داخلی صفحه تهران خبر
 
وصیت نامه شهید «میثم مدواری»
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۴۱
یا زینب کبری(س)، بنت حیدرالکرار، اسم شما شفا و راه گشا است. اسم شما بانوی ایثار و اقتدار که می آید، چهار ستون بدن من حقیر می لرزد که من سگ رو سیاه که باشم که بخواهم جان نا قابل خود را در راه حرم امن شما تقدیم کنم.
وصیت نامه شهید «میثم مدواری»
 
به گزارش «ایثار تهران»، شهید میثم مدواری در 23 اردیبهشت ماه سال 1363 در تهران، محله تختی نازی آباد دیده به جهان گشود و در دامان مادر، نهضت حسینی و مکتب زینبی را آموخت و از همان دوران طفولیت با هیئت و مسجد آشنا شد و همراه پدر در این مجالس شرکت می کرد.
وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مشغول به کار شد و در سال 1387 ازدواج کرد که ثمره این زندگی هشت ساله دو دختر به نام های فاطمه زهرا و فاطمه کوثر است.
شهید مداوری با شروع شدن جنگ سوریه با داعش از سال 1389 به سوریه اعزام شد و  بعد از رشادت های بسیار در دفاع از حریم اهل بیت  صبح روز 16 آبان ماه 1394 پس از ساعت ها درگیری با کفار داعشی به فیض شهادت نائل آمد. مزار این شهید والامقام در قطعه ی 29 گلزار شهدای بهشت زهرا(س) در کنار مزار برادر شهیدش مسعود مدواری قرار دارد.
 
 وصیت‌نامه شهید «میثم مدواری»:
 
بسم رب الشهدا و الصدیقین

از کوی جنون سلسله واران همه رفتند
ما با که نشینیم که یاران همه رفتند
نی کوه کن بی سر و پا ماند و نی مجنون
از کوی جنون سرو خرامان همه رفتند


سلام علیکم

چندی است که اشق اشقیا و بدترین دشمنان اسلام و قرآن و ولایت آمده اند که ریشه دین را بزنند و این بار نقطه عزتمندی ما را یعنی حریم و حرم آل الله در سوریه و عراق را هدف قرار داده اند. احمق ها فکر کرده اند چون شیطان بزرگ و استکبار جهانی و ظالمان عالم در کنارشان است قدرت دارند. ولی کور خوانده اند مگر بچه شیعه مرده باشد که بگذارد این خزان زدگان و نوکران استکبار جهانی و این کافران و حرام زادگان به اهداف شوم خود برسند. ما بچه شیعه ها به پیروی از منش مولای متقیان امیرالمومنین علی ابن ابیطالب(ع) خود را موظف به حمایت از مظلومین عالم می دانیم.
یا زینب کبری(س)بنت حیدرالکرار اسم شما شفا است. اسم شما راه گشا است. اسم شما بانوی ایثار و اقتدار که می آید چهار ستون بدن من حقیر می لرزد که من سگ رو سیاه که باشم که بخواهم جان ناقابل خود را در راه حرم امن شما تقدیم کنم. بی بی جان من حقیر رو سیاه و آلوده، دستانم خالی است و چیزی ندارم (عملی ندارم که راه گشا در روز قیامت باشد) که در طبق اخلاص قرار دهم و تقدیمشان کنم جز این جسم آلوده و ناقابل خود که اگر شما قبول فرمائید رو سفید خواهم شد و اگر نه که من رو سیاه و خسران زده هستم. فقط ترا به خدا بی بی جان مگذارید که حقیرتان شرمنده برادرتان حضرت عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام شوم (غیرت الله) مدافع حرم شما بودن افتخار ماست و مدال افتخار است زیرا راه شما و راه آل الله راه نجات است(ان الحسین مصباح الهدی و السفینه النجاه ) در این راه و امتحان سخت الهی صمیمانه و عاجزانه به دعای خیر تمام کسانی که ذره ای و کمتر از ذره ای به گردن من روسیاه حق دارند احتیاج مبرم دارم ان شاءالله که بتوانم سرباز خوبی برای ولایت فقیه حضرت آیت الله خامنه ای (حفظ ) باشم.
امیدوارم که آقا صاحب الزمان علیه السلام از من رو سیاه قبول بفرماید. من شرمنده ام که بارها و بارها با گناهانم دل صاحب الزمان علیه السلام را به درد آورده ام. امیدوارم با شفاعت شما آقاجان، خداوند متعال از گناهان من حقیر بگذرد(امید با شفاعت شما است).

لا یمکن الفرار من عشق الحسین علیه السلام.
کلنا عباسک یا زینب سلام الله علیها.
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست.
میثم مدواری
انتهای پیام/
کد مطلب: 288805