شهید خستگی‌اش را با قلم رفع می‌کرد
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۳۶
شهید محمدرضا امانی (میثم) نامی آشنا در بین اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه که خستگی‌اش را با قلم برطرف و بیکاری‌اش را با قلم پر می‌کرد.
شهید خستگی‌اش را با قلم رفع می‌کرد
 
به گزارش ایثار واحد خراسان شمالی، به مناسبت 17 مرداد سالروز شهادت شهید خبرنگار  شهید صارمی فرصتی شد تا با تنها شهید خبرنگار استان خراسان شمالی آشنا شویم.
شهید محمدرضا امانی (میثم) نامی آشنا در بین اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه که خستگی‌اش را با قلم برطرف و بیکاری‌اش را با قلم پر می‌کرد.
این خبرنگار شهید به مطالعه کتاب به‌خصوص آثار شهید مطهری علاقه وافری داشت و پس از شهادت افزون بر چهار هزار جلد کتاب در زمینه‌های مختلف از وی به یادگار ماند که برای استفاده عموم به مدارس و کتابخانه‌های عمومی اهدا شد.  
محمدرضا در ۲۵ دی‌ماه ۱۳۶۵ در آغاز شورونشاط جوانی و درحالی‌که بیش از ۱۸ بهار را ندیده بود در 'عملیات کربلای پنج' در منطقه شلمچه شاهد شهادت را در آغوش کشید.  


او، حتی وقتی چشمانش مشغول تماشای تلویزیون، یا گوش‌هایش مشغول شنیدن رادیو بود از قلم نیز برای نکته برداری استفاده می‌کرد، او قلم را از کودکی به عضویت گرفته و آن را مثل اعضای دیگرش به خدمت مردم واداشته بود.
با قلم، مسئولان را به روستا می‌کشاند تا به وضعیت مردم محروم رسیدگی کنند، اگر در رفتار و منش  آنان غرور و تکبر می‌دید با قلم به آنان تذکر می‌داد، با قلم به مناظره می‌پرداخت، بی‌سوادی، اعتیاد، بیکاری و همهٔ بیماری‌های اجتماعی را با قلم خویش مداوا می‌کرد تا اینکه طبل بزرگ‌ترین میکروب معاصر، در کسوت تهاجم همه‌جانبه عمال استکبار به صدا درآمد و این طبیب شانزده‌ساله را به عرصه فراخواند.
محمدرضا حالا باید علاوه بر قلم، شی‌ء دیگری را نیز به عضویت می‌گرفت، تفنگ. او در سن ۱۶ سالگی هم خبرنگار صداوسیما بود و هم رزمندهٔ جبهه‌ها. با تفنگ می‌جنگید، با قلم می‌نوشت، می‌سرود و با تمام وجود سخنرانی می‌کرد.
هنوز بیش از ۱۸ سال از عمر پربرکت خویش را پشت سر نگذاشته بود که مسئول تبلیغات تیپ ۲۱ امام رضا (ع) شد، دیری نپایید که این مجاهد هم از اجر (مداد العلما) بهره‌مند شد و هم از اجر (دماء الشهدا)
مادر شهید می‌گوید: از طرف صداوسیمای مشهد یک سکهٔ طلای بهار آزادی به محمدرضا هدیه داده بودند، وقتی از مشهد به خانه برگشت پدرش را ناراحت دید.
گل بی‌بی بیچرانلو در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا افزود: محمدرضا علتش را پرسید و پدرش گفت: مقروضم و پسر گفت اینکه ناراحتی ندارد پدر جان، سپس سکه‌ای را که هدیه گرفته بود به من داد و گفت: اینک به خاطر زحمات آقای امانی این سکهٔ ناقابل به ایشان اهدا می‌شود.
بعد سکه را به من داد تا به پدرش بدهم، پدرش برخاست و سکه را گرفت محمدرضا هم برایش کف زد، سکه را که فروختیم پدرش را شب خوشحال دید و فهمید که قرضش را داده است با خوشحالی پدرش او هم خوشحال شد، سعی می‌کرد همیشه از او راضی باشیم.

وی در که نامه‌ای ۱۲ روز قبل از شهادت در تاریخ ۱۳/۱۰/۶۵ برای پدر نوشت با تجلیل از پدر گرامی‌اش آورده است: پدر جان تو برای من همواره یک انسان بی‌نظیر و خوب هستی، هیچ‌وقت نتوانسته‌ام خوبی‌های شمارا جبران کنم. خداوند به کرم و لطف خود همه ما را هدایت و راهنمایی کند. به مادرم سلام برسان و بگو از دوردست مقدسش را می‌بوسم و بگو افتخار کند که دو فرزندش افتخار پیدا کردند درراه اسلام حرکت کنند'. 

این شهید ۱۸ ساله چون پیری عارف خطاب به پدر می‌نویسد: پدر جان! از دنیا بر حذر باش. دنیا می‌گذرد، همه این تجملات، این سرمایه و پول همه و همه می‌رود تنها چیزی که باقی می‌ماند همان اعمال خوب و بد، ایمان و مذهب است.  
شهرستان شیروان با ۱۵۷ هزار نفر جمعیت به‌عنوان دومین شهرستان پرجمعیت خراسان شمالی در ۶۰ کیلومتری شرق بجنورد قرار دارد که در دوران دفاع مقدس ۶۳۷ شهید تقدیم نظام جمهوری اسلامی کرده است.
 
کد مطلب: 300554