شهید عباسعلی احمدی
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۳۹
 
عباسعلى احمدى، فرزند قربانعلى و زهرا قاسمی آذر به سال 1335، در خانواده‏اى بى‏بضاعت به دنيا آمد. زادگاه او روستاى دیزل شيخ مرجان از توابع شهر تسوج در استان آذربايجان شرقى بود. پدرش به كشاورزى و كارگرى اشتغال داشت و مادرش در منازل مردم، نانوايى مى‏كرد.
 تحصيلات ابتدايى را در سال‌های 47-1342 به پايان برد و دوره راهنمايى را در مدرسه شهيد حاجيلو (فعلى) در سال 1350 با موفقيت گذراند. او كه فرزند چهارم خانواده بود باوجود تمام سختی‌ها پيشرفت تحصيلى خوبى داشت و شب‌ها تا پاسى از شب زير نور چراغ‌نفتی درس مى‏خواند. محمدحسن عباسی فر - يكى از دوستان دوران تحصيل وى - به ياد دارد كه او هميشه نمرات بالايى به‌خصوص در دروس دينى و قرآن كسب مى‏كرد. چون در زادگاهش امكان ادامه تحصيل وجود نداشت، براى دوره متوسطه در سال 1351 وارد دبيرستان جامى (شهدا فعلى) در شهر تسوج شد. او به همراه ساير دوستان و همكلاسان خود مسير روستا تا دبيرستان را هر روز از ميان تپه‏ها و دشت‌ها با پاى پياده طى مى‏كرد. طبعاً پيمودن اين راه طولانى، به‌خصوص در فصل سرما خطراتى را در برداشت. اما او با سختى و مرارت بزرگ‌شده بود. ابراهيم مؤذنى، يكى ديگر از دوستان دوران تحصيل دراین‌باره مى‏گويد:
 صبر و شكيبايى و همچنين شهامت او موجب شده بود كه حضور او در جمع دوستانى كه در مسير دبيرستان رفت‌وآمد مى‏كردند مايه دلگرمى و قوت قلب آنان باشد.
 ازآنجاکه در خانواده‏اى مذهبى پرورش‌یافته بود گرایش‌های دينى در او كاملاً هويدا بود. در دوره دبيرستان در ماه رمضان مسير روستا به شهر را با زبان روزه طى مى‏كرد. کلاس‌های دبيرستان در دو شيفت صبح و بعدازظهر تشكيل مى‏شد و او و دوستش با استفاده از فرصتى كه براى استراحت و صرف غذا در نظر گرفته‌شده بود در نماز جماعت مسجد جامع شهر تسوج شركت مى‏كردند درحالی‌که اقامه نماز در آن دوران اهميت چندانى نداشت. عباسعلى، به‌شدت از بطالت و تنبلى گريزان بود و دوستانش هيچ‏گاه او را بيكار و در حال وقت‏گذرانى نديده بودند. پس از بازگشت از دبيرستان به كمك پدر و مادر و حتى همسايگان در مزرعه مى‏شتافت. در سال 1354 دوره دبيرستان را با اخذ ديپلم در رشته طبيعى، با موفقيت پشت سر گذاشت. پس از اخذ ديپلم در مزرعه به پدرش كمك مى‏كرد؛ حدود يك سال هم دامدارى كرد و مدتى در يك غذاخورى در اروميه مشغول به كار شد. يكى از دوستان او به نام خسرو زينالى نقل مى‏كند:
 در آن مدتى كه در اروميه كار مى‏كرد من از نظر مالى به‌شدت در مضيقه بودم. عباسعلى براى كمك به من موافقت صاحب‌کارش را جلب كرد تا من هم با همان مقدار حقوقى كه او دريافت مى‏كرد (هفده تومان) در آنجا مشغول به كار شوم و چون در اوايل تجربه كافى نداشتم بيشتر كارهاى مرا خودش انجام مى‏داد.
 در سال 1357 به خدمت سربازى رفت و براى گذراندن دوره آموزش نظامى به پادگان جلديان در نقده اعزام شد، ولى پس از مدت كوتاهى از خدمت معاف شد. در دوران انقلاب فعالانه در تظاهرات و ساير فعالیت‌های انقلابى شركت داشت و پس از پيروزى انقلاب اسلامى، در قالب عضويت در انجمن اسلامى محل، همكارى در نگهبانى شبانه و نيز شركت فعال در جهاد سازندگی و كمك به كشاورزان به فعالیت‌های خود ادامه داد. مسجد امام خمينى (ره) با پيشنهاد و همكارى فعال وى ساخته شد تا او و دوستان همفكرش بتوانند به‌دوراز هرگونه برخورد و درگيرى سياسى به مقاصد خود در جهت فعالیت‌های فرهنگى و جذب جوانان، جامه عمل بپوشانند.
 او كه از سنين نوجوانى در انديشه خدمت به مردم و كشورش بود تصميم گرفت به استخدام ژاندارمرى درآيد و باوجود مخالفت خانواده و ازجمله برادر بزرگ‏ترش كه ارتشى بود، تصميم خود را عملى ساخت. در سال 1361 پس از گذراندن دوره آموزشگاه افسرى، با درجه ستوان سومى خدمت خود را در لشكر 64 اروميه آغاز كرد و به كردستان اعزام شد. در سن بیست‌وشش‌سالگی با اصرار مادرش با خانم فاطمه قاسمی آذر - دختردایی خود - ازدواج كرد. ازدواج آنان با سادگى و با مهريه یک‌صد و پنجاه‌هزار تومان برگزار شد و آن دو در منزل پدر عباسعلى احمدى ساكن شدند. عباسعلى مخارج خانواده‏اش را از طريق دريافت حقوق از ژاندارمرى تأمين مى‏كرد و زندگى مناسبى را تشكيل داد.
 عباسعلى احمدى حدود سی‌وپنج ماه در جبهه كردستان حضور داشت و ازآنجاکه فرماندهى يك گروهان در پايگاه سادتيكه 2 در منطقه سردشت را بر عهده داشت هر پانزده روز يا دو ماه و نيم یک‌بار براى ديدار خانواده به مرخصى مى‏آمد. در تاريخ 9 تير 1365 به همراه سه سرباز با يك دستگاه تراكتور به‌طرف قهوه‏خانه‏اى واقع در محور مهاباد - سردشت حركت كرد تا توقف مشكوك يك دستگاه خودروى تويوتا را در حوالى قهوه‏خانه بررسى نمايند. آن‌ها در ساعت 18 و 45 دقيقه در نزديكى قهوه‏خانه با نيروهاى ضدانقلاب كه در قهوه‏خانه و شيارهاى اطراف كمين كرده بودند، درگير شدند. در اين درگيرى عباسعلى و دو سرباز ديگر به شهادت رسيدند. پيكر او پس از انتقال در گلزار شهداى زادگاهش به خاك سپرده شد. او به هنگام شهادت سی‌ساله بود. حدود پنج ماه پس از شهادت عباسعلى احمدى فرزندش عباس به دنيا آمد.





 
کد مطلب: 235988
 
 
 
حافظه بزرگ دیجیتالی انقلاب و دفاع مقدس
 

رحیم نریمانی، مدیرکل اسناد و انتشارات بنیاد شهید ...