داخلی صفحه قزوین خبر
 
وصیت نامه شهید قربان علی مرادی
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۵۲
استغفار و دعا را از یادتان نبرید، که بهترین درمان‌ها برای تسکین دردهاست و همیشه به یاد خدا باشید و در راه او قدم بردارید.
وصیت نامه شهید قربان علی مرادی
 
بسم الله الرحمن الرحیم. «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون». (آل‌عمران/ ۱۶۹). آنان که در راه خداوند کشته می‌شوند، مرده مپندارید؛ بلکه آنان زندگانی هستند که نزد خداوند روزی می‌خورند. سپاس خدا را که به این بنده‌ی ناچیز توفیق داد که در راه خدا به میهن اسلامی و امام خدمت کنم و خانواده و زندگی خود را رها کرده و در راه مقدس و پاکش گام بردارم و از خدا بخواهم که شهادت را ـ که نصیب بندگان خالصاش شده ـ نصیب این بنده حقیر (اگر لیاقت آن را داشته باشم) بنماید؛ شهادتی که در راه هدف و عقیده‌ام باشد. خداوندا! تو را سپاسگزارم که توفیق شرکت در صفوف منظم سپاه اسلام و سربازان امام زمان (عج) را ـ که به حق به ندای دیرینه‌ی امام حسین (ع) و رهبر کبیر انقلاب لبیک گفته و مرگ سرخ را بر زندگی سیاه ترجیح داده و اسلام را بار دیگر پس از گذشت ۱۴۰۰ سال و اندی با خون پاک و مطهرشان زنده کرده و اسلام، دینی که آخرین پیامبر خدا آن را به امانت به دست مسلمانان سپرد، از دست جهان‌خواران و منافقینی که نمی‌خواهند طبقه‌ی مستضعف و اسلام محمد (ص) رو به رشد و تکامل گام بردارد، نجات بخشند ـ به من عطا نمودی. ... و حالا با شما ملت شهیدپرور و مقاوم چند کلمهای سخن دارم: ای جوانان! نکند در رختخواب ذلت بمیرید، که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد. ای جوانان! مبادا در خواب غفلت بمیرید، که علی (ع) در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بی‌تفاوتی بمیرید، که علی‌اکبر حسین (ع) در راه حق و با هدف شهید شد. ای مادران! مبادا از رفتن فرزندان‌تان به جبهه جلوگیری کنید، که فردا در محضر خدا نمی‌توانید جواب زینب (س) را بدهید، که شهادت ۷۲ شهید را تحمل نمود. همه مثل خاندان «وهب» جوان‌تان را به جبهه‌های نبرد بفرستید و حتی جسد او را هم تحویل نگیرید؛ زیرا مادر وهب فرمود: «سری را که در راه خدا داده‌ام، پس نمی‌گیرم.» ... و اما ای برادران! استغفار و دعا را از یادتان نبرید، که بهترین درمان‌ها برای تسکین دردهاست و همیشه به یاد خدا باشید و در راه او قدم بردارید. مواظب باشید دشمنان بین شما تفرقه نیندازند و شما را از روحانیت متعهد جدا نکنند، که اگر چنین کنند، آن روز روز بدبختی مسلمانان و روز جشن ابرقدرت‌هاست. حضورتان را در جبهه‌های حق علیه باطل ثابت نگه دارید. ... و اما راجع به امام عزیز، بیشتر دقیق شوید و سعی کنید عظمت او را دریابید و خود را تسلیم مکتب اسلام، قرآن و امام کنید و صداقت و اخلاص خود را هم‌چنان حفظ کنید. اگر فیض شهادت نصیبم گشت، آنان که پیرو خط سرخ امام خمینی (س) نیستند و به ولایت و احکام او اعتقاد ندارند، بر من نگریند و بر جنازه‌ی من حاضر نشوند؛ باشد که «دماء شهدا» آنان را نیز متحول ساخته و به رحمت الهی نزدیک سازد و خداوند هم آنان را به راه راست هدایت کند. سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و بگویید: «تا آخرین قطره‌ی خونم سنگر اسلام را ترک نکرده و نخواهم کرد.» با خداوند عهد و پیمان می‌بندم که در تمام عاشوراها و در تمام کربلاها با امام حسین (ع) همراه باشم و سنگر او را خالی نکنم، تا هنگامی که همه احکام اسلام زیر پرچم اسلامی امام زمان (عج) به اجرا در آید. ... و اما مادر، پدر، برادر، خواهران و شما فرزندان و همسرم! این بار روی سخنم با شماست. مبادا در مرگم شیون کنید و رخت سیاه به تن کنید؛ زیرا دشمن را با این کارتان شاد می‌کنید. به فرزندانم توصیه می‌کنم که‌ پیرو راه امام عزیز و بت‌شکن زمان باشند و از همسرم نیز می‌خواهم که فرزندانم را زینب‌وار تربیت کند. ... و ای همسرم! از شما می‌خواهم که در شهادتم صبر و استقامت را پیشه‌ی خود سازی و فرزندانم را طوری تربیت کنی که به حق پیشوانه‌ی اسلام، قرآن و امام باشند. ... و اما مادرم، ای که با شیره‌ی جان‌ات مرا پرورده‌ای! افتخار بر تو باد که چنین فرزندی تربیت کرده و در راه اسلام و قرآن هم‌چون «اسماعیل» (ع) قربانی کردی. ... و ای پدرعزیزم! تو باید با صبر و استقامت و با مقاومت خود نشان دهی که به حق پشتوانه‌ی اسلام هستی و امام عزیز را تنها نمی‌گذاری؛ زیرا فرزندت به خاطر شکستن سدهایی که در راه اسلام ایجاد کرده بودند و با شکافتن این راه، به شهادت رسید. تو باید با صبر خود به نحو دیگری این منافقین را رسوا سازی. ... و برادرم! از شما می‌خواهم که تداوم‌گر راه شهیدان باشی و سلاحی را که از دست برادرت افتاده برداری. ... و اما خواهرانم! امیدوارم در شهادتم اندوهی به دل راه ندهید و «زینب» (س) ـ این چهره‌ی درخشنده‌ی تاریخ و تنها زنی که برادرش در راه قرآن با ۷۲ تن از یاران پاکش به شهادت رسید و او با سخنرانی‌های خود دشمنان را رسوا کرد ـ را سرمشق خود قرار داده و صبر و استقامت داشته باشید. و حالا، ای فامیل، دوستان، آشنایان و هم‌وطنان! بدانید که این توبه‌نامه‌ام بود که برای‌تان نوشتم. امید است که ان‌شاء‌الله این بنده را ببخشید. اگر از من بدی دیده‌اید، حلالم کنید. از شما می‌خواهم که وحدت و استواری خود را حفظ کنید و گوش به فرمان امام عزیز بوده و در کمبودها صبر داشته باشید؛ زیرا این وعده‌ی خداوندست که: «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین» (قصص/۵) شما مستضعفین را حاکم بر سرنوشت خود و بر جهانیان خواهد گردانید. نماز را به پای دارید و مسجدها را ـ که سنگر مقاومت و ایستادگی در برابر بت‌پرستانند ـ پر کنید و باز در آخر شما را توصیه می‌نمایم که تقوا را پیشه‌ی خود قرار داده و امام را تنها نگذارید؛ زیرا به حق کشتی نجات است. دعا به جان امام عزیز را فراموش نکنید. «خدایا، خدایا! تا انقلاب مهدی (عج)، خمینی را نگه‌دار.» به امید این که راه کربلا باز گردد و خانواده‌های شهدا به زیارت ابا عبدالله ‌الحسین (ع) بروند. «بزرگ مقلدان خمینی (س) را جز شهادت سرنوشتی نیست».
۱۲/۱۱/۶۴ ، برابر با ۲۱ جمادی‌الاول ۱۴۰۶ قمری.
و السلام علیکم و رحمه ‌الله و برکاته.
بنده‌ی حقیر و گنه‌کار. قربانعلی مرادی
کد مطلب: 123795
 


 
 
دولت ایثارگران
 

*حجت الاسلام و المسلمین شهیدی، نماینده ولی فقیه،...

 
 
 
 
فراخوان جشنواره «سرچشمه سرخ» منتشر شد