داخلی صفحه همدان خبر
 
به بهانه سالروز شهادت گروه انقلابي "ابوذر" مرور مي‌کند:
سروقامتان حماسه‌ساز" ابوذر "
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۴۱
سروقامتاني که با رشادت‌هاي خود حماسه آفريدند و نخستين ضربه‌ها را بر پيکره رژيم متزلزل پهلوي وارد ساختند.
 
به گزارش ایثار همدان به نقل از خبرگزاری هگمتانه، موذنيان: اين روزها که 40 سالگي انقلابمان را به جشن نشستيم و به دستاوردها و پيروزمندي‌هايمان باليديم به ياد داشته باشيم که اين استقلال، عظمت و آزادي را مديون خون شهدا هستيم پاکبازاني که با خون خود نهال انقلاب اسلامي را آبياري کردند و اين انقلاب با ايثار و ازخودگذشتگي آنها به ثمر نشست اما در بين شهداي انقلاب اسلامي جواناني بودند که خط‌شکنان مبارزه با طاغوت و علمداران اين نهضت بودند. شش گل نوشکفته، شش ستاره فروزان که با يکديگر عهد بستند تا در حمايت از مظلومان عالم عليه ظالمان قيام کنند و جان خود را به پاي آرمان مقدسشان فدا کردند؛ سروقامتاني که با رشادت‌هاي خود حماسه آفريدند و نخستين ضربه‌ها را بر پيکره رژيم متزلزل پهلوي وارد ساختند. علي اکبرها و قاسم‌هايي که شهادت را شيرين‌تر از عسل يافتند و در جهت رضايت پروردگار خويش گام برداشتند. هميشه بوده اند مردان و زناني از جنس خدا، که قصه صبوري و شکيبايي آنان، بر کتيبه روزگاران نگاشته شده است قصه گروه انقلابي ابوذر از همين يادها و يادگارهاست. از الگوهاي بي بديلي که بايد شناخت و شناساند تا همگان بدانند به بهاي چه ايثارها و عظمت‌هايي از ديروز به امروز رسيده اند.
*چگونگي شکل‌گيري گروه "ابوذر"
با آغاز دهه 1350 شمسي در يکي از شهرهاي استان همدان "نهاوند" حجت‌الاسلام« محمدعلي حيدري» علم مبارزه عليه سلطنت پهلوي را در دست گرفت. حجت‌الاسلام حيدري به همراه پدر بزرگوار خود که از بزرگان و مشاهير نهاوند محسوب مي‌شود، نقش بسزايي در روشنگري اذهان نسل جوان اين شهر ايفا مي‌کرده است. او با تشکيل هيأت، انجمن‌ها و گروه‌هاي چريکي، جوانان شهر نهاوند را سازمان‌دهي مي‌کرد و چند و چون مبارزه با رژيم پهلوي را به آنها مي‌آموخت.
با الهام از همين کانون‌ها، يکي از اين گروه‌ها که اعضاي تشکيل‌دهنده آن را بيشتر دانش‌آموزان پسر، معلمان و دبيران نهاوندي تشکيل مي‌دادند، به «گروه ابوذر» معروف شد. گروه ابوذر با آيت‌الله رباني شيرازي در تهران و قم ارتباط داشته و ضمن هماهنگي با ايشان، فعاليت‌هاي انقلابي خود را با اخلال در برنامه‌هاي ضد اسلامي مسؤولان رژيم در شهرستان نهاوند، به آتش کشيدن برخي از مراکز فساد از قبيل «خانه زنان»، خودروهاي متعلق به تيم‌هاي عملياتي ساواک و ژاندارمري و نهايتاً برخورد انقلابي با برخي از عناصر فاسد منطقه آغاز کردند.
گروه انقلابي ابوذرنهاوند در آبان سال 1351 به پيشنهاد بهمن منشط و با استقبال ساير اعضا در نهاوند تشکيل شد آنان نام" ابوذر" را به تأسي از «ابوذر غفاري» صحابه معروف پيامبر اسلام(ص) - که دکتر علي شريعتي در نوشته‌هاي خود به وي هويت جديدي مبتني بر مبارزه براي اصلاح وضع موجود بخشيده بود- براي گروه خود انتخاب کرده بودند.
*به چالش کشيدن" انجمن حجتيه" توسط گروه ابوذر
اين افراد گاهي نيز در جلسات «انجمن حجتيه» شرکت مي‌کردند که در اين گونه جلسات به آنها توصيه مي‌شد تا در مسائل سياسي دخالت نکنند اما گروه ابوذر همين مسأله عدم دخالت در سياست را در جلسه مطرح مي‌کردند و با انتقاد شديد از شيوه کار انجمن آن را به تعطيلي مي‌کشاندند. اين کار که بيش از همه بهمن منشط در آن نقش داشت موجب نزديکي بيشتر اعضاي گروه -که بعضاً همديگر را از قبل مي‌شناختند  مي‌شد کما اينکه در پرونده‌هاي ساواک هميشه از آن به عنوان يکي از اقدامات اعضاي گروه –پيش از تشکيل آن-ياد شده است.
*فعاليت در مسجد
از مکان‌هاي ديگري که اعضاي مؤسس گروه ابوذر به آن وابستگي شديدي داشتند و امکان شناخت بيشتر افراد را فراهم کرده بود، مي‌توان به جلسات مذهبي و هيأت‌هاي قرائت قرآن اشاره کرد. اين جلسات فرصتي فراهم مي‌کرد تا اعضاي گروه درباره مبارزه با ظلم و ستم و وظايف آنها در قبال يکديگر، به خصوص توده مردم و نحوه زندگي و فقر آنها آشنا شوند. در همين جلسات بود که آنها با رساله امام‌خميني(ره) آشنايي يافتند. اين جلسات عمدتاً در مساجد و گاه نيز در منازل اعضاي گروه برگزار مي‌گرديد. سخنراني وعاظ مذهبي و روحانيان انقلابي در مسجد باعث آشنايي هرچه‌بيشتر اعضاي گروه با اوضاع سياسي روز مي‌گرديد.
افتتاح کلوپ ديني دبيرستان «ابن‌سينا»يِ نهاوند
بيشتر اعضاي گروه ابوذر، دانش‌آموزان دبيرستاني بودند و ارتباط آنها با معلمان مذهبي، به‌ ويژه ارتباطشان با محمد طالبيان، در تسريع حرکت مبارزاتي آنها مؤثر بود. مدرسه، يکي از جايگاه‌هاي مهم فعاليت‌هاي اين گروه به‌شمار مي‌رفت. درس انشا و ادبيات، يکي از بسترهاي اعلام نارضايتي‌ها از مسائل سياسي و اجتماعي تلقي مي‌شد. آنان در سال 1351 با افتتاح کلوپ ديني دبيرستان «ابن‌سينا»يِ نهاوند، فرصتي يافتند تا با مطرح‌کردن نظراتشان در آنجا، همديگر را هرچه‌ بهتر بشناسند. مسؤوليت اين کلوپ بر عهده محمد طالبيان بود. اين کلوپ داراي يک نشريه بود که بيشتر به مسائل مذهبي مي‌پرداخت و به علت ضعف مالي، بيش از سه شماره از آن چاپ نشد. اما درکل بايد گفت اين مکان و مباحث طرح‌شده در آن، باعث ايجاد همفکري و هماهنگي بيشتر در ميان اعضا گرديد و همين مسأله، يکي از عوامل تأثيرگذار در سوق ‌دادن اعضا به تشکيل گروه ابوذر تلقي مي‌گردد.
*جلوگيري از برپايي جشن‌هاي دو هزار و پانصدساله شاهنشاهي
در راستاي برگزاري جشن‌هاي دوهزاروپانصدساله، شهرداري نهاوند در نظر داشت مراسم جشني با حضور برخي خوانندگان آن زمان برگزار کند. با انتشار اين خبر، افراد گروه ابوذر و در رأس آنها منشط، دست به کار شدند تا از اجراي مراسم جلوگيري کنند. آنان براي اين منظور، نزد روحاني و مجتهد شهر رفته و از او خواستند مانع اين عمل شود، اما وي اظهار ناتواني کرده و افزود که مرا هم تهديد کرده‌اند. بااين‌همه، بچه‌هاي گروه موضوع را پيگيري کرده و در نهايت حجت‌الاسلام حيدري پس از آگاهي از اين موضوع به‌آنان پيشنهاد نمود: «جلسه و منبري راه بيندازيد و من صحبت مي‌کنم.» افراد گروه با دعوت از همه مردم، جلسه سخنراني آقاي حيدري را تدارک ديدند اما مأموران شهرباني از ورود وي به محل سخنراني جلوگيري به‌عمل آوردند. بااين‌همه، حيدري از در پشت مسجد وارد شده و به منبر رفت و گفت: «اي يزيد! منبر مال من است، مال پدر من است.» و با ذکر خطبه حضرت زينب(س) از منبر پايين آمد. در اين هنگام، مجتهد شهر طي سخنراني کوتاهي خبر داد که پس از مذاکره با شهرداري و شهرباني، موفق شده است برنامه جشن را لغو کند و اين خبر موجب شادماني مردم گرديد.
*اهداف تشکيل گروه ابوذر
طبق آنچه که در وصيت نامه اين شهدا وجود دارد و طبق روايت همرزمان، نزديکان و وابستگان اين شهدا، گروه انقلابي ابوذر هدف از اين حرکت انقلابي خود را امر به معروف و نهي از منکر، مبارزه با بيداد و ظلم و ستم، مبارزه با فقر و بدبختي و جلوگيري از نفوذ بهائيت در کشور و گسترش دين اسلام عنوان کرده اند.
شهيد طالبيان رهبر معنوي اين گروه در کتاب خاطراتش مي‌نويسد:« اين گروه ضوابط و مقرراتي را براي خود تدوين کردند که به عنوان اصول عملي و يا اساسنامه گروه ابوذر شناخته شد و همزمان با برنامه‌هاي خودسازي و تلاش براي اصلاح فضاي اجتماعي و فرهنگي شهر نهاوند، مبارزات انقلابي عليه رژيم پهلوي را طراحي و اجرا مي‌کردند. البته اقدامات گروه ابوذر محدود و محلي بود و صرفاً در حد انجام برخي عمليات‌هاي ضدتبعيض و فساد در شهرستان نهاوند محدود مي‌شد، اما دستگيري و اعدام رهبران گروه، به يک موضوع ملي و يک خبر جهاني تبديل شد به‌گونه‌اي‌که اخبار مربوط به آن، حتي در سطح راديوها و خبرگزاري‌هاي معتبر خارجي انعکاس يافت. درحقيقت گروه ابوذر پس از تجربه‌ فعاليت‌ها و جلسات مذهبي ـ اعتقادي در راستاي توسعه و تبليغ ديني‌، به اين نتيجه رسيدند که تا زماني‌که وارد مرحله مبارزه مسلحانه با رژيم نشوند، نخواهند توانست اقدام بنيادي و مؤثري در راستاي اضمحلال حاکميت وقت و زمينه‌سازي براي حکومت آرماني اسلامي انجام دهند و ازاين‌رو به ‌تدريج از نظارت و کنترل محرکان و مبلغان اوليه مذهبي- سياسي خارج شدند و گام در مسير عمليات مسلحانه گذاشتند.».
*رهبري و تشکيلات
شهيد حاج محمد طالبيان به‌عنوان رهبر معنوي گروه انقلابي ابوذر نقش مهمي در روشنگري دانش‌آموزان خود در سال‌هاي خفقان بر عهده داشت و با همکاري جمعي از جوانان نهاوند گروه انقلابي ابوذر را تأسيس کرد تا بر ضد رژيم پهلوي قيام کنند.
جوانان انقلابي گروه ابوذر با داشتن معلمي شجاع، آگاه و مبارز با نام محمد طالبيان نشان دادند که از شهادت هراسي ندارند و در راه انقلاب جان خود را تقديم مي‌کنند.
در مقايسه با سازمان‌هاي چريکي موجود در دهه پنجاه ايران، گروه ابوذر از ساده‌ترين نظام و شبکه داخلي بهره مي‌برد. اعضاي گروه را جواناني آموزش ‌نديده، اما پرشور تشکيل مي‌دادند که حتي بيشتر آنها دوره سربازي را نگذرانده بودند. کم‌ سن‌ وسالي و دانش‌آموزبودن اعضا را نيز مي‌توان يکي ديگر از دلايل نبود يک تشکيلات منسجم در گروه دانست. اعضاي آن توانستند در حد خود، عليرغم تمامي کمبودها، مستقل بمانند و ضرباتي چند نيز بر پيکر رژيم شاه وارد سازند.
*سرنوشت مجاهدان انقلابي ابوذر
انگيزه اصلي عمليات خلع‌سلاح، تهيه سلاح براي گروه بود و آنها راههاي مختلفي را براي به‌دست‌آوردن اسلحه پيمودند اما هيچ‌کدام از آنها نتيجه‌اي به‌بار نياورد. آنها سرانجام بدين‌منظور به خلع‌سلاح پاسبان شهرباني قم در تير ماه سال 1352 اقدام کردند اما اين عمليات به کشف و دستگيري اعضاي آن منجر شد.
در زندان به رغم شکنجه‌هاي بسيار توسط ساواک، بعضي از اعضاي گروه مقاومت سرسختانه‌اي از خود نشان دادند چنانکه بهمن منشط، از اعضاي اصلي گروه، تا آخرين لحظه حيات خود به رژيم پهلوي مي‌تاخت و کوچکترين مماشاتي از خود نشان نمي‌داد.
در نهايت آنها پس از چندين مورد اقدامات چريکي عليه مراکز فساد و همچنين نيروها و دستگاه‌هاي امنيتي، حين انجام عمليات خلع سلاح پاسبان شهرباني قم، دستگير و پس از محاکمه، شش تن از آنان اعدام و بقيه به حبس‌هاي طولاني مدت محکوم شدند.
حکم اعدام در سحرگاه سي‌ام بهمن سال 1352، در ميدان تير دژبان، مرکز پارک جنگلي چيتگر فعلي تهران به مورد اجرا درآمد.
رژيم شاه تا جايي‌که توانست سعي نمود، جريان دستگيري، محاکمه و شهادت گروه ابوذر را بي‌سروصدا و پنهاني صورت دهد؛ زيرا از اقرار به گسترش مبارزات ضدرژيمي در ميان توده‌هاي مردم بيم داشت به‌همين‌خاطر، از جريان دادگاه‌ها و محاکمات آنها هيچ خبري در رسانه‌ها منعکس نشد و تنها برخي روزنامه‌هاي دولتي از «اعدام شش خرابکار» خبر دادند. در نهايت بايد نوشت با شهادت شش‌ تن از چهره‌هاي بارز گروه ابوذر اقدام مسلحانه گروه پايان يافت اما مشعلي که آنها برافروخته بودند، تا بهمن 1357، توسط دوستداران و طرفداران آنان همچنان برافروخته باقي ماند.
پس از اجراي حکم اعدام، جنازه شش عضو شهيد گروه ابوذر، بدون اينکه خانواده‌هايشان اطلاعي داشته باشند، توسط مأموران ساواک در بهشت زهرا (س) بي هيچ نام ونشاني دفن شد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي محل دفن آنها در قطعه 33 بهشت زهرا (س) کشف شد. سرانجام جنازه‌هاي اين شهيدان طبق وصيت‌نامه‌ها و رضايت خانواده‌هايشان در سال 1376 به نهاوند انتقال يافت.
شايان ذکر است شهداي گروه انقلابي "ابوذر" نهاوند به عنوان شهداي شاخص استان همدان در سال 1397نيز انتخاب شدند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
1- رزا ناظم، تاريخ شفاهي گروه ابوذر، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامي، 1382، صص93ــ91
2- رسول جعفريان، جريانها و سازمانهاي مذهبي ــ سياسي ايران، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامي و پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1383، ص526
3- حسين زريني، گروه ابوذر، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامي، 1381، صص79 ــ 78
4- تاريخچه گروه انقلابي ابوذر از بدو تاسيس تاکنون، تهران، 1357، ص27
5- حسين بهزاد و گل علي بابايي، از الوند تا قراويز، تهران،پژوهشکده علوم و معارف دفاع مقدس، 1389، صص 136-130

 
کد مطلب: 279853