هفته نامه طنین قاینات:
آشنایی بازندگی شهیدمحمدعبدی ؛نوجوانی شیفته شهادت
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۱۴
هفته نامه طنین قاینات:آشنایی بازندگی شهیدمحمدعبدی ؛نوجوانی شیفته شهادت
 
شهیدان ما در ظلمات مادیگری این دوران، بار دیگر فرهنگ شهادت را که بالاترین سطح فداکاری برای آرمان‌های بشری است، زنده کردند و نور رستگاری را به انسان‌های پاک‌طینت و حق‌طلب نشان دادند. اگر این درس بزرگ، به‌درستی فرا گرفته شود، همه‌ی سلاح‌های زر و زور از کار خواهد افتاد و ابزار سلطه‌گر جهانی برای سیطره بر اجتماعات بشری ناکارآمد خواهد گشت. (مقام معظم رهبری)
دیار قاینات در راه پیروزی، حفظ و حراست و اعتلای انقلاب و نظام اسلامی، شهدای بسیاری را تقدیم کرده است که فداکاری و حماسه‌آفرینی‌های آنان غرورآفرین و البته برای ما نیز درس‌های فراوانی دارد. شهید محمد عبدی ازجمله این شهدای گران‌قدر است. این شهید والامقام در سال 1347 تقریباً یک ماه پس از زلزله مخرب خضری دشت بیاض، در این شهر متولد شد. پس از پیروزی انقلاب و شروع جنگ، به‌دلیل علاقه و نیز تکلیفی که در جهت دفاع از انقلاب، اسلام و میهن بر دوش خود احساس می‌کرد که البته حاصل تربیت صحیح و اسلامی و نیز لطف الهی بود، از سن 15 سالگی به‌صورت مرتب و بی‌وقفه در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل حضور یافت. البته به‌دلیل سن کم، در ابتدا به وی اجازه حضور در جبهه داده نشد که وی با دستکاری شناسنامه و تغییر آن، امکان حضور در جبهه را یافت. وی تا زمان شهادت، 6 بار و هر بار به مدت سه ماه در جبهه‌ها حضور یافت و در مقابل اصرار خانواده که خواستار عدم‌حضور وی در جبهه به‌دلیل نیاز خانواده به حضور وی برای کمک در امور کشاورزی که امرار معاش خانواده از آن طریق بود، همواره می‌گفت: «برای دفاع از وطن و اسلام و‌ آرامش مردم و حفظ نوامیس کشور باید در جبهه حاضر باشم.» شهید محمد عبدی حضور در جبهه را تکلیفی الهی و دائمی می‌دانست. این شهید بزرگوار در آخرین بار حضور در جبهه، در عملیات بدر که در اسفند63 انجام شد، حضور داشت. كسانی كه عملیات بدر را درك كرده‌اند، از شرایط سخت و طاقت‌فرسا و دشواری كه برای رزمندگان اسلام در جریان این نبرد پیش آمد، خبر دارند. فشار شدید تانك‌ها و هواپیماها و بمباران شدید دشمن، وصف‌ناشدنی است. شهید محمد عبدی نیز جزئی از نیروهای پیشرو در این عملیات بود. زمانی‌که برای خداحافظی نزد دایی خود می‌رود و دایی وی از این‌که وی جزء نیروهای پیشرو است، مطلع می‌گردد و می‌خواهد به‌نوعی وی را به‌دلیل سن کم، از این کار منصرف کند، در جواب درخواست‌های دایی‌اش بیان می‌کند: «من غسل شهادت کرده‌ام، دعا کنید که قابل باشم و شهید شوم.» وی با وجود سن کم، اما به‌دلیل غیرت و تعصبی که داشت، از هیچ‌گونه اقدامی در راه کمک به رزمندگان و سپاه اسلام هر چند سخت و طاقت فرسا، دریغ نمی‌کرد. ازجمله دروکردن نی‌های هور که گاهی تمام روز بدون وقفه و با لب تشنه آن را انجام می‌داد. غیرت مثال‌زدنی و البته خاکی و بی‌آلایش‌بودن وی تا آن‌جا بود که به گفته هم‌رزمانش، یک بار که به وی لباس و پوتین نو داده شد، اما به‌دلیل روزها کار طاقت‌فرسا در نی‌ها در داخل هور، لباس‌های پاره و غیرقابل استفاده می‌گردید، وقتی به وی گفته می‌شود که می‌تواند لباس نو تحویل بگیرد، از این امر امتناع می‌ورزد و می‌گوید: «نباید بیت‌المال را هدر داد، من سهمیه خویش را گرفته‌ام و دوباره لباس نوگرفتن به‌نوعی خیانت به بیت‌المال است.» این شهید والامقام در عملیات غرورآفرین بدر به‌دلیل اصابت ترکش به فوز عظیم شهادت نائل آمد و در جوار سایر هم‌رزمان شهیدش در گلزار شهدای شهر خضری دشت بیاض، به خاک سپرده شد. به‌راستی که این شهید و سایر شهیدان والامقام کشور عزیرمان، مصداق این سخن آیت‌ا… شهید دکتر بهشتی هستند: «ما در زیر بار سختی‌ها و مشکلات و دشواری‌ها، قد خم نمی‌کنیم. ما راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند. تنها موقعی سرپا نیستیم که یا کشته شویم، و یا زخم بخوریم و به خاک بیفتیم و الا هیچ قدرتی پشت ما را نمی‌تواند خم کند.»
 
 
کد مطلب: 313439
 


 
 
روزی که سرمشق آزادیخواهی و نفی سلطه شد
 

حجت الاسلام و المسلمین سید محمد علی شهیدی نماینده ...