نطق قبل از دستور شهید رحمن استکی؛
جنگ ما هنرپیشه‎هایش عوض می‏شوند
تاریخ انتشار : يکشنبه ۷ تير ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۱۰
جنگ ما هنرپیشه‎هایش عوض می‏شوند
 
نطق قبل از دستور شهید رحمن استکی نماینده مردم شهرکرد در مجلس شوراس اسلامی: «جنگ ما یک روز، دو روز نیست، این رشته سر دراز دارد، هنرپیشه‎هایش عوض می‎شود، عراق قطعاً کنار می‎رود، ملت عراق در کنار ما قرار خواهد گرفت و این از مسلمات است».
 
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه چهارمحال و بختیاری، رحمان استکی فرزند رضا، سوم اردیبهشت سال ۱۳۲۹ هجری شمسی در خانواده‎ای مذهبی در شهرکرد دیده به جهان گشود.
 
شالوده اعتقادی و روحیه ظلم ستیزی رحمان، به خانواده مؤمن و متعهد او باز می‎گردد که بعدها در طول حیات پر برکت انقلاب اسلامی سه شهید گلگون کفن تقدیم آرمان‌های والای اسلامی کردند.

استکی پس از اخذ مدرک تحصیلی دیپلم و پایان خدمت نظام وظیفه، در سال ۱۳۵۱ هجری شمسی به استخدام آموزش و پرورش درآمد و تعلیم و تربیت را پیشه خود ساخت. او به خوبی مسیر هدایت نونهالان و نوجوانان را شناسایی کرده بود و بواسطه عقبه دینی خود و ارتباط با روحانیت مبارز، همواره سعی می‎کرد تا دانش‌آموزان را با اصول و مبانی اعتقادی دین مبین اسلام و کلام وحی که اساس مبارزه با ظلم و کفر است، آشنا و مأنوس کند.
 
استکی در طول سال‌های قبل از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، به سبب شناخت خوبی که از ماهیت و حقیقت انسان‌ها داشت و به استعدادهای درونی و فطری پاک دانش‌آموزان واقف بود، توانست خیلی سریع با آنان ارتباط برقرار کند.

وی با اتکا به معارف عمیق اسلامی،‌ بکارگیری روش‎های صحیح تعلیم و تربیت اسلامی و نفوذ کلام در میان دانش‌آموزان، آنها را به صحنه مبارزه با طاغوت کشاند و با برپایی جلسات مخفی، روحیه کفر ستیزی را در درون فرزندان محروم خطه شهرکرد بیدار کرد.
 
به واسطه روشنگری‎های استکی، بسیاری از دانش‌آموزان شهرکردی به صف مبارزان انقلابی پیوستند.در پی برپایی تظاهرات دانش‌آموزی، مدیر کل وقت آموزش و پرورش استان چهارمحال و بختیاری، طی گزارشی به ساواک، رحمان استکی را مسبب و عامل تحریک دانش‌آموزان معرفی می‎کند. ساواک که در این مدت رحمان استکی را شناسایی کرده بود او را دستگیر و تحت بازجویی و شکنجه قرار می‎دهد.

مدیریت و دوراندیشی از ویژگی‎های بارز استکی
 
معلم شهید، یکسال پس از حضور در کلاس های درس، برای آشنایی بیشتر با نهضت امام خمینی (ره) و جریان‌های مبارز اسلامی به تهران هجرت کرد و پس از ارزیابی و برقراری ارتباط با آیت‎الله دکتر محمدحسینی بهشتی به توصیه دوستان همرزم و انقلابی خود و برای ادامه موج اعتراضات مردمی به زادگاهش شهرکرد بازگشت. هوشمندانه، بیشتر تظاهرات مردمی را سازماندهی و مدیریت می‎کرد و با ایمان قوی و شهامت فراوان،‌ بدون هیچ ترس و واهمه‎ای اعتصابات دانش‌آموزی را تقویت می‌کرد.

شهید رحمان استکی در سال ۱۳۵۳ وارد دانشگاه شد و در همین ایام با حضور در کلاس درس علامه محمدتقی جعفری(ره) و جلسات مخفی آیت‎الله دکتر محمدحسینی بهشتی، عزم خود را برای ادامه مبارزه با رژیم ستم شاهی دو چندان کرد.
 
وی در سال ۱۳۵۷ در رشته مدیریت آموزشی از دانشگاه تربیت معلم تهران موفق به اخذ درجه کارشناسی شد. همزمان با اوج مبارزات مکتبی ملت ایران، به شهرکرد بازگشت و صحنه مبارزات را هدایت کرد.

شهید استکی پس از پیروزی انقلاب اسلامی

استکی با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، به رهبری حضرت امام خمینی «رضوان اله تعالی علیه»‌ به سنگر مدرسه بازگشت و با خلوص نیت و عزمی سترگ، نوجوانان و جوانان را به مجاهدتی دیگر که همانا قطع وابستگی علمی به بیگانگان و اعتلای آرمان‎های انقلابی بود تشویق کرد.
 
او به عنوان یک معلم آگاه و متعهد، وظایف خود را به نحو احسن دنبال می‌کرد تا اینکه علیرغم میل باطنی خود، به عنوان معاون آموزشی و سپس کفیل اداره کل آموزش و پرورش استان چهارمحال و بختیاری منصوب شد. وی صادقانه و بی هیچ تکلفی بیشتر اوقات، تا پاسی از نیمه شب در محل کار خود حضور داشت و برای ایجاد امکانات علمی و آموزشی در سطح استان و آشنایی اولیاء و مربیان با دستاوردهای تعلیم و تربیت اسلامی فعالیت می‎کرد.

استکی که در طول مبارزه با رژیم منحوس پهلوی، روحیه تشکیلاتی را در درون خود به خوبی پرورش داده بود، از نبود تشکیلات منسجم سیاسی اسلامی در بین نیروهای مکتبی و نیز نفوذ منافقین در پشت نقاب تزویر و شعارهای عوام فریبانه رنج می‎برد.
 
«شهرکرد» یکی از شهرهایی بود که منافقین در آن بسیار فعال بودند و شهید استکی خدمات فراوانی در افشاگری چهره پلید نفاق و منافقین داشت و مورد غضب و کینه آنها بود. از این رو با اعلام تأسیس حزب جمهوری اسلامی و تائید آن از سوی بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران، با توجه به شناخت قبلی که از اساتید مبارز همچون دکتر بهشتی و دکتر باهنر داشت، با کمک نیروهای وفادار انقلابی، دفتر حزب جمهوری اسلامی را در شهرکرد ایجاد کرد.
 
وی برای بسط و گسترش مراکز علمی و پایگاه‎های آموزشی، از هیچ خدمتی دریغ نکرد و سیل تهمت‎ها و شایعه سازی‎های برخی عناصر منحرف باقیمانده در آموزش و پرورش نیز نتوانست کوچکترین خللی در عزم راسخ او بوجود بیاورد.

استکی و افشای چهره کریه منافقین

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جریان‌های التقاطی با محوریت منافقین و لیبرال‌ها که در زیر چتر حمایتی استکبار جهانی قرار داشتند، با طرح مطالبی نظیر اسلام ارتجاعی، استبداد با نقابی که به چهره داشتند پیوسته بر طبل مترقی نمایی اسلام می‎کوبیدند و با توطئه چینی، سعی داشتند ضمن حذف نیروهای انقلابی و مکتبی ‌در همه ارکان نظام نفوذ و زمینه‎های وابستگی مجدد مردم رهیده از ظلم را فراهم کنند.

شهید استکی که در طول مبارزه‌ به ماهیت جریان های التقاطی نظیر منافقین و لیبرال‌ها پی برده بود، همواره در برابر آنها ایستادگی می‎کرد و با آموزه‎های دینی خود سعی داشت تا نقاب تزویر و نفاق را از چهره کریه آنان بر انداخته و ماهیت واقعی آنان را آشکار سازد.

او با هوشیاری و تیزبینی، خطاب به همرزمان خود می‎گفت: «برادران و خواهران؛ ضد انقلاب، گروهک‌های منحرف و منافق، برای تحقق نیات شوم و باطل خود «حرف حق» می‎زنند، باید هوشیار و بیدار بود تا مبادا در طول مبارزه این مسئله مهم را از یاد ببریم و غافل شویم.»

شهید استکی در سنگر خانه ملت

با آغاز انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۵۸،‌ به عنوان نامزد حزب جمهوری اسلامی در حوزه انتخابیه شهرکرد معرفی شد و مردم این شهرستان با شناختی که از تقوی و روحیه مبارزه و خدمتگزاری استکی داشتند او را به عنوان نماینده خود انتخاب کردند و رحمان استکی با کسب ۶۳ درصد آرای مردم شهرکرد به خانه ملت راه یافت.

رحمان استکی از زمانی که به عنوان نماینده مردم شهرکرد به مجلس شورای اسلامی راه یافت، خدمات بی شائبه‌ای را در این مسئولیت از خود به یادگار گذاشت. او همواره برای رفع فقر و محرومیت، بهبود وضع معیشتی مردم و مبارزه با احتکار و گرانفروشی و زبونی دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی ایران مجاهدت می‏‎کرد.

شهید استکی بیست و چهار روز پس از آغاز جنگ تحمیلی در نطق قبل از دستور خود، دیکتاتور بعثی عراق را دیوانه و نوکر سرسپرده کفر جهانی معرفی می‏کند و در ادامه می افزاید: «… سئوال من از امت به پا خاسته اسلام و … ملت مسلمان و رنج دیده عراق است… سئوال من از طفلان و نوزادان معصوم فلسطینی است که قبل از آنکه رایحه دل انگیز پستان مادرشان را استشمام کنند، مزه تلخ باروت های اسرائیلی را مضمضه می کنند… آیا صدام حسین که ۱۴۳ فروند هواپیمای عراقی را تا پریشب در خاک ایران از دست داده است، چند فروند هواپیما به جبهه نبرد با اسرائیل فرستاد؟ … اکنون بعث عراق به مبارزه علیه ایران برخاسته است. آیا وجدانهای بیدار دنیا می پذیرند که صدام مسلمان باشد.»

شهید رحمان استکی، با درایتی که داشت توانسته بود اهداف نظام‎های استکباری و برخی عمال وابسته را شناسایی و آینده را به وضوح ترسیم کند. او در ادامه نطق قبل از دستور خود می‎گوید: «… جنگ ما یک روز، دو روز نیست، این رشته سر دراز دارد، هنرپیشه هایش عوض می‎شود، … عراق قطعاً کنار می‎رود، ملت عراق در کنار ما قرار خواهد گرفت و این از مسلمات است…. »

استکی در طول مبارزه آموخته بود تا تمشیت امور و نگاه به آینده و ژرف نگری را فراموش نکند، از این رو معتقد بود هرگز نباید برخی کاستی‎ها و مشکلات مانع از تحقق خواسته‎های ملت و اهداف انقلاب شود. او همواره ادامه مسیر بر اساس برنامه و تکیه بر اصول قانون اساسی را یادآور می‏شد و «وحدت ملی» را بر همه امور مترتب می‌دانست.

شهید استکی در برابر نیات پلید منافقین هرگز خاموش نمی‎ماند و معتقد بود ریشه این فتنه که با توسل به اقدامات و فجایع ضدبشری سعی در ایجاد اختلال در جامعه دارد را باید گرفت. وی پس از حمله عناصر منافقین به دفتر حزب جمهوری اسلامی در شهرکرد طی سخنانی در نشست علنی مجلس با اشاره به یک ضرب المثل قدیمی می‎گوید… «بدهکار را اگر نرفتی سراغش طلبکار می‌شود….
 
عده‌ای از هواداران مجاهدین (منافقین) و پیکاریان به قول خودشان به نشانه هلاکت چهار تن از عوامل خود به دست نیروهای مسلح حزب جمهوری اسلامی در قائم شهر، به دفتر حزب جمهوری اسلامی شهرکرد حمله می‎کنند، در حزب را می‎شکنند …. آنچه [در آنجا بود مانند] کتاب، قرآن، نهج البلاغه، پوستر و کتاب‎های شهید مطهری را به وسط خیابان می‏ریزند، پاره می‏کنند و آتش می‏زنند… مردم آنجا، آنهایی که مشمول کلمه مردم می‎شوند به خوبی به اسلام معتقدند و امام را به رهبری صادقانه می‌شناسند و به خاطر همین اعتقاد و به فرمان امامشان آرامش را حفظ کرده‎اند، هیچ گونه واکنشی از خودشان نشان نداده اند ولی باز به اتکاء صحبت‎های امام،‌ منتظر رسیدگی سریع و دقیق و قاطعانه مسئولان قضایی و سایر مسئولان مملکتی هستند.»

رحمان استکی سرانجام در تاریخ هفتم تیر ۱۳۶۰ در فاجعه انفجار تروریستی دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی، عاشقانه به سوی معبود پر کشید و در گلستان شهدای شهرکرد در جوار رحمت حضرت حق قرار گرفت.

دو پسر از شهید رحمان استکی به نام‎های هادی (تولد ۱۳۵۹) و حامد (تولد ۱۳۶۰) به یادگار مانده است.

خبرگزاری ایسنا
خبرنگار: 63
انتهاي پیام
کد مطلب: 125187
 


 
 
دولت ایثارگران
 

*حجت الاسلام و المسلمین شهیدی، نماینده ولی فقیه،...

 
 
 
 
فراخوان جشنواره «سرچشمه سرخ» منتشر شد