داخلی صفحه قم خبر
 
​شهیدی که آرزوی دامادی اش قطعه قطعه شدن در راه خدا بود
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۱۶
بسیجی شهید مجید وفایی به مادرش می گفت: مادر دامادی من همان روزی است که پیکر غرق به خونم تکه تکه شده و هر تکه از بدنم یک جای زمین افتاده است .
​شهیدی که آرزوی دامادی اش قطعه قطعه شدن در راه خدا بود
 
مجید متولد سا ل1349 است. بدلیل سن کم با مخالت هایی برای اعزام مواجه شد، ولی توانست با توسل و راز و نیاز روز و شب و اصرار فراوان راهی شود.
تضرع خاصی هنگام عبادت داشت به طوریکه باعث تعجب اطرافیان شد. هر وقت مادر برای دامادی اش دعا می کرد می گفت" مادر دامادی من همان روزیه که پیکر غرقه به خونم تکه تکه شده باشد. و همین هم شد پیکر قطعه قطعه شده اش 40 روز بعد از شهادت قابل شناسایی نبود و اینگونه به آغوش مادر بازگشت . مادر از روی نشانی خاصی که روی صورت داشت او را شناخت.
مادر شهید می گوید: مجید نور چشم خانواده و اقوام بود آخرین بار که آمد همه برای دیدنش جمع شدند به مادر گفت مرا سیر ببین  دیگر باز نخواهم گشت. دلش گواهی درستی داده بود .آخرین بار در ایستگاه قطار شیرین هایی که آورده بودند را بین بدرقه کنندگان پخش کرد و گفت دلم می خواهد شیرینی دامادی ام را خودم پخش کنم. مجید دادمادی اش را در شهادتش می دید.
وقتی مادر از رفتنش بی تاب شد او را نصیحت می کرد کجا بهتر از جبهه برای شکستن غرورمان سراغ داری؟
اوایل مادر نذر کرده بود برای سلامتی مجید هر هفته مسجد جمکران برود، مجید به مادر گفت: می دانم برای سلامتی من دعا می کنید اما این مانع شهاتم شده. مادر به شهاتم راضی باش. از آن پس مادر برای عاقبت بخیری او دعا می کرد.
تخریبچی بسیجی سرانجام در اول شهریور سال 65 وقتی 16 سال داشت در عملیات کربلای چهار در منطقه شلمچه به شهادت رسید.
هنوز هم بعد از 33 سال گوشه ای از اتاق خانه مادر از یادگاری های شهید حتی شیشه های عطر او نمایشگاه کوچکی است.
کد مطلب: 305899
 


 
 
روزی که سرمشق آزادیخواهی و نفی سلطه شد
 

حجت الاسلام و المسلمین سید محمد علی شهیدی نماینده ...