‌اند، ولي شما نمی‌فهمید)29.

زنده‌اند: (هرگز گمان مبر كساني كه در راه خدا كشته شدند, مردگانند! بلكه آنان زنده‌اند)30

معامله با پروردگار: خداوند مشتري اموال و جان‌های كساني است كه در راه خدا می‌جنگند. در سوره توبه آمده است: خداوند از مؤمنان جان‌ها و اموالشان را خريداري كرده، كه] در برابرش[بهشت براي آنان باشد 31.

اين فداكاري و از جان گذشتگي در راه خدا و دين نهايت رستگاري انسان مؤمن است و آنان كه جان خويش را بر سر دين می‌نهند، هم به كاميابي ابدي در آخرت می‌رسند، هم شهادتشان سرچشمه الهام والگوي فداكاري براي ديگران محسوب

می‌شود. 

ايثار و شهادت از نگاه صاحب مجمع البيان

•مرده يا شهيد؟: و به آن‌ها كه در راه خدا كشته می‌شوند، مرده نگوييد؛ بلكه آنان زنده‌اند، ولي شما نمی‌فهمید 32.

در شأن نزول آيه «شهادت» آمده است كه ابن عباس می‌گوید: اين آيه در مورد كشته شدگان جنگ بدر نازل شد و در روز بدر چهارده نفر كشته شدند، شش نفر از مهاجرين و هشت نفر از انصار و مردم می‌گفتند فلاني و فلاني مردند پس خداوند اين آيه را نازل كرد و دستور داد از آن بعد به كساني كه در جنگ در راه خدا و «في سبيل الله» كشته می‌شوند مرده نگويند، بلكه آن‌ها بايد با واژه «شهيد» نامبرده شوند 33.

•سبيل الله: در معناي سبيل الله در اين آيه صاحب مجمع البيان معتقد است سبيل همان طريق است و سبيل الله يعني طريق مرضات خداوند, راه‌هایی كه رضايت خداوند، در آن است. و به جهاد از اين رو سبيل الله گفته‌اند كه راهي است به سوي ثواب‌های خداوند.

•مرده كيست؟: مرده آن است كه به ضلالت و گمراهي رفته باشد: «آيا كسي كه مرده بود، سپس او را زنده كرديم و نوري برايش قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه برود، همان كسي است كه در ظلمت‌ها باشد و از آن خارج نگردد؟»34 خداوند در اين آيه ضلالت را به منزله موت و نابودي گرفته است و هدايت را به منزله حيات و زندگي.

در تأييد اعتقاد به زنده بودن شهيدان و اطاعت كنندگان خدا اميرالمؤمنين (ع) می‌فرماید:

•پرواز زندگي: «صاحبان مال و دارایی‌های دنيوي هرچند در قيد حيات باشند، مرده‌اند؛ امّا عالمان دين زنده‌اند هر چند جسمشان در بين مردم نيست، اما آثار هدايتشان در قلب‌ها موجود است» 35. و شهيد هر چند كه با جسم از ميان جامعه پر می‌کشد، امّا با بال‌های معنوی‌اش بر فراز آسمان زندگي ابدي در پرواز است 36.

«شهادت» از نگاه صاحب الميزان

علامه طباطبايي (ره) در مورد دلالت آيات شريفه قرآن بر آن چيزي كه ما در ذهنمان از «شهادت» داريم؛ «يعني كشته شدن در معركه و ميدان نبرد» به طور مستقيم از آيات برداشت نكرده است، بلكه به دلالت ضمني آن را ثابت نموده است.

•«وَكَذلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَي النَّاسِ وَيكُونَ الرَّسُولُ عَلَيكُمْ شَهِيداً»: «و شما را نيز امّت ميانه اي قرار داديم] در حدّ اعتدال، ميان افراط و تفريط [تا بر مردم گواه باشيد؛ و پيامبر هم بر شما گواه باشد)37 صاحب الميزان می‌فرمایند:

1)«امت وسط» يعني آن امت ميانه اي كه به وسيله آن اعمال فرد فرد امت را می‌سنجند و مقياسي خواهد بود براي سنجش افرادي كه افراط و تفريط کرده‌اند.

2) و از اين بابت اين امت «شهيد» بر ديگر مردمان ناميده می‌شوند.

3) و نبي (ص) كه فرد اكمل از اين مردمان است، بر خود اين مردمان «شهيد» است.

4) در اين صورت پيامبر (ص) ميزان خواهد شد 38.

واژه «شهادت» كه در اينجا آمده، حقيقتي از حقايق قرآني است كه در آيات زيادي در قرآن مجيد ذكر شده است، مانند آيات: (نساء:41؛ نحل:84؛ زمر:69). هم در آيه مورد بحث بقره:143 و هم در مابقي آياتي كه اشاره شد واژه «شهادت» به طور مطلق ذكر شده است. و اطلاق واژه «شهادت» هم دلالت بر دو معنا دارد: شهادت بر اعمال امّت و تبليغ رسولان و فرستادگان پروردگار بر امت‌ها و بر اين نسبت (اطلاق) واژه «شهادت» قرايني از قرآن داريم:

قرينه اول: اعراف:6 «به يقين هم از كساني كه پيامبران به سوي آن‌ها فرستاده شدند، سؤال خواهيم كرد؛ و هم از پيامبران سؤال می‌کنیم»39

قرينه دوم: مائده:117 40؛ «و تا زماني كه در ميان آن‌ها بودم مراقب و گواهشان بودم اما زماني كه مرا از ميانشان برگرفتي تو خود مراقب آن‌ها بودي و تو بر هر چيز گواهي».

قرينه سوم: نساء 159: «و هيچ يك از اهل كتاب نيست كه پيش از مرگش به او] حضرت مسيح[ايمان می‌آورد و روز قيامت بر آن‌ها گواه خواهد بود»41.

و اما حقايق و اعمال و معاني نفسانيه مانند كفر، ايمان، فوز، خسران به دليل آيه: «خداوند شما را به خاطر قسم‌هایی كه بدون توجه ياد می‌کنید، مؤاخذه نخواهد كرد، اما به آنچه دل‌های شما كسب كرده، مؤاخذه می‌کند»43 انسان مكلّف به شهادت بر اعمال باطني نيست.

حاصل برداشت علامه از آيات و الفاظ «شهادت» كه در آن آيات ذكر شده آمده بود، اين است كه شهادت را اگر در اينجا بخواهيم حمل بر اين معنا بكنيم كه اين امت بر ديني هستند كه جامع كمال جسماني و روحاني است، اين برداشت خلاف ظاهر آيات شريفه خواهد شد و براي فرار از حمل واژه شهادت بر خلاف ظاهر آيات بايد آن را به معناي ديگري بگيريم،

و آن معناي ديگر آن است كه بگوييم «شهادت» در اين آيات بر معناي: «حقايق اعمال مردم در دنيا» از سعادت و يا شقاوت و رد و قبول و انقياد و تمرّد آن‌ها و «ارائه دادن اين حقايقِ اعمال در روز قيامت» حمل می‌شود. و روشن است اين لياقت كه كسي حقايق اعمال امت را آگاه باشد، بداند و روز قيامت بر آن شهادت بدهد، شامل حال همه افراد امت نيست، و اين كرامت و درجه اي است كه شامل حال همه افراد امت نيست، و خداوند بعضي را به آن اختصاص می‌دهد. دليل اين انحصار هم آيه شريفه 61 سوره نساء است كه می‌فرماید: «و كسي كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، (در روز رستاخيز) همنشين كساني خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده؛ از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان؛ و آن‌ها رفقاي خوبي هستند»44 و نيز در آيه 7: فاتحه الكتاب: «راه كساني كه آنان را مشمول نعمت خود ساختي»45.

و اين شهيد بر امت بودن طوق افتخار و نعمتي است كه هر كس را نصيب نخواهد شد. و بنابراين معناي آيه شريفه: «شهداء علي الناس» اين گونه خواهد شد كه اين امت شهيده خواهد بود؛ يعني: در اين امت كساني هستند كه شاهد بر اعمال امت‌اند و رسول هم بر آنان شهادت خواهد داد و در نتيجه اين امت واسطه بين مردم و بين پيامبر (ص) خواهند بود كه به تنهايي مقام بزرگي است 46.

در اينجا چند نكته از تفسير اين آيه شريفه برداشت می‌شود كه ملاحظه آن نکته‌ها ما را به فهم عميق تر مفهوم شهادت راهنمايي خواهد كرد.

اگر خداوند امتي را به عنوان ((امت وسط)) منصوب كند، آن‌ها خواهند توانست به مقام «شهادت» برسند، چنانچه آن امّت رابط بين پيامبر (ص) و مردم بشوند و دو جنبه جسمي و روحي مردم را تقويت نمايند، راه براي رسيدن به مقام «شهادت» باز خواهد بود. «شهادت» از شؤون امت اسلامي بر شمرده می‌شود. زنده شدن در قيامت تنها امتياز شهيدان نيست، بلكه امتيازات زيادتري هم دارند كه به برخي از آن‌ها اشاره می‌کنم:

امتياز اول: «شهادت بر اعمال» مردم ديگر، مقامي است براي «شهيدان» از امت فقط 47.

امتياز دوم: «شهيد» بر ديگران اين است كه حق دارد ديگران را «شفاعت» كنند 48.

امتياز سوم: شهيدان «اول داخل بهشت» شوند؛ در حالي كه هركسي بايد پس از طي مراحل سخت و پاسخ گويي هاي لازم وارد بهشت شوند 49.

امتياز چهارم: شهيدان در نزد پروردگارشان «روزي می‌خورند»50.

بخش دوم: ايثار و شهادت از ديدگاه روايات اسلامي

در بخش دوم «ايثار و شهادت از ديدگاه روايات اسلامي بررسي می‌شود، و در اين ميان ماهيت و ثمرات و آثار شهادت به اجمال توصيف خواهد شد.

«شهادت» از ديدگاه روايات

در علت نامگذاري «شهادت» دلايل متعددي ذكر شده است:

1) حضور: شهيد را شهيد گفته‌اند بدان جهت كه فرشتگان رحمت خدا در صحنه «شهادت» «حضور» می‌یابند 51.

2) گواهي: خدا و رسول به بهشتي بودن شهدا «گواهي» می‌دهند 52.

3) همراهي انبياء: شهيد در قيامت همراه انبياء بر امت‌های ديگر گواهي می‌دهد 53.

4) حاضر: شهيد «زنده و حاضر» است به مقتضاي «أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يرْزَقُون»54 َ: (آنان زنده‌اند, و نزد پروردگارشان روزي داده می‌شوند)

5) قيام: شهيد «به شهادت حق قيام می‌کند» تا كشته شود 55.

6) قلّة فضايل: شهادت قلّة فضايلي است كه اوليا دين همواره از خداوند آرزوي آن را داشته‌اند 56.

در دعاها مكرر از خداوند درخواست «شهادت» شده است 57

و روايات بسياري درباره «شهادت» و جايگاه «شهادت» از جانب معصومين وارد شده است. از جمله رسول خدا (ص) می‌فرمایند: (بالاتر از هر نيكي نيكي است تا انسان در راه خدا كشته شود. پس چون در راه خدا كشته شد بالاتر از آن نيكي, نيكي نيست)58.

نتيجه بررسي شهادت در روايات

از بررسي اجمالي سخنان ائمه در مورد مفهوم «شهادت» برداشت می‌شود كه فرموده‌اند:

•برترين مرگ: «شهادت» (برترين مرگ) است 59

•هترين قطره: (قطره خون شهيد نزد خدا از بهترين قطرات است)60

•آمرزش: «شهادت»(موجب آمرزش همه گناهان بغير از دَين می‌شود)61

•مصونيت: شهيد از سؤال قبر مصون است و فشار قبر ندارد 62

•همراه حوريان: شهيد در بهشت با حوريان همآغوش است 66

•شفاعت: شهيد حق شفاعت دارد 63

•اولين بهشتي: شهدا از اولين كساني هستند كه وارد بهشت می‌شوند 64

•بلند مرتبگي: و همه به مقام شهيدان غبطه می‌خورند 65

•اولياء قيامت: شيخ مفيد «شهادت» را مقامي والا می‌داند و معتقد است آنكه در راه خدا صبر و مقاومتي كند تا آن حد كه خونش ريخته شود روز قيامت از امناي والا مرتبه الهي محسوب می‌شود 66

•تماشاگر وجه الله: نظر به وجه الله از خصوصيات شهيد است و اين نتيجه نفي بعد لجني از وجود خويش و رسيدن به خلود و قداست كامل در سايه «شهادت» است 67.

•كمال: در مكتب خاندان وحي «شهادت» مطلوب و معشوق آنان است و امامان (ع) يا مقتول و يا مسموم بوده‌اند و مرگشان «شهادت» بوده است 68. پس امامان معصوم (ع) به مقصود خود كه همان كمال است، رسیده‌اند.

گرچه جان ائمه (ع) و اولياي خدا و بندگان خالص عزيز است، ولي دين خدا عزيزتر است. بنابراين جان بايد فداي دين گردد تا حق زنده بماند و اين همان «سبيل الله» است.

شما راه خدا را باز كرديد «شهادت» را شما آغاز كرديد

به خون خفتيد تا آئين بماند فدا كرديد جان تا دين بماند 69

براي برداشت و دريافت عميق تر می‌توانید مجموعه روايات مربوط به «شهادت» و فضيلت شهداء را از جمله در منابعي كه در پي نويس آمده است، مراجعه و مطالعه كنيد 70.

آنچه در مقام توصيف مفهوم «شهادت» آمد، برخي به عنوان مقدمه «شهادت», بعضي مصداق «شهادت» و برخي هم از باب شرح اسم بود. «شهادت»؛ امّا حقيقتي است ماوراي همه این‌ها كه شهيد به آن مقام می‌رسد؛ يعني مقام «شهادت» به معناي جايگاهي است كه از آن جايگاه همه چيز برايش مشهود است و او شاهد خواهد بود، و با رسيدن به اين مقام است كه ماسواي «شهادت» را با «شهادت» حاضر نيست عوض كند.

امام حسين (ع) و «شهادت»

در دوران سيدالشهداء (ع) شرايطي پيش آمده بود كه جز با حماسه «شهادت» بيداري امت فراهم نمی‌شد و جز با خون عزیزترین انسان‌ها نهال دين خدا جان نمی‌گرفت 71. اين بود كه امام (ع) و اصحاب شهيدش لازم ديدند طراوت و سرسبزي اسلام را تأمین و تضمين كنند و اين سنّت همچنان در تاريخ باقي ماند و «شهادت» درس بزرگ و ماندگار عاشورا براي همه نسل‌ها وعصرها گشت. به فرموده امام خميني (ره) «خط سرخ «شهادت» خط آل محمد (ص) و خط علي (ع) است و اين افتخار از خاندان نبوت و ولايت به ذريه طيبه آن بزرگواران و به پيروان خط آنان به ارث رسيده است 72.

«شهادت» چيست؟

در اينجا با توجه به آشنايي لغوي، قرآني و روايي با واژه «شهادت» می‌توانیم باز تعريفي متناسب‌تر از شهادت داشته باشيم.

1.«شهادت» رسيدن به خير و سعادت است.

2. «شهادت» برخاسته از طاعت است.

در پايانِ نامه اي كه حضرت علي (ع) براي مالك اشتر آن هنگام كه او را به امارت مصر منصوب كرد، چنين نگاشت:

«من از خداوند كه رحمتش فراگير است و قدرت زيادي بر بخشش هر رغبتي دارد، طلب می‌کنم كه عاقبت من و تو را به سعادت و «شهادت» ختم گرداند»73. هرچند كه شهادت كمال و سعادت است، امّا شهيد لازم نيست به طور حتم در معركه و نبرد به قتل برسد و به مرتبه و مقام «شهادت» نائل آيد، بلكه به فرمايش رسول اكرم (ص): «اگر از روي صدق و راستي مقام «شهادت» را طلب كند خداوند به او عطا می‌کند»74.

از اين بيان بر می‌آید كه «شهادت» مقام و جايگاه مخصوصي است. صرف مردن در راه خدا نيست، فقط كشته شدن و قتل در راه خدا نيست، بلكه كشته شدن و مردن در راه خدا از مطمئن‌ترین راه‌هایی است كه به آن مقام منتهي می‌شود. اما ممكن است بدون كشته شدن هم خداوند آن مقام را به طالبش ارزاني دارد. چنان كه ممكن است كسي توسط سلاح هم از پا در بيايد، اما به مقام و منزلت مخصوص شهيد نرسد، و چه بسا فردي كه بر فراش خويش بميرد و در نزد خداوند صديق و شهيد به حساب بيايد 75. شواهدي بر اين ادعا وجود دارد.

روايت اول: شخصي نزد رسول اكرم (ص) آمد و عرض كرد: يا رسول الله جوان پر انگيزه اي هستم و قصد دارم جهاد كنم. حضرت (ص) فرمودند: «خوب برو و جهاد كن كه چند خاصيت دارد: اگر در حال جهاد كشته شدي، در زمره زندگان جاويد در می‌آیی كه نزد خداوند روزي می‌خورند؛ چنانچه در اين راه مرگ تو را دريافت، اجر و پاداشت بر خداوند است و در صورتي كه از جهاد زنده بازگشتي، آمرزيده می‌شوی، مانند روزي كه از مادر تولد يافتي». در اينجا بود كه عرض كرد يا رسول الله اما من پدر و مادر پيري دارم گمان می‌کنند كه با بودن من آرامش و پناه بيشتري دارند و دوست ندارند كه راه دور بروم و از آن‌ها جدا شوم؟ آنگاه حضرت (ص) فرمودند: «با والدينت بمان كه هر لحظه اي از آن برتر از يك سال جهاد است».76

روايت دوم: از (ع) از رسول اكرم (ص) در مورد عبدالله ابن رواحه نقل شده است، در حالي كه بيمار بود و در بستر رو به موت بود، مردم گفتند: «يا رسول الله (ص) جاي بسي تعجب است كه ايشان در غير موطن «شهادت» در حال مردن است و «شهادت» نصيبش نشد و به مرگ طبيعي از دنيا می‌رود.» حضرت پرسيدند: به نظر شما به چه كسي از امت من شهيدگفته می‌شود؟ گفتند: مگر شهيد كسي نيست كه در ميدان نبرد در راه خدا كشته می‌شود؟ پيامبر اسلام (ص) در پاسخ فرمودند: اگر چنين بود، در آن صورت شهيدان از امت من بسيار اندك می‌شدند 77.

سخن خداوند: در وصف اين دسته از افرادي كه به مقام والاي «شهادت» بدون قتل و مردن می‌رسند، خداوند در سوره حديد 19 فرموده است: «كساني كه به خدا و رسولانش ايمان آوردند، آن‌ها صدّيقين و شهداء نزد پروردگارشانند؛ براي آنان است پاداش اعمالشان و نور ايمانشان.»

پس مقام «شهادت» غير از مرگ و قتل عادي است، و از مرتبه اي بلندتر از آن‌ها برخودار است. و مرگ در راه خدا از دست رفتن و فوت نيست، بلكه زندگي است. آن كسي كه ميدان دفاع از دين خدا و جهاد در راه خدا را ترك می‌کند، به درد دين نمی‌خورد. او معلوم می‌شود «شهادت» را نشناخته است. او خيال می‌کند مرگ يعني نابودي و می‌پندارد ماندن براي او بهتر است. او نمی‌داند كه «همانا مرگ پلي است كه شما را به سوي ديگر عبور می‌دهد»79. حسين ابن علي (ع) می‌فرماید: «مرگ پلي بيش نيست؛ اين طرفش دنيا، آن طرفش بهشت! اين پل شما را از دنيا به بهشت می‌رساند»80. رسول خدا (ص) در مورد علي ابن ابيطالب (ع) فرمودند: «علي (ع) كسي است كه در جنگ پياپي حمله می‌کند و در قاموس او واژه فرار معنا ندارد، در جنگي نيست كه برود و پيروز برنگردد، او هميشه پيروز جنگ بود»81.

راه سعادت

پس اگر نتيجه ايثار و «شهادت» پا برجا ماندن دين خداست، راه به درستي راه سعادت است. آنجا كه انسان ديندار پاي ماندن با بي ديني و رفتن با دينداري برايش به ميان می‌آید، آنكه اهل ايثار و گذشت است و ايمان به راه خودش و درستي هدفش دارد، لحظه اي درنگ را روا نمی‌دارد و در طي اين مسير گوي سبقت را از ديگران خواهد ربود. در اين دوراهي است كه عاقل رزق تضمين شده آخرت و زندگي ماندگار و حقيقي را بر ماندن به طور موقت و باشرايط تنگ و زجر آور دنيوي ترجيح می‌دهد و رزق در جوار پروردگار را می‌پسندد و اين معامله اي است كه ترجيح دارد.

•اول اينكه ماندن در همسايگي و در حضور خداوند است.

•دوم اينكه مورد پسند خداوند بزرگ عالم است و ترجيح خواست خدا بر خواست انسان خودش امتياز دارد، و به قول شاعر اهل دل:

يكي درد و يكي درمان پسندد يكي وصل و يكي هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران پسندمان كه جانان می‌پسندد 82

•سوم اينكه: شهيد رضايت پروردگار را می‌خواهد و رضوان و رضايت حق براي او از همه چيز بالاتر است 83.

هر چند بسياري می‌پندارند كه مرده آخرش مرده است! اما خداوند چنين پنداري را قبول ندارد و آن را نفي كرده و می‌فرماید: «اي پيامبر، هرگز گمان مبر كساني كه در راه خدا كشته شدند مردگانند؛ بلكه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزي داده می‌شوند.»84

«شهادت» سعادت است

امام حسين (ع) در هنگام حركت به سوي كربلا اشعاري را مي‏خواند، كه نقل شده پدر بزرگوارشان هم همين اشعار را گاهي می‌خواندند:

«اگر چه دنيا زیبایی‌ها و دوست داشتنی‌هایی دارد، دنيا آدم را به طرف خودش‏ مي‏كشد، اما خانه پاداش الهي، خانه آخرت، خيلي از دنيا زيباتر و جذّاب تر است، خيلي از دنيا بالاتر و عالی‌تر است.»

«اگر مال دنيا را آخر كار بايد گذاشت و رفت، پس چرا انسان آن را در راه خدا انفاق نكند، و اگر اين بدنهاي ما ساخته شده است كه در آخر كار بميرد، پس چرا در راه خدا با شمشير قطعه قطعه نشود»85

و چنين نگرشي به مفهوم «شهادت» خود نيروي محركه اي است براي انسان معتقد به «شهادت» براي پيش رفتن براي طي مسير و براي رسيدن به اهداف عالية انسانيت. و راه «شهادت» هميشه براي مسلمانان باز است، هرچند تنور جهاد و نبرد در راه دفاع از اسلام گاه شعله ور است و گاه خاموش، اما مقام و موقعيت «شهادت» ثابت است و چيزي نيست كه دستخوش متغيرهاي بيروني شود. از امام چهارم (ع) نقل شده است كه فرمودند: شيعيان ما همه از صدّيقين و شهداء هستند. راوي می‌گوید از امام (ع) پرسيدم: چگونه چنين چيزي ممكن است، در حالي كه بيشتر شيعيان در فراش خود می‌میرند؟ حضرت فرمودند: آيا در قرآن سوره حديد اين آيه را نخوانده اي: «و كساني كه به خدا و فرستادگان او ايمان دارند، آن‌ها در زمره صدّيقين و شهداء هستند و در حضور پروردگارند؟ عرض كردم مثل اينكه اصلاً اين آيه را نخوانده بودم. امام (ع) فرموند: اگر بنا باشد شهيدان آن طوري كه تو مي گويي باشند، تعداد شهيدان بسيار محدود وكم خواهد بود»86 آيه اي كه می‌گوید: «خداوند به مهاجر و مجاهد در راهش از هنگام خروج از منزلش به قصد جهاد و ياري دين خدا ثواب می‌دهد»87، در اينجا معناي روشن‌تری خواهد داشت و در اين صورت آيه می‌فرماید: حركت در راهي كه در هر نقطه اي از آن درجه اي است و هر كس به هردرجه و مرتبه اي از آن كه برسد، سعادتمند است.

بخش سوم: ویژگی‌های «شهادت»

•«شهادت» مرتبه عالي كمال

شهيد در واقع به عالی‌ترین درجه و مرتبه اي از كمال می‌رسد كه ممكن است يك انسان پس از سال‌ها مجاهدت و رياضت و تحمل مشقت فراوان به آن دست يابد؛ چه آنكه انگيزه شهيد عشق الهي و رسيدن به معبود است و نتيجه تحول و دگرگوني دروني وي است 88.

•«شهادت» مفهومي اثباتي است

«شهادت» تنها قرباني شدن نيست، بلكه در وراي فدا شدن يك منطق و فلسفه كامل انساني و رهايي بخش آزادمنشانه وجود دارد، و به خاطر اختياري بودنش صاحب ارزش والايي در اسلام است.

شهيد از علايق رسته، چون حق را مشاهده كرده است و ديگر باكي از مرگ ندارد، چون مرگ را نابودي نمی‌بیند. و اين بينش در حقيقت اوج عرفان و معرفت است:

از پاي تا سرت همه نور خدا شود در راه ذوالجلال چو بي پا و سرشوي 89

«شهادت» حركت است و مرگ تسليم

«شهادت» از جنس سكون نيست، از جنس حركت و تكاپو است. «شهادت» ايستايي نيست، بلكه جنبش و تلاش است. «شهادت» كوشش براي رسيدن به يك هدف بالا و متعالي است كه با نشستن و آرامش و سكون به دست نمی‌آید:

•عمل به ايمان است

امام صادق (ع) فرمودند: «ايمان نيست مگر به عمل و عمل از ايمان است» لاغري ديگر يك رؤيا نيست و ايمان به ثبوت نمی‌رسد مگر آنگاه كه عملي در كار باشد»90. در اين مسير همه چيز تعريف مخصوص به خودش را دارد. مفاهيمي مانندايمان، هجرت، صبر، جهاد و ايثار) گرچه همخانواده با واژه «شهادت» اند، اما از جنس شهادت نيستند. «شهادت» راهي است به كمال، اما با دانستنش چيزي عايدمان نمی‌شود، بايد آن راه را رفت تا به بلنداي فضايل انساني و اوج سعادت يعني همان «شهادت» رسيد.

•راه «شهادت» باز است

«شهادت» يك فرآيند كوربي نظم و سردرگم نيست كه به طور تصادفي كسي بتواند به آن برسد؛ بلكه برآيندي است از سامانة حكيمانه اس كه به توسط حكيم مطلقي طراحي و اجرا می‌شود، و از آن پس محصولي مانند شهيد عدالت (ع), و شهيد راه آزادگي (ع) و شهيد غربت مدينه و شهيد مظلوميت طوس از نمونه برون دادهاي اين سيستم است. پس از گذشت چندين قرن باز همين سامانه است كه به مثابه دشمنان دين خدا رفته و با بازتعريف «شهادت» براي عناصر زمان خويش شهيدان انقلاب اسلامي ايران و شهيدان جبهه‌های كربلاي ايران را به پيشگاه احديت تقديم می‌کند. پس اگر راه رسيدن به سعادت ايمان و عمل است، و «شهادت» هم كمال است و سعادت؛ پس می‌توان گفت راه «شهادت» براي هميشه باز است و كسب آن مقام براي همه آزاد. گر گدا كاهل بوَد تقصير صاحب خانه چيست؟! هر كه را شوق رستگاري در سر است, راه «شهادت» در پيش روست. و چنانچه شيريني اين دنيا برايش پرجاذبه تر باشد، اسباب ماندن فراهم است. و اين نداي پروردگار است كه فرمود:

•«اي كساني كه ايمان آورده‌اید، چرا هنگامي كه به شما گفته می‌شود كه به سوي جهاد در راه خدا حركت كنيد، بر روي زمين سنگيني می‌کنید و سستي به خرج می‌دهید!؟ آيا به زندگي دنيا به جاي آخرت راضي شده‌اید؛ با اينكه متاع زندگي دنيا در برابر آخرت جز اندكي نيست.»91

•«اي كساني كه ايمان آورده‌اید! آمادگي خود را در برابر دشمنان حفظ كنيد؛ و در دسته‌های متعدد، يا به صورت دسته واحد، طبق شرايط هر زمان و هر مكان به سوي دشمن حركت كنيد»92

•«آن‌ها كه در راه خدا هجرت كردند، و از خانه‌های خود بيرون رانده شدند، بيقين گناهانشان را می‌بخشم؛ و آن‌ها را در باغ‌های بهشتي، كه از زير درختانش نهرها جاري است، وارد می‌کنم»93.

مراتب كمال

همان طور كه تحصيل مراتب دنيوي نياز به زحمت و تلاش و حركت دارد، رسيدن به جايي كه از آن نقطه جايگاه «شهادت» براي ما محسوس و مشخص باشد و بتوانيم آن را درك كنيم، امري ضروري است. گذشتن از اين دروازه و رسيدن به آن «نقطه كمالي» كه در اينجا نام آن را «شهادت» می‌نامیم، نيازمند داشتن چند پيش نياز است كه از آن به «مراتب كمال» می‌توان تعبيركرد.

كمال انساني چيست؟

استاد علامه حسن زاده آملي -حفظه الله- در خصوص كمال انساني می‌فرماید: «انسان كامل ثمره شجره وجود و كمال عالم هستي و غايت حركت وجوديه و ايجاد است. «نحن صنايع الله والنّاس بعد صنايع لنا»94 غايت قُصوي ايجاد عالم و تمام و كمال آن انسان است، و غايت وجود انسان به فعليت رسيدن دو قوه عقل نظري و عقل عملي او؛ يعني از قوه به فعل و از نقص به كمال برسند. عقل نظري آنگاه به فعليت می‌رسد كه از علم به مرتبت عقل مستفاد كه اتّصال به مفارقات و مشاهدات معقولات است، نائل آيد. و عقل عملي آنگاه به فعليت می‌رسد كه از عمل، به درجه عدالت، حدّ توسط اخلاق متضادّ حاصل از تعلق بدن واصل گردد»95. اشاره خوبي است براي اثبات اين موضوع كه «شهادت» می‌تواند از مراتب كماليه هستي باشد، زيرا حركت وجوديه انسان در مراتبي می‌تواند به غايت و كمال برسد كه يكي از آن‌ها مرتبه «شهادت» است.

شناخت هدف

اميرالمؤمنين علي (ع) به كميل می‌فرمایند: «هيچ حركت و فرآيندي نيست، مگر اينكه تو در آن نياز به شناخت و معرفت داري»96. و از آنجا كه «شهادت» حركت به سمت كمال است، براي رسيدن به آن نياز به عنصر ضروري شناخت است. با چشم باز و ديد ژرف می‌توان به مرتبه والاي «شهادت» نگريست و با پيمودن مقامات لازمه به تحصيل آن پرداخت.

•«آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفریده‌ایم، و به سوي ما باز گردانده نمی‌شوید؟»97

•«من جنّ و انس را نيافريدم، جز براي اينكه عبادتم كنند و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند»98

زماني كه انسان به خدا اعتقاد دارد و «كمال مطلق» را به عنوان هدف براي خويش انتخاب كرده است، تمام فعالیت‌هایش را در جهت او معطوف می‌دارد و براي همة کوشش‌هایش هدف و معناي واحدي «الله» را در نظر می‌گیرد، و هر چه ايمان و اعتقادش در اين راه بيشتر باشد، رفتار منسجم تر و منظم تري را دارد.

انجام عمل صالح

براي به فعليت رسيدن يك عمل مراحل مختلفي به عنوان مقدمه لازم است رعايت شود:

1. شناخت هدف؛

2. دوم حركت؛

3. استمرار و دوام انگيزه در آن حركت.

الف. تعيين هدف

از آنجايي كه غايت همه آفريدگان خداوند است، هر پديده و مخلوقي در راه رسيدن به اين هدف حركت كند، اميد رسيدن به كمال در آن وجود دارد، و تنها آن دسته از اعمالي كه در جهت «وجه الله» سير می‌کند، سودمند و نتيجه بخش خواهد بود و اموري كه داراي اين هدف نيستند محكوم به فنا هستند.

«همه چيز هلاك شدني است، مگر آنچه رو به سوي او دارد 99. بي خود انسان هلاك نمی‌شود. كسي كه به سوي هلاكت در حركت است، دستاوردش هلاكت است و هر كس كه به سوي تكامل حركت می‌کند، دستاوردش كمال خواهد بود.

هدفدار بودن «شهادت»

در آغازين گام به سوي مقام «شهادت» هدف بايد معلوم و شناخته شده باشد. ما در اينجا از آن هدف به «كمال» تعبير می‌کنیم 100؛ راهي است به سوي ورود در جمع صالحين و خوبان و داخل شدن در گرد آنان كه در جهان برتر به سر می‌برند و آنان عليين هستند. وادي «شهادت» از همه بدی‌ها به دور است و كمتر كسي را براحتي در آن جا می‌دهند و پذيرش می‌نمایند.

اميرالمؤمنين (ع) می‌فرمایند: «جهاد مرتبه اي بالاست كه همه به آن مرتبه نائل نمی‌شوند و اين موهبتي است كه خداوند براي خوبان از دوستان خويش ارزاني داشته است.» 101

پس می‌توان نتيجه گرفت كه شهيداني كه در معركه و در كارزار جانشان را در دفاع از اسلام ايثار می‌کنند، مقام كمال را دریافته‌اند. گاهي انسان با زبانش، گاهي با بيانش، گاهي با قدمش، و گاهي با قلمش از دين دفاع می‌کند. همه این‌ها نوعي به دفاع برخاستن از كيان دين و مذهب است و همه ارزش است، امّا؛ و زماني فرا می‌رسد كه تمام هستی‌اش را براي حفظ دين خدا تقديم می‌کند، و آنگاه ارزشي بالاتر از آن نيست.

ب.حركت: عمل صالح

بعد از شناخت هدف؛ شرط ديگر توفيق و پيشرفت در راه تكامل عمل صالح است 102

•«پس هر كسي كه اميد به ديدار پروردگارش دارد، به عمل صالح

می‌پردازد» انساني كه در انتظار ديدار خالقش است، نه تنها بدون فعاليت و تحرك نيست، بلكه انتظار براي او بدين معناست كه با شتاب به عمل صالح بپردازد. و حتي در اين زمينه دستور سبقت داده شده است.» 124

•«و كساني را كه اميد به ملاقات ما ندارند، رها می‌کنیم تا در طغيانشان سرگردان مانند.»104

ج.اميدواري

«تأثير اميدواري در رسيدن به تكامل». اميد نيروي محرك انسان براي تلاش و پيشرفت و عمل است. انسان‌ها هر يك به اميد نفعي در حرکت‌اند، خواه اين نفع در بهره اي حيواني باشد و خواه در كمالي معنوي و متعالي. نفع انسان در اين است كه هماهنگ با ساير مخلوقات تلاش خود را در جهت كمال متمركز كند، چرا كه همه هستي به سوي كمال در حركت است. اساس خلقت نيز بر اين نهاده شده است تا انسان‌ها سودي برند.

چنان كه در حديث قدسي آمده است:

•«من خلق را آفریده‌ام تا از من نفعي برند و نيافريدم تا من از ايشان منتفع گردم 105.

•«تسبيح می‌گوید براي خدا، به سوي خدا می‌رود آنچه در آسمان‌ها و زمين است و اوست عزّتمند و حكيم»106.

و در اينجا شهيد قبل از رسيدن به كمال انساني و سعادت و «شهادت» به خوبي برايش روشن است كه:

•اين «شهادت» معامله اي است كه با خدا انجام می‌دهد.

•هيچ خسارت و زياني در اين معامله و تجارت با خدا وجود ندارد.107.

•شخصي كه اين مسير را پشت سر گذاشته، به مقام «شهود» برسد. از آن موقعيت به «وجه الله» كه جلوه اي است از كمال حق می‌نگرد و از اين نگريستن هرگز ملول نخواهد شد. شاهد هميشگي و مشهود نيز ابدي خواهد بود. تماشاگهي است كه بسياري را به وسوسه انداخته تا براي رسيدن به آن شوق و اشتياق وصف ناپذيري از خود بروز دهند و بگويند: «پروردگارا، بسيار مشتاق هستيم به لذّت ديدارت».

نتيجه گيري

«شهادت» اوج هرم ارزش‌های انساني است. غير شهيدان را بر بلنداي اين قله راه نيست، زيرا هركس را آن مقدار مرتبه می‌دهند كه خود برايش زحمت كشيده و رنج برده است. شهادت مرتبه اي بسيار والا از مراتب كمال انساني است و همه مراتب انساني كه به طور طبيعي لازم به طي كردن و كسب كردن است، تنها از طريق مقدماتي حاصل می‌شود كه انسان آن را طي می‌کند. بدون درنورديدن مسافت بسيار طولاني بين آغاز و انجام انسان، هيچ كس قادر به رسيدن به جايگاه ارزنده و رفيع «شهادت» نيست و اين برآيندي است از سيره حسيني و علوي كه دست آموزان آموزه‌های الهي بودند و ثابت كردند كه شهادت هديه اي است در عوض زحمت‌های شيفتگان مقام حق كه در راه رسيدن به طريقش هستي خويش را نيز هزينه می‌کنند، زيرا آگاه‌اند كه حاصل سعي و تلاششان رضايت حق است كه از آن بالاتر مقامي نيست.

منابع و مآخذ

1-ابن ابي الحديد، عبدالحميد بن هبه الله. (1404 ه). شرح نهج البلاغه، قم، انتشارات كتابخانه آيت الله مرعشي نجفي.

2-ابن منظور، جمال الدين محمد بن مكرم. (1997 م). لسان العرب، لبنان، بيروت: دار صادر للطباعه و النشر.

3-اخوان الصفا. (1405 ه). رسائل اخوان الصفا، قم: مكتب الاعلام الاسلامي.

4-اِربلي، علي بن عيسي بن ابي الفتح. (1421 ه): كشف الغمه في معرفه الائمه: بيروت: دارالأضواء، چاپ اول.

5-الهي قمشه‌ای، مهدي. (1387 ش). كليات دوبیتی‌های بابا طاهر عريان، تهران: انتشارات سعدي، چاپ اول.

6-انصاري، محمد علي. (بي تا). نهج البلاغه، قم: انصاري.

7-جرّ، خليل. (1382 ش). فرهنگ لاروس عربي-فارسي «ترجمه: طبيبيان، سيد حميد»، تهران: موسسه انتشارات امير كبير، چاپ چهاردهم.

8-جوهري، اسماعيل بن حمّاد. (1404 ه). آل‍ص‍ح‍اح في اللغه، بيروت: دارالعلم للملايين.

9-حاجي ابوالحسني نرگاني، عبدالحسين. (1386 ش). نردبان تكامل (فرهنگ شهادت)، قم: صبح صادق، چاپ اول.

10-حافظ شيرازي، شمس الدين محمد. (1384). ديوان حافظ شيرازي (به اهتمام قزويني، محمد؛ غني، قاسم)، تهران: انتشارات ارمغان طوبي، چاپ سوم.

11-حرّ العاملي، محمد ابن الحسن. (1391 ق). وسايل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه، بيروت: دار احياء التراث العربي، چاپ چهارم.

12-ح‍س‍ن زاده آم‍لي، ح‍س‍ن. (۱۳۷۹ ش). ان‍س‍ان ك‍ام‍ل از ديدگ‍آه ن‍ه‍ج آل‍ب‍لاغ‍ه، ت‍ه‍ران: ب‍نياد ن‍ه‍ج آل‍ب‍لاغ‍ه.‏

13-حسيني دشتي، سيد مصطفي. (1385 ش). معارف و معاريف دائرة المعارف جامع اسلامي، تهران: جامع اسلامي، موسسه فرهنگي آرايه.

14-خميني، روح الله. (1385 ش). صحيفه امام (بيانات، پیام‌ها، مصاحبه‌ها، احكام، اجازات شرعي و نامه‌ها)، تهران: موسسه تنظيم نشر آثار امام خميني (ره)، چاپ اول.

15-(1372 ش). چهل حديث، تهران: موسسه تنظيم نشر آثار امام خميني (ره)، چاپ سوم.

16-خوري شرتوني لبناني، سعيد. (1403 ه). اقرب الموارد في فصح العربيه و الشوارد، قم: مكتبه آيت الله مرعشي النجفي.

17-الراغب الاصفهاني، ابي القاسم الحسين بن محمد بن المفضل. (1404 ه). المفردات الراغب في غريب القرآن، بي جا: دفتر نشر الكتاب، چاپ دوم.

18-شريعتي، علي. (1385 ش). شهادت، ت‍ه‍ران: ق‍لم، چاپ دوم.

19-طباطبايي، سيد محمد حسين. (1393 ه). الميزان في التفسير القرآن، قم: دارالكتاب الاسلامي، چاپ سوم.

20-طبرسي، فضل ابن الحسن. (1379 ه). مجمع البيان في تفسير القرآن، بيروت: دار احياء التراث العربي.

21-طبرسي، فضل بن حسن بن فضل. (1385 ه). مشكوة الانوار في غررالاخبار، نجف اشرف: انتشارات كتابخانه حيدريه.

22-طوسی، آب‍وج‍ع‍ف‍رم‍ح‍م‍د ب‍ن ح‍س‍ن. (1365 ش). تهذيب‏الأحكام، تهران: دارالكتب الاسلاميه.

23-عبدالباقي، محمد فؤاد. (1384 شمسي). المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الكريم، قم: انتشارات اسلامي. چاپ ششم.

24-عميد، حسن. (1383 ش). فرهنگ فارسي عميد، تهران: موسسه انتشارات امير كبير، چاپ سی‌ام.

25-فيض الاسلام، سيد علينقي. (1366 ش). ترجمه و شرح صحيفه كامله سجاديه، تهران: انتشارات فيض الاسلام، تجديد چاپ.

26-قرشي، سيد علي اكبر. (1361). قاموس قرآن، تهران: دارالكتب الاسلامي، چاپ سوم.

27-كليني، محمد بن يعقوب بن اسحاق. (1375 ش). الاصول من الكافي، تهران: دارالكتب الأسلاميه، چاپ ششم.

28-گروه حديث پژوهشكده باقرالعلوم (ع) «ترجمه: مؤيدي، علي». (1385 ش). فرهنگ جامع سخنان امام حسين (ع)، قم: نشر معروف، چاپ سوم.

29-متقي، ع‍ل‍ي ب‍ن ح‍س‍ام آل‍دي‍ن. (1424 ه). ك‍ن‍ز آل‍ع‍م‍آل في س‍ن‍ن الاق‍وال و الاف‍ع‍آل، بی‍روت: دارال‍کت‍ب آل‍ع‍لم‍ي‍ه.

30-مجلسي، محمد باقر. (1423 ه). بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار (ع)، بيروت: دارالتّعارف للمطبوعات، چاپ اول.

31-محدثي، جواد. (1383). فرهنگ عاشورا، قم: نشر معروف، چاپ هفتم.

32-محقق، محمد باقر. (1359 ش). نمونه بيانات در شأن نزول آيات، تهران: انتشارات اسلامي، چاپ دوم

33-محمدي ري شهري، محمد. (1362 ش). ميزان الحكمه، قم: مكتب الاعلام الاسلامي.

34-مختاري پور، حسن. (1385 ش). نیایش‌های آسماني، اصفهان: نشر سرو چمان، چاپ اول.

35-مطهري، مرتضي. (1379 ش). قيام و انقلاب مهدي (ع)، تهران: انتشارات صدرا، چاپ بيست و يكم.

36-مفيد، محمد بن محمد بن نعمان. (1413 ه). اوائل المقالات، قم: كنگره جهاني هزاره شيخ مفيد.

37-مكارم شيرازي، ناصر. (1378 ش). ترجمه قرآن مجيد، قم: انتشارات اميرالمؤمنين، چاپ اول.

38-نراقي، احمد. (1386 ش). معراج السعاده، تهران: انتشارات گلي، چاپ اول.

39-نوري الطبرسي، ميرزا حسين. (1408 ه): مستدرك الوسائل، قم: مؤسسه آل البيت (ع).

40-ورام، مسعود بن عيسي. (1385 ش). مجموعه ورام «آداب و اخلاق در اسلام»، قم: بنياد پژوهش‌های اسلامي، چاپ سوم.

کد مطلب: 116639