خبرنگار 16 ساله دفاع مقدس
تاریخ انتشار : شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۲۶
خراسان شمالي - مورخ شنبه 1394/05/17 شماره انتشار 19038
خبرنگار 16 ساله دفاع مقدس
 
 
   
علي اصغر خسروي- امروز «ميثم» ديگر در شهر و ديار خود غريب نيست و مسئولان، مردم و خبرنگاران او را خوب مي شناسند و از تلاش ها و جانفشاني هايش شناخت پيدا کرده اند. شهيد «محمدرضا اماني»، خبرنگار شهيد استان تا همين 3 سال پيش در شهر و استان خود غريب بود اما دوستان خبرنگارش در روزنامه خودش کاري کردند کارستان و با دلنوشته هاي شان غبار مظلوميت را از چهره اين شهيد والامقام زدودند.
شهيد 18 ساله
شهيد «محمدرضا اماني» متخلص به «ميثم» در مرداد ماه سال 1347 در شيروان به دنيا آمد. از کودکي رفتاري متفاوت با هم سن و سال هاي خود داشت، عشق و علاقه به اسلام، از او نوجواني انقلابي بار آورد به طوري که 12 سال بيشتر نداشت که عضو بسيج سپاه پاسداران شد. او در 14 سالگي در جبهه هاي نبرد قدم گذاشت و با حضور مستمر در جبهه ابتدا به عنوان رزمنده و بسيجي و از سن 16 سالگي تحت عنوان خبرنگار و گزارشگر به ثبت تصاوير و لحظه هاي زيبا و تاريخي دفاع مقدس پرداخت. اين شهيد از شروع عمليات «مسلم بن عقيل» تا بعد از عمليات کربلاي 5، در 2 سنگر مهم حضوري جدي و فعال داشت؛ سنگر تبليغ و هنر. «محمدرضا» نامي آشنا در ميان اصحاب رسانه و هنر داشت، بي قرار بود و شب و روز نمي شناخت. 18 سال بيشتر نداشت که در کربلاي شلمچه به کاروان شهيدان پيوست.
آغاز يک پايان
«مواظب باشيد بغض گلوي تان را نگيرد»؛ گزارشي بود که 17 مرداد سال 91 در روزنامه خراسان شمالي منتشر شد و سرگذشت زندگي شهيد «محمدرضا اماني» را بازگو کرده بود. اين گزارش آغازي بود بر پايان مظلوميت شهيد «ميثم». در بخش هايي از اين گزارش آمده بود:
از 14 سالگي به کارهاي مطبوعاتي و فرهنگي روي آورد. همه روزنامه ها را جمع مي کرد و در کنار درس هايش مي خواند. تعاملش با مسجد خوب بود و خيلي زود با امام جماعت محل ارتباط برقرار کرد و پس از مدتي حجت الاسلام «حسيني» امام جمعه وقت، وي را به عنوان خبرنگار صدا و سيما و روزنامه جمهوري اسلامي معرفي کرد و فرماندار وقت اتاقي در فرمانداري براي ارسال خبر به وي واگذار کرد و کار شهيد در اين عرصه به اين ترتيب آغاز شد. «محمدرضا» با وجود سن کمي که داشت مي گفت: من يک خبرنگارم و خبرنگاران بايد اسناد زنده تاريخ باشند. شهيد «اماني» آخرين باري که به جبهه اعزام شد، گزارش هاي خبري از جبهه براي روزنامه «خراسان» ارسال مي کرد و اين گزارش ها در ستون «لحظاتي با رزمندگان» چاپ مي شد. مادر شهيد «محمدرضا» مي گويد: هر وقت از جبهه بر مي گشت از رختخواب براي استراحت استفاده نمي کرد. وقتي شکايت مي کردم مي گفت نمي خواهم جسمم به آسايش و راحتي عادت کند دوستان من در شرايط بدتري در سنگر مي خوابند. اهل مطالعه بود و شايد هزار کتاب داشت. وقتي مي رفت کتاب هايش را به خواهرش مي سپرد که از آن ها مراقبت کند.وي مي گويد: دلتنگي هايم را چمدان لباس و وسايل «محمدرضا» تسلي مي دهد و با ديدن آن ها و لمس لباس ها و وسايلش آرامش مي يابم و خاطره هايم را بازخواني مي کنم هر چند .... و ديگر ادامه نمي دهد.
زنده کردن دوباره ياد و خاطره شهيد
پس از انتشار گزارش «مواظب باشيد بغض گلوي تان را نگيرد»، مرحوم پدر، مادر و برادران اين شهيد خبرنگار، در تحريريه روزنامه «خراسان شمالي» حضور يافتند تا به گفته خودشان، از مجموعه فعال اين روزنامه، به پاس زنده کردن دوباره ياد و خاطره شهيدشان تقدير کنند. پدر شهيد که اين روزها در کنار فرزند شهيدش سکني گزيده است در آن ديدار از اين که تا آن زمان براي زنده نگه داشتن ياد و خاطره «محمدرضا» کاري اساسي از سوي مسئولان شهرستان و استان شکل نگرفته بود، ناراحت بود اما از اين اقدام روزنامه «خراسان شمالي» در انتشار گزارشي کامل درباره اين شهيد خرسند بود. مادر خبرنگار شهيد هم بيان کرد: پس از انتشار اين گزارش تعداد زيادي از اقوام، دوستان و حتي مسئولان شهري و رئيس و اعضاي شوراي اسلامي شهر شيروان با ما تماس گرفتند و از اقدام روزنامه «خراسان شمالي» در اين باره خوشحال بودند. وي تصريح کرد: به شکر خدا ملک و املاک داريم و وضع زندگي مان خوب است اما تمام اين ها در نظر من هيچ است و اگر هيچ کدام را هم نداشته باشم برايم مهم نيست چون الان روزنامه «خراسان شمالي» را دارم که دوباره فرزندم را براي من زنده کرده است.پس از آن بود که استاندار وقت خراسان شمالي در همايش ميثاق با شهداي خبرنگار از پدر شهيد «محمدرضا اماني» تجليل کرد و يادمان ويژه خبرنگار شهيد «محمدرضا اماني» پس از بررسي در دستور کار اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار گرفت. همچنين شهيد «ميثم» به عنوان شهيد شاخص شهرستان معرفي شد. بعد از گذشت مدتي مجتمع فرهنگي و هنري شيروان به نام شهيد «اماني» نام گذاري و همچنين سرديس او با حضور خانواده شهيد و مسئولان رونمايي شد. مطالب مختلفي طي سال هاي گذشته از شهيد «ميثم» در روزنامه «خراسان شمالي» به چاپ رسيد که در آن ها علاوه بر گفت و گو با خانواده شهيد، با دوستان و همرزمان او نيز صحبت و زواياي جديدي از شخصيت خبرنگار شهيد استان رونمايي شد.
روزهاي آخر
مادر شهيد گفته بود: دفعه آخري که داشتي به جبهه مي رفتي برادرت «شهريار» را هم با خود بردي و گفتي که شايد ديگر برنگردم و اگر اين طور شد، گريه نکن و صبور باش.مرحوم حاج «احمد» پدر شهيد هم گفته بود: وقتي آخرين بار مادر «محمد رضا» به بدرقه اش تا مشهد رفت و برگشت، گفت به دلم آمده است که «محمد رضا» اين بار سالم برنمي گردد. پدر شهيد عنوان کرده بود: 12، 13 سالت بود سن تو به جبهه نمي رسيد؛ اما با اين حال زماني که مي خواستند گروهي را از شيروان اعزام کنند، رفتي که نامت را بنويسي و با ديگر افراد به جبهه بروي که چون سن و سالت کم بود، قبولت نکردند و بازگرداندنت. اما تو نااميد نشدي و با يکي از دوستانت، شناسنامه هاي تان را دستکاري کرديد و براي اعزام به قوچان رفتيد و شما را پذيرفتند و براي فراگيري آموزش ها به پادگان آموزشي بيرجند فرستادند.
خبرنگاران ، برادران و خواهران شهيد
«شادروز اماني» برادر شهيد «محمد رضا» هم با اشاره به وعده شهردار براي نامگذاري يکي از ميادين شيروان به نام خبرنگار شهيد استان مي گويد: البته هنوز از زمان انجام اين کار خبري به ما داده نشده است.نويسنده کتاب «ميثم روايتگر شلمچه» همچنين از وعده تجديد چاپ اين کتاب خبر داد و افزود: اين کتاب روايتي از زندگي شهيد محمدرضا اماني و گفت و گو با مسئولان و همرزمان شهيد است.وي از خبرنگاران روزنامه خراسان شمالي به عنوان برادران و خواهران خود و به خصوص شهيد «محمد رضا اماني» ياد کرد و گفت: آرزوي سلامتي براي همه شما دارم.
کد مطلب: 129474
 


 
 
دولت ایثارگران
 

*حجت الاسلام و المسلمین شهیدی، نماینده ولی فقیه،...

 
 
 
 
فراخوان جشنواره «سرچشمه سرخ» منتشر شد