داخلی صفحه زنجان خبر
 
شهدای غواص دریادل استان زنجان(22)
خاطره‌ای از شهید قاسم محمدی
تاریخ انتشار : شنبه ۷ شهريور ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۲۳
خاطره‌ای از شهید قاسم محمدی
 
شهيد قاسم محمدي يكي از بچه هاي با معنويت گردان بود و انس زيادي با قران و نماز داشت. تا جايي كه من مي دانم نمازش ترك نمي شد و گاهي سجده هايش بيش از ده دقيقه طول مي كشيد. شبها بيش از رفتن به رختخواب وضو مي گرفت و دو ركعت نماز مي خواند. بعد از آن در رختخوابش دراز مي كشيد و با استفاده از نور ضعيف فانوس مطالعه مي كرد. وقتي كه مي گفتي: قاسم! چكار مي كني؟ دير وقته بگير بخواب.
مي گفت: هيچي دارم كمي مطالعه مي كنم.
ولي اين بهانه اي بيش نبود. او با اين كار خودش را مشغول مي كرد تا بچه ها بخوابند، وقتي مطمئن كسي بيدار نيست از جايش بلند مي شد و پوتين بچه ها را واكس مي زد و اگر ظرف نشسته اي بود آن را مي شست بعد از همه اين كارها مي آمد و به نماز مي ايستاد. حال خيلي خوشي داشت. گاهي همان نيمه هاي شب رو به قبله مي نشست و در حالي كه زانوهايش را بغل كرده بود به فكر فرو مي رفت. وقتي كه دقيق مي شدم مي فهميدم كه دارد گريه مي كند. خدايا اين جوان با اين سن و سال كم چه مي كند؟ چه چيزي مي بيند كه ما نمي بينيم؟ اين همه صفا و معنويت را از كجا آورده است؟ من واقعا به حالش غبطه مي خوردم و حتي حسوديم مي شد.
*************************************
سال 1364 بود به همراهي گروهي از برو بچه هاي جنگ در پادگان مالك اشتر زنجان دوره مربيگري نظامي مي ديديم بچه ها اكثرا از دوستان جبهه و پايگاه بودند و همديگر را مي شناختند. در بين جمع، نوجوانان كم سن و سالي بود كه خيلي به چشم مي زد. خيلي هم سر و زباندار و حاضر جواب بودند. يك روز كه داشتيم از مراسم صبحگاهي برمي گشتيم بين من و او بگو مگوئي شد. من چيزي گفتم و او هم آنرا بي پاسخ نگذاشت. راستش كمي مانده بود دست به رويش بلند كرده و سيلي آبداري زير گوشش بخوابانم. اما خود را كنترل كردم و ماجرا به خير گذشت. از آن روز به بعد، عليرغم اين برخورد لفظي، قلباً به او علاقمند شدم و محبتش در دلم جاي گرفت و بعدها همين مسئله جرقه دوستي بين ما گرديد. از او خيلي خوشم مي آمد. ويژگيهاي اخلاقي و روحيات بسيار جالبي داشت؛ از جمله علاقه شديدش به نماز جماعت و نماز اول وقت بود. هميشه يكساعت به نماز مانده، آرام و قرارش را از دست مي داد و مثل يك پرنده اي در قفس بيتاب مي شد و چندين بار از اطرافيان مي پرسيد:
ـ هنوز وقت نماز نشده؟ ساعت من تاخير داره، ساعت شما چنده؟
اين حالت بيتاببش نسبت به وقت نماز در شب ها نيز وجود داشت. يادم هست كه در همان ايام آموزش با چند نفر از بچه ها مثل برادر سعيد كريمي، رضا سخايي و ... قرار گذاشتيم كه هر شب يك نفر بيدار مانده و كشيك دهد تا "خشم شبها" و "گاز اشك آورها"يي كه داخل خوابگاه زده مي شد، غافلگيرمان نكند. براي همين من در برخي از شبها بيدار بودم و مي ديدم كه او خواب درست و حسابي ندارد. در طول شب، چند بار بيدار مي شد و عليرغم ناراحتي چشمش به ساعت نگاه مي كرد و از وقت نماز صبح مي پرسيد. تا نماز صبح مي پرسيد. تا نمازش را نخوانده بود اين حالت بيقراري را داشت و پس از آن آرام مي گرفت.
او شهيد قاسم محمدي از غواصان گردان وليعصر و بيسيم چي شهيد يعقوبعلي محمدي ـ فرمانده گروهان يك ـ بود كه در عمليات كربلاي 5 ، پس از چندين سال بيقراري، به آرامش سبز و جاودانه رسيد و ساكن شهر شهادت شد.
*************************************
از ويژگيهاي خوب شهيد قاسم محمدي نظم و ترتيبش بود. خيلي به نظافت فردي و جمعي اهميت مي داد. در دوره آموزش مربيگري كه بوديم، ما سعي مي كرديم يه هر شكلي كه شده از رفتن به مراسم صبحگاه طفره برويم. براي همين، بعضي اوقات يك گوشه كناري پنهان مي شديم، گاهي هم به بهانه رفتن به حمام در مي رفتيم. اما شهيد محمدي، زودتر از همه سرش را شانه مي كرد و عطر به خود مي زد و با پوتينهاي واكس زده آماده مي شد.
در جبهه هم كه بوديم، همين اخلاق را داشت. او بيسيم چي بود و تميزترين و مرتبترين چادرها به او تعلق داشت. هميشه در پشت چادرش، چالهاي به عمق يك متر مي كند و از آن براي دفن زباله ها استفاده مي كرد و هر بار كه مواد زائد را در آن مي ريخت، با يك لايه خاك روي آن را مي پوشاند. پس از 20ـ30 روز كه آن چاله پر مي شد. چاله ديگري مي كند.
از پتو و دمپايي ديگران استفاده نمي كرد. به كسي هم اجازه نمي داد كه از وسايل شخصي اش استفاده نمايد.
مي گفت:
ـ حديث داريم كه شانه، حوله و مسواك هر كس بايد مخصوص خودش باشه و ديگران نبايد از ان استفاده كنند.
به بوي خوب هم خيلي علاقه داشت. بساط عطرش هميشه روبراه بود. اگر از بچه ها كسي به مشهد مي رفت سفارش عطر مي داد و هنگامي هم كه خودش مي رفت، چيزي حدود چند هزار تومان عطر مي خريد.
وقتي كه مي پرسيدي:
ـ قاسم! چه خبرته! اين همه عطر و مي خواي چكار؟
مي گفت:
ـ اي، لازم ميشه ديگه!
 
 
کد مطلب: 132153
 


 
 
دولت ایثارگران
 

*حجت الاسلام و المسلمین شهیدی، نماینده ولی فقیه،...

 
 
 
 
فراخوان جشنواره «سرچشمه سرخ» منتشر شد