داخلی صفحه زنجان خبر
 
​معرفی شهدای غواص زنجان (2)
زندگينامه غواص شهيد: قاسم محمدي
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۱۸
خاطرانی از همرزمان شهید قاسم محمدی
 
معرفی شهدای غواص زنجان (2)
زندگينامه غواص شهيد: قاسم محمدي
نام پدر: يوسف علي
تاريخ تولد: 02/06/1346
تاريخ شهادت : 05/10/1365
محل تولد: زنجان
نام عمليات: کربلاي 4
منطقه عملياتي: بوارين
محل دفن : زنجان گلزار پايين
شهيد قاسم محمدي فرزند يوسف علي دوم شهريورماه سال 1346 در خانواده اي مذهبي در زنجان ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در مدارس خاقاني و مصطفي خميني گذراند، و در سال آخر دوره راهنمايي با هم سن و سالانش به جبهه رفت. شهيد محمدي دومين فرزند خانواده اش بود. شش ماه اول را به کردستان اعزام شد. پس از آن در پي مرخصي هاي پي در پي دوره دبيرستان را نيز در مدرسه شهيد منتظري گذراند. در عمليات بدر جنگ تحميلي شرکت نموده و از ناحيه چشم به شدت زخمي شدند. برادر بزرگتر او نيز در عمليات خيبر شرکت نموده و از فعالان هشت سال دفاع مقدس بودند. سرانجام در پنجم دي ماه 1365 در عمليات کربلاي 4 در بوارين به مقام شهادت نايل گشتند و در گلزار پايين زنجان تشييع شدند.
بخشي از خاطرات شهيد قاسم محمدي به نقل از دوستان :
سال 1364 بود به همراهي گروهي از برو بچه هاي جنگ در پادگان مالك اشتر زنجان دوره مربيگري نظامي مي ديديم بچه ها اكثرا از دوستان جبهه و پايگاه بودند و همديگر را مي شناختند. در بين جمع، نوجوانان كم سن و سالي بود كه خيلي به چشم مي زد. خيلي هم سر زباندار و حاضر جواب بودند. يك روز كه داشتيم از مراسم صبحگاهي برمي گشتيم بين من و او بگو مگوئي شد. من چيزي گفتم و او هم آنرا بي پاسخ نگذاشت. راستش كمي مانده بود دست به رويش بلند كرده و سيلي آبداري زير گوشش بخوابانم. اما خود را كنترل كردم و ماجرا به خير گذشت.
از آن روز به بعد، عليرغم اين برخورد لفظي، قلباً به او علاقمند شدم و محبتش در دلم جاي گرفت و بعدها همين مسئله جرقه دوستي بين ما گرديد. از او خيلي خوشم مي آمد. ويژگي هاي اخلاقي و روحيات بسيار جالبي داشت؛ از جمله علاقه شديدش به نماز جماعت و نماز اول وقت بود. هميشه يك ساعت به نماز مانده، آرام و قرارش را از دست مي داد و مثل يك پرنده اي در قفس بي تاب مي شد و چندين بار از اطرافيان مي پرسيد:
ـ هنوز وقت نماز نشده؟ ساعت من تاخير داره، ساعت شما چنده؟
اين حالت بي تابيش نسبت به وقت نماز در شب ها نيز وجود داشت. يادم هست كه در همان ايام آموزش با چند نفر از بچه ها مثل برادر سعيد كريمي، رضا سخايي و ... قرار گذاشتيم كه هر شب يك نفر بيدار مانده و كشيك دهد تا "خشم شبها" و "گاز اشك آورها"يي كه داخل خوابگاه زده مي شد، غافلگيرمان نكند. براي همين من در برخي از شبها بيدار بودم و مي ديدم كه او خواب درست و حسابي ندارد. در طول شب، چند بار بيدار مي شد و عليرغم ناراحتي چشمش به ساعت نگاه مي كرد و از وقت نماز صبح مي پرسيد. تا نماز صبح مي پرسيد. تا نمازش را نخوانده بود اين حالت بيقراري را داشت و پس از آن آرام مي گرفت.
او شهيد قاسم محمدي از غواصان گردان وليعصر و بيسيم چي شهيد يعقوبعلي محمدي ـ فرمانده گروهان يك ـ بود كه در عمليات كربلاي 5 ، پس از چندين سال بيقراري، به آرامش سبز و جاودانه رسيد و ساكن شهر شهادت شد.
 
کد مطلب: 264344