داخلی صفحه مرکزی خبر
 
آشنايي با زندگينامه شهيد ايوب شريفي اولين شهيد شهرستان آشتيان
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۲۶
آشنايي با زندگينامه شهيد ايوب شريفي اولين شهيد شهرستان آشتيان
 
شهید ایوب شریفی در سال 1331 در خانواده ای متدین وتلاشگر در شهر آشتیان متولد گردید. تحصيلات را تا پايان مقطع متوسطه  را در زادگاهش به پایان رسانید و راهی تهران گردید.مطالعۀ زندگی ایوب در دوران تحصیل ،آثار شهامت، پاکی و شجاعت را در اومشخص می کرد و این خمیر مایه های فطری و تربیتی او ، زمینه رشد و تکامل را برای آینده ای درخشان و با مسئولیت پذیر او مشخص می نمود.
زندگی در تهران برای ایوب با توجه به زمینه ای که داشت تحولی تدریجی و بزرگ به وجود آورد.او با مراکز فعال مذهبی و مبارزاتی آشنا شد.مطالعه اش نظم وجهت خوبی گرفت.مطالعۀ تفاسیر قرآن ، سیر در نهج البلاغه و استفاده از نوشته های استاد شهید مرتضی مطهری و شخصیت های روحانی و علمی آن روز از او شخصیتی مکتبی و مبارز ساخت.
 شهید ایوب شریفی پس از پایان سربازی در دادگستری تهران مشغول به کار شد اما وضعیت دادگستری آن روز و انسانهای مظلوم و ستم دیده ای که در راهروهای کاخ دادگستری ظلم سرگردان بودند ، او و روحیۀ جستجو گر و حق طلب او را ارضا نکرد و تصمیم گرفت از دادگستری استعفا دهد مدتی در شرکتهای خصوصی مشغول به کار شد و تلاش کرد که برای آگاهی و بیداری کارگران با آنها رابطه برقرار کرده و آنان را  به وظیفه انقلابی و اسلامیشان آگاه سازد.اعلامیه های رهبر کبیر و فقیه انقلاب در آن روزها و جوانه زدن و شکوفا شدن نهضت اسلامی ایوب را بر آن داشت که راهی زادگاهش آشتیان گردد تا در آنجا زمینه های اعتقادی ، فرهنگی و مبارزاتی فراهم تر است به خودسازی بیشتر خود و جوانان شهرش پرداخته تا یاران مستعدی برای رهبر نهضت اسلامی فراهم سازد. به همین مناسبت و با ارزیابی که داشت آموزش و پرورش را بهترین جایگاه برای فعالیت انتخاب کرد تا شاید دین خود را به اسلام و نسل آینده کشور ادا کند.
در همین زمان بود که شهید ایوب شریفی به عنوان یک مسلمان مبارز و ضد رژیم از سوی عوامل شاه شناخته شد از این تاریخ به بعد کارهای ایوب زیر کنترل شدید عوامل رژیم در آشتیان قرار گرفت .اما ایوب به قدری آگاه ، هوشیار وپخته عمل می کرد که نتوانستند از او مدارکی بدست آورند.ایشان به کمک شهید حاج جعفر نجفی اعلامیه هاي امام  را که وارد ایران می شد سریعاً دریافت جا سازي  و چند روزی زیر خاک پنهان می کرد تا عوامل رژیم متوجه وجود اعلامیه ها نشوند و بعد از چند روز آنها را از زیر خاک بیرون آورده و در بین مردم پخش می کردند .این در حالی بود که بیشترین اعلامیه های حضرت امام(ره) در آن روزها توسط شهید ایوب وارد منطقه می شد و در بین جوانان تقسیم می گردید بدون اینکه رژیم خائن شاه متوجه شوند.
در آن روزها به ابتکار ایوب و یاران همرزمش تظاهرات پراکنده ای درسطح شهر انجام می شد واجتماع مردم توسط مأمورین متفرق می گردید . روز قبل از شهادت ایشان غسل شهادت می کنند و چون حس می کرد که به او الهام شده که شهید می شود به بقیه دوستانش هم گفته بودند که شما هم غسل کنید تا شاید ما نیز به خیل عظیم شهیدان بپیوندیم و با آنها بیعت کنیم.
روز هشت محرم  محرم سال 1399 هجري قمري مطابق با 18 /9/1357 شمسي برای بزرگداشت شهادت سرور شهیدان و آزادگان حضرت امام حسین(ع)تظاهرات با شکوهی آغاز می شود دژخیمان رژیم به نوحه سرایان و تظاهرکنندگان اخطارمی کنند که متفرق شوند ولی مردم به نوحه سرایی و عزاداری ادامه می دهند.در همین هنگام مأمورین مبادرت به دستگیری یکی از تظاهرکنندگان می نماید که شهید ایوب درجلوی عزاداران فریاد یا حسین و مرگ بر شاه سر می دهد و به مأمورین رژین اخطار می کند او را آزاد کنید و یا مرا بکشید درست در همین لحظه بودکه تیری بر سینه پاک این فرزند دلاور امام حسین(ع)و یاور صدیق حضرت امام خمینی ره جای گرفت و او را به زمین انداخت
برای مدت کوتاهی صدای ایوب قطع می شود .مأمورین به جمعیت حمله ور شده وصدای شلیک گلوله در شهری که همواره جایگاه روحانیت و دفاع از اسلام بود و جای برای مزدوران رژیم ستمشاهی نداشت به هوا برخاست شهید ایوب که مجروح شده بود از قدرت ایمانش مدد گرفت و ایستاد و در حالیکه فریاد الله اکبر و لا اله الا الله سر می داد گلوله دیگری قلب پاکش را نشانه گرفت و او را به خیل شهیدان راه اسلام و آزادی ملحق ساخت.فریاد این شهید تازه داماد که تنها 20 روز از ازدواجش می گذشت ظاهراً در گلو خاموش شد.اما طنین پیام و آرمانش به سراسر ایران اسلامی پیچیده و پیروزی ملت قهرمان ایران را در 22 بهمن ماه 1357 یعنی حدود دو ماه بعد به ارمغان آورد و اینک قسمتی از وصیت نامه شهید ایوب شریفی از نظر خوانندگان عزیز می گذرد:
....برایم گریه و زاری نکنید و بازماندگانم خوشحال باشند و کسی به آنها تسلیت نگوید بلکه تبریک بگوید، خصوصاً به پدر و مادرم...آنهایی که مرا دوست دارند آیات سوره توبه از آیۀ 19 تا 29 را قرائت کنند و اگر امکان داشت بر مزارم بنویسند.
 
 
کد مطلب: 188454
 


 
 
روز پژوهش
 

اندیشیدن، پژوهش و نوآوری، اساسی ترین نیاز برای ...