داخلی صفحه قزوین خبر
 
پای برهنه در میان عزاداران
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۰۷
ایستادم و نگاهش کردم، او به آرامی پوتین و جوراب‌هایش را از پا در آورد و در حالی که داشت به دسته عزاداران نزدیک می‌شد با گام‌های تندتری از من فاصله گرفت.
 
به گزارش ایثار واحد قزوین، سرلشگر خلبان شهید عباس بابایی ارادت خاصی به امام حسین(ع) داشت، در ماه محرم در منزل خود در قزوین علاوه بر تعزیه خوانی در مراسم روضه امام حسین(ع) در سوگ اهل بیت(ع) نوحه‌ی سرایی نیز می‌کرد.
خاطره‌ای که در زیر می‌خوانید به نقل از کتاب ماندگاران؛ از سرهنگ خلبان فضل‌الله جاویدنیا از عزاداری و نوحه سرایی شهید بابایی با پای برهنه در پایگاه هوایی اصفهان است.
به خاطر دارم در یکی از روزهای ماه محرم، همراه عباس و چند تن از خلبانان، مأموریت حساس و مشکلی را انجام داده و به پایگاه برگشته بودیم. به اتفاق عباس ساختمان عملیات را ترک کردیم. در جلو ساختمان ماشین آماده بود تا ما را به مقصد برساند.
عباس به راننده گفت: پیاده می‌رویم. شما بقیه بچه‌ها را به مقصد برسانید.
من هم به تبعیت از عباس سوار نشدم و هر دو به راه افتادیم. پس از دقایقی به یکی از خیابان‌های اصلی پایگاه رسیدیم. صدای جمعیت عزادار از دور به گوش می‌رسید. کم کم صدا بیشتر شد. عباس به من گفت: برویم به طرف دسته عزاداران.
بر سرعت قدم‌هایمان افزودیم. پرچم‌های دسته عزادار از دور پیدا بود. خوب که دقت کردم، دریافتم که هر چه به جمعیت نزدیکتر می‌شویم، چهره عباس برافروخته‌تر می‌شود. در حال پیش رفتن بودیم که لحظه‌ای سرم را برگرداندم. دیدم عباس کنارم نیست. وقتی برگشتم دیدم مشغول درآوردن پوتین‌هایش است.
ایستادم و نگاهش کردم، او به آرامی پوتین و جوراب‌هایش را از پا در آورد و در حالی که داشت به دسته عزاداران نزدیک می‌شد با گام‌های تندتری از من فاصله گرفت. من که بی‌اختیار محو تماشای او بودم، نگاهم همچنان به عباس بود که سعی داشت به میان جمعیت برود. او چند لحظه بعد در میان انبوه عزاداران بود. با صدای زیبایش نوحه می‌خواند و جمعیت، سینه زنان و زنجیرزنان به طرف مسجد پایگاه می‌رفتند.
من تا آن روز گاهی در ایام محرم دیده بودم که بعضی پابرهنه عزاداری می‌کنند؛ ولی ندیده بودم، که فرمانده پایگاهی با پای برهنه در میان سربازان و پرسنل عزاداری و نوحه خوانی کند.
 
کد مطلب: 182717