دلنوشته تصویری 22بهمن 96
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۰۵
22 بهمن امسال از همیشه گرم تر و پرشور تر خواهد بود
دلنوشته تصویری 22بهمن 96
 
جمله‌ای که در اذهان پیچید ویاران همیشگی مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) را پرشورتر را آن داشت تا مشت محکم‌تری به دهان یاوه‌گویان بزنند. یارانی که عزیزترینشان را در مقابل همین یاوه‌گویان دادند تا خم به ابروان رهبر عزیزشان نیاید.
بار دیگر جوانی به سراغش آمده بود، زودتر از ما دست‌به‌کار شده بود. از روز قبل برای کمک به بنیاد برای تهیه و ساخت اقلام فرهنگی حضور در اتحاد و یکدلی مردم به ما مراجعه کرده بود. عصایش در دستان چروکیده‌اش می‌لرزید ولی تمام تلاشش را می‌کرد تا همیشه او را استوار نگه دارد. برای فردا قرار گذاشتیم تا دوشادوشش باشم و در کنارش با غرور پا به عرصه بگذارم.
بله 22 بهمن امسال از همیشه گرم‌تر و پرشورتر خواهد بود، چای اول صبحش به حالم آورد. انگار از من جوان‌تر بود.
با شوق لباس برتن می‌کرد و با نگاهی مهربانانه معشوقه‌اش را تنها گذاشت حتی بی بیم از نیازش به قرص‌ها.
معشوقه‌اش آرزوی شرکت در راهپیمایی داشت، به او قول داد تا جایش را پر کند و سلامش را به او برساند.
بله به بایرام دردی خودشان و مصطفیِ ما. استاد خط و قهرمان ورزشی استان.
سال‌ها بود که از به‌جا گذاشتن اثر هنری و مقام‌های ورزشی‌اش گذشته بود اما چیزی را بجا گذاشته بود که تا ابد مدیون آنیم.
نام خود را در تاریخ ثبت کرده بود و بجا گذاشته بود. دل کندو به‌سوی مغازه رهسپار شدیم و قفل کوچک مأمن سال‌ها تنهایی‌اش را گشود و عکس مصطفی را که باظرافت خاصی ویژه راهپیمایی درست کرده بود برداشت.
به راه افتادیم، دیگر نه مرا می‌دید و نه صدایم را می‌شنید. زیر لب سخن می‌گفت. به محل استقرار که رسیدیم دیگر تنها نبود انگار دوشادوش بایرام ایستاده بود و می‌جنگید.
حسرت نبودن در زمان مصطفی اشک بر چشمانم جاری کرد و دیدن مشتهی گره‌کرده که دیگر اثری از لرزش نداشت غرورم را برانگیخت. تا آخرین لحظه ماند و شعار داد.
بایرام دردی یا همان مصطفی در کنارش بود، حسش کردم، با چشمانم دیدم چگونه یارای پدر بود.
باید سلام داد بر مردان خدا. سلام بر شهدا، سلام بر ایثارگران سلام بر ملت پایدار و سربلند ایران، سلام بر جانبازان این شهیدان زنده، جانم فدای همه شما، درود بر ایران و ایرانی سربلند.
با سلام به مردان مردی که در هشت سال دفاع جانانه نگذاشتند ذره‌ای از خاک کشور به دست دشمن باشد، آن‌ها چشم‌های خود را دادند تا چشم نامحرم به کشور نیافتد، دست خود را دادند تا دست متجاوزان را قطع کنند. باید بوسید دست چنین مردانی را فرزندانی چون مصطفی را تربیت کردند.
سبک‌تر شدم و مغرورتر. در میانه جمعیت که ذهنم درگیر مصطفی‌های ایران شد دیگر ندیدمش و در قاب دوربینم نبود. برو به‌سلامت سایه‌ات بر سرمان باد ای بزرگ‌مرد.
http://isaar.ir/images/docs/files/000236/nf00236338-1.flv
 
 
کد مطلب: 236338
 


 
 
حافظه بزرگ دیجیتالی انقلاب و دفاع مقدس
 

رحیم نریمانی، مدیرکل اسناد و انتشارات بنیاد شهید ...