داخلی صفحه لرستان خبر
 
گلچینی از وصیت‌نامه شهید جواد پرتو
تاریخ انتشار : سه شنبه ۵ تير ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۵۰
در گلچینی از وصیت‌نامه شهید جواد پرتو آمده است: «همسر مهربانم! این راهی بود که من می‌بایست می‎رفتم و از برای دین خدمت می‎کردم.پسرم بعد از من راه مرا ادامه دهد.امام عزیز را تنها نگذارید ما هرچه داریم از امام داریم»
گلچینی از وصیت‌نامه شهید جواد پرتو
 
به گزارش »ایثار واحد لرستان» به نقل از خبرگزاری ایکنا  شهید جواد پرتو در دهم خردادماه سال ۳۳ در روستای مدآباد از توابع شهرستان ازنا از پدری به‌نام حسن و مادری به‌نام صغرا متولد شد و تا پایان دوره ابتدایی به تحصیلات خود ادامه داد و به شغل گچ‌کاری روی آورد و در ۲۲ بهمن‌ماه سال ۶۱ در منطقه فکه بر اثر اصابت ترکش به شهادت نائل آمد و پیکر مطهر وی را در روستای مدآباد از توابع شهرستان ازنا به خاک سپردند.
در گلچینی از وصیت‌نامه شهید جواد پرتو می‎خوانیم: «همسر مهربانم! این راهی بود که من می‌بایست می‎رفتم و از برای دین خدمت می‎کردم.پسرم بعد از من راه مرا ادامه دهد.امام عزیز را تنها نگذارید ما هرچه داریم از امام داریم».
متن کامل وصیت‌نامه شهید جواد پرتو
در وصیت‌نامه شهید جواد پرتو آمده است: «این‌جانب جواد پرتو دارای شماره شناسنامه ۴۵۴، صادره از الیگودرز مدآباد، فرزند محمدحسین پرتو هستم.وصیت‌نامه از این قرار است که برای خانواده خود شرح می‎دهم.همس مهربانم! اگر من شهید شدم اگر خواستید و راضی بودید بعد از من می‎توانید با بچه‌ها زندگی کنید یا اگر دوست ندارید اجازه با خودتان است و اگر خواستید بروید، بچه‌ها مهدی و سمیه را بدهید به پدرم.
همسر مهربانم! اگر از دست من ناراحتی دیدی مرا حلال کنید و مرا ببخشید.باری بعد از من جان شما و جان بچه‌هایم بعد از من آن‌ها را خوب مواظبت کنید.اگر خاطر مرا می‎خواهید باری به دیدار همسر مهربانم بروید.
به قهوه‌خانه به صاحب‌کارهایم بگویید که من شهید شدم پولی که از من طلب می‎باشد حساب شود.از قول من از همه دوستان و فامیل‌ها خداحافظی کنید و حلالیت بخواهید و اگر من شهید شدم در مدآباد پهلوی خانم آقا دختر آقا جمال دفن کنید.
همسر مهربانم! این راهی بود که من می‎بایست می‎رفتم و از برای دین خدمت می‎کردم و پسرم بعد از من راه مرا ادامه دهد و امام عزیز را تنها نگذارد ما هر چه داریم از امام داریم.درود بر تمام شهدای به خون خفته کربلای ایران.
باری پدرجان و مادر مهربانم و خواهران مهربان و برادران عزیز! اگر از دست من ناراحت بودید حلال کنید به اشرف بگویید که عباس پرتو گفت که بروید خانه علی. باری، دیگر عرضی ندارم مهدی جان و سمیه جان! دلم برای شما تنگ بود دیر خداحافظ شما و مادر مهربانم».
انتهای پیام//
کد مطلب: 250055