زندگينامه سردار شهید اسماعیل اسکندری شهركي
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۴۵
سردار شهید اسماعیل اسکندری، سال 1344 در شهر کیان از توابع شهرستان شهرکرد متولد مسئول پایگاه بسیج شهرک و در مناطق عملیاتی به‌عنوان یک غواص خط‌شکن در عملیات کربلای 5 مجروح و سرانجام در یخ 27 اردیبهشت 1365 روح بلند و ملکوتی‌اش در جوار بارگاه ثامن‌الائمه امام رضا (ع) به قافله‌سالار شهدای کربلا پیوست
 
به گزارش «ایثار» واحد چهارمحال و بختیاری: سردار شهید اسماعیل اسکندری، سال 1344 در شهر کیان از توابع شهرستان شهرکرد در خانواده‌ای مذهبی و شهیدپرور به دنیا آمد.
اسماعیل پانزده‌ساله بود که جنگ آغاز شد. دایی‌اش فریدون خدابنده و برادر بزرگش ابراهیم، جزو اولین رزمندگانی بودند که جهت پاسداری از اسلام خود را  به میدان نبرد رساندند واو نیز بااینکه پانزده سال بیشتر نداشت در سال 1360 به‌سوی جبهه‌های نبرد شتافت .
پس از طی مراحل آموزشی به جبهه آبادان اعزام شد و پس از حدود سه ماه به جبهه شوش منتقل گردید. از همان ابتدای حضور در میدان نبرد به‌واسطه شجاعت ذاتی و قامت رشیدی که داشت موردتوجه فرماندهان خود قرار گرفت و از عملیات فتح المبین بود که به‌عنوان نیرویی شاخص درمیان رزمندگان آوازه‌اش پیچید. اسماعیل نه‌تنها از قامتی رشید و شجاعتی ذاتی برخوردار بود بلکه جوانی بسیار پاک و مؤمن بود که به رعایت مسائل شرعی اهمیت ویژه‌ای می‌داد و این نشئت‌گرفته از تربیت در دامان مادری مؤمنه و پدری متدین و زحمتکش بود.
در دی‌ماه سال 1361 در عملیات محرم دایی بزرگوارش شهید فریدون خدابنده به شهادت می‌رسد.
یک سال پس‌ازآن در اسفندماه سال 1362 در عملیات خیبر، اسماعیل به همراه برادر بزرگ‌ترش ابراهیم حضور می‌یابد. به نقل ازهمرزمان شهید، در این عملیات ابراهیم در یک نبرد حماسی به‌تنهایی در مقابل تانک در حال پیشروی دشمن می‌ایستد تا جلوی پیشروی آن‌ها را بگیرد و پس از انهدام تانک خود نیز به شهادت می‌رسد. پیکر ابراهیم در منطقه باقی ماند وهم رزمانش نتوانستند او را به عقب بازگردانند.
اسماعیل پس  از اتمام عملیات به شهرک (شهرکیان) بازمی‌گردد و به عنوان مسئول پایگاه بسیج شهرک به فعالیت‌های پشت جبهه نظیر جذب، سازماندهی و آموزش نیروهای بسیجی پرداخت اما با نزدیک شدن عملیاتی دیگر، بلافاصله خود را به منطقه عملیاتی می‌رساند. اسماعیل مرد روزهای پرخطر بود و فرماندهان جنگ این را به‌خوبی می‌دانستند.
در پاییز سال 1363 از طرف فرماندهی تیپ 44 حضرت قمر بنی‌هاشم (ع) تعداد محدودی از رزمندگان که به لحاظ شجاعت و قدرت جسمانی شاخص‌تر از بقیه بودند جهت گذراندن آموزش غواصی انتخاب می‌شوند و اسماعیل به‌عنوان یکی از سر گروه‌های این نفرات انتخاب می‌شود. وی به مدت چند ماه در سرمای شدید روستای کاویان این دوره را با موفقیت گذراند. درقائده نظامی ارزش یک نیروی غواص به‌مراتب بیشتر از یک رزمنده عادی است و اسماعیل در مناطق عملیاتی به‌عنوان یک غواص خط‌شکن این شایستگی را در عمل به اثبات رسانده بود.
او در «عملیات بدر» جزو غواصان خط‌شکن به همراه «سردار الیاس ارجمند» شرکت می‌کند. در آن عملیات پس از شکستن خط مقدم دشمن وپاکسازی سنگرها، لباس غواصی را از تن خارج کرده و با پوشیدن لباس رزم به همراه گردان‌های زمینی به پیشروی ادامه می‌دهد.
اسماعیل ازجمله اعجوبه‌های جنگ بود که به‌واسطه شجاعت بی‌نظیرش، هر فرمانده ای تلاش می‌کرد که او را به گردان خود منتقل نماید. به قول یکی از فرماندهان گردان امام سجاد (ع): زمانی که اسماعیل وارد منطقه می‌شد دل‌های ما آرام می‌گرفت.
اسماعیل در بهمن‌ماه سال 1364 در عملیات والفجر 8 نیز به‌عنوان نیروی خط‌شکن وارد عمل می‌شود و چنان شجاعتی از خود نشان می‌دهد که هنوز رزمندگان قدیمی جنگ از آن با افتخار یاد می‌کنند. در این عملیات پسرعمویش شهید حیدر اسکندری که نوجوان هفده‌ساله‌ای بود به شهادت می‌رسد و برگ زرین دیگری به افتخارات این خاندان می‌افزاید.
قبل از آغاز عملیات کربلای پنج یکی از فرماندهان  گردان امام سجاد (ع) نوید یک عملیات بزرگ و قریب‌الوقوع را به بچه‌های شهرک (شهرکیان) می‌دهد. یکی از دوستان اسماعیل که در آن میهمانی حضورداشته او را از رفتن به این عملیات منع می‌کند به این بهانه که فریدون شهید شده، ابراهیم هم که مفقودشده، اسحاق هم که در منطقه است اسکندر و سلمان هم که بچه هستند و نمی‌توانند کمک‌حال پدرت باشند، اما هیچ‌کدام از این‌ها مانعی برای حضورش در عملیات کربلای 5 نشد.
سردار شهید اسماعیل اسکندری بارها تا مرز شهادت پیش می‌رود ونهایتأ در شب دوم عملیات کربلای پنج در سرزمین کربلایی شلمچه هنگام حمله  گردان امام سجاد (ع) به قرارگاه تاکتیکی دشمن، آماده پرواز می‌شود و درحالی‌که در همین عملیات از ناحیه دست راست زخمی شده بوده و با یکدست با دشمن می‌جنگیده هدف نارنجک دشمن قرار می‌گیرد و به خاک می‌افتد. پیکر او را شبانه از منطقه خارج می‌کنند و به بیمارستانی در مشهد مقدس اعزام می‌نمایند.
سرانجام در تاریخ  27 اردیبهشت 1365 روح بلند و ملکوتی‌اش در جوار بارگاه ثامن‌الائمه امام رضا (ع) به قافله‌سالار شهدای کربلا پیوست.
آوازه شجاعت و دلاوری‌های این سردار بزرگوار درمدت پنج سال حضورش در تیپ خط‌شکن 44 حضرت قمر بنی‌هاشم (ع) با سمت فرمانده گروهان، هنوز در اذهان رزمندگان و فرماندهان باقی است و تا ابد نام آن دلاور دوران همچون ستاره‌ای درمیان دیگر نام‌آوران شهید عملیات کربلای پنج همچون سردار شهید شاهمرادی، سردار شهید ایرج آقابزرگی و دیگر عزیزانی که در این عملیات به شهادت رسیدند خواهد درخشید.
 یک سال پس از شهادت این سردار دلاور در اسفندماه 1366 در «عملیات والفجر 10» برادر کوچک‌ترش اسحاق نیز به برادران شهید خود در قافله شهدای کربلا می‌پیوندد تا نشان دهد که چگونه با عهدی که با قافله‌سالار خود حسین‌ابن‌علی (ع) بسته است وفادارمانده.
انتهای پیام/
 
 
کد مطلب: 246159