شهید میر قاسم آل یاسین
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۴۹
 
میر قاسم آل یاسین مشهور به بيوك آقا، فرزند عبدالحسين و سريه قفلگيرى به سال 1342 در شهرستان اهر متولد شد. پدرش در ژاندارمرى اشتغال داشت اما چون نمى‏خواست حقوق‌بگیر حكومت پهلوى باشد و از اين طريق فرزندان خويش را بزرگ كند، استعفا كرد و به كشاورزى در روستاى (محل سكونت قبلى) مشغول شد.
میر قاسم تحصيلات ابتدايى و راهنمايى را در مدرسه آيتى اهر به آخر رساند و در رشته علوم انسانى (اقتصاد) ادامه تحصيل داد. اما بعد از پيروزى انقلاب اسلامى و آغاز جنگ تحميلى عراق عليه ايران به خاطر حضور در جبهه‏هاى جنگ از ادامه تحصيل منصرف شد و در هيجده سالگى به عضويت رسمى سپاه پاسداران درآمد. هم‌زمان با عضويت در سپاه در فصل تابستان به پدرش در كار كشاورزى كمك مى‏كرد. در بين رشته‏هاى ورزشى به ورزش باستانى علاقه زيادى داشت. بيشتر اوقات خود را در مسجد سپرى مى‏كرد و به مطالعه کتاب‌های مداحى و داستان‌های مذهبى مى‏پرداخت. همچنين مداح هیئت‌های عزادارى و زنجيرزنى بود. زمانى كه به عضويت سپاه پاسداران درآمد، افراد را تشويق به جذب در پایگاه‌های مقاومت بسيج مى‏كرد.
 على‏رغم نارضايتى والدينش از رفتن او به جبهه با توصيه آن‌ها به صبر و شكيبايى عازم جبهه شد. حضور در مناطق جنگى را از كرمانشاه شروع كرد و پس از مدتى به سنندج رفت. سپس براى گذراندن دوره چريكى و تكاورى عازم تهران شد و پس از گذراندن اين دوره رهسپار مناطق عملياتى گرديد. بعد از مدتى در پادگان آموزشى خاصبان، به‌عنوان مسئول آموزش پادگان شروع به كار كرد. در جبهه در ايثار و فداكارى زبانزد هم‌رزمانش بود. نقل است در يكى از پاتک‌ها، نيروهاى عراقى از سلاح شيميايى استفاده كردند. او ماسك خود را به رزمنده ديگرى كه ماسك نداشت، داد و خود چفيه را در آب فرو برده و در جلو بينى و دهانش گرفت. جواد شاه‌پسند دوست - يكى از هم‌رزمانش - مى‏گويد:
 در منطقه كردستان در مهاباد بوديم كه براى كمين دموكرات و كومله به منطقه گوى تپه، رفته بوديم. هوا بسيار سرد بود و از سرما مى‏لرزيدم. او كاپشن خود را درآورد و به من گفت: «بيا تو بپوش.»
 میر قاسم در يكى از درگیری‌ها موفق شد با موشك‏انداز (آر. پى. جى. 7) يك فروند هلى‏كوپتر دشمن را سرنگون كند. بعد از شهادت دوست و هم‌رزمش - جام نورى - در كنار عكس خود در آلبوم نوشت: «جام نورى رفت و ما مانديم. الهى مى‏خواهم كه در بستر نميرم، ياريم ده تا كه در دل سنگر بميرم.»
 در عملیات بدر كه معاونت گردان حضرت على‏اصغر علیه‌السلام را به عهده داشت در منطقه هورالهويزه در شرق دجله در حال شليك موشك آرپى‏جى‏7 بود كه نارنجک پرتاب‌شده توسط دشمن در نزديكى ‏او منفجر شد و در اثر انفجار، پاى چپ او قطع ‏گرديد و آسیب شدیدی به ‏لگن وى وارد آمد و در اثر اين جراحات ‏به شهادت ‏رسيد. جنازه ‏او را پس‏ از انتقال ‏به اهر در گلزار شهداى اين شهر به خاک سپرده‏اند.

 
کد مطلب: 235986
 
 
 
سرو سرافراز
 

یادداشت: محمود عرب فرد