داخلی صفحه کردستان خبر
 
شهسوار کردستان
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲ تير ۱۳۹۹ ساعت ۰۵:۱۶
شهید جمیل شهسواری یکی از فرماندهان پیشمرگ مسلمان کُرد است که به همراه نیروهای تحت امرش که آنها نیز طرفداران نظام و جان برکفان کُرد، می باشند در زمان تاخت و تاز و حاکمیت گروهکها در کردستان حماسه های ماندگاری آفریدند.
شهسوار کردستان
 
به گزارش ایثار واحد کردستان، جمیل شهسواری، فرزند علی در نهم شهریور ماه سال ۱۳۴۲ در روستای علی آباد دیواندره متولد شد. رسم بر این بود که برای نامگذاری کودک تازه متولد شده بزرگان فامیل دور هم جمع شوند و نامی شایسته و مناسب برای کودک انتخاب کنند. آنها جمیل، نام مرد دلیر و مومنی را که روزگاری با راهزنان و متجاوزین در منطقه می جنگید و امانشان را بریده بود انتخاب کردند. جمیل در خانواده ای متدین و مذهبی متولد شده بود، پدر و مادرش برای اینکه فرزندشان با قرآن آشنا شود، برای یادگیری قرآن او را به مسجد روستا فرستادند. دوران ابتدایی را با موفقیت در مدرسه روستا سپری کرد و برای ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی راهی شهرستان دیواندره شد.
سال های نوجوانی جمیل در مقطع راهنمایی، همزمان بود با قیام مردم مسلمان و انقلابی ایران بر علیه رژیم ستم شاهی او هم مانند بسیاری از جوانان دیگر همراه با جوانان انقلابی و غیرتمند ایرانی در جریانات انقلاب همراه بود و تلاش می کرد و سرانجام پس از انهدام موفقیت آمیز مرکز تجمع نیروهای ضدانقلاب در خاک عراق در روز 27 اسفند ماه سال 74 به شهادت رسید.
 برای آشنایی بیشتر با زندگی این شهید والا مقام گفتگویی با کمال شهسواری برادر وی صورت گرفته که در ادامه می خوانید.
 
خاطره‌ ایی از شهید را برایمان بیان فرمایید؟
آقای حضرتی یکی از همرزمان شهید تعریف می کرد: "سال 1365 یك روز حوالی ظهر بود كه من و شهید جمیل به همراه تعدادی از نیروها، مشغول گشت‌زنی بودیم كه به روستای «گاوآهن‌تو» در محور «هزاركانیان» رسیدیم. تصمیم گرفتیم برای نماز و نهار همان‌جا بمانیم و بعد حركت كنیم.
در این تصمیم بودیم كه از طریق بی‌سیم، به ما اطلاع دادند كه تعدادی از نیروهای ضدانقلاب، به روستایی در همان حوالی، به نام «كپك» رفته و در خانه‌ای مستقر شده‌اند. جمیل پیشنهاد كرد برای این كه دشمن متوجه ما نشود غروب كه شد، در تاریكی به آن روستا برویم، پیشنهادش منطقی بود و ما هم پذیرفتیم.
هوا كه رو به تاریكی می‌رفت، حركت كردیم و به روستا رسیدیم. بعد از شناسایی دقیق، خانه‌ مورد نظر را محاصره كردیم و نقشه‌ای كشیدیم. تصمیم گرفتیم اول من و شهید جمیل، خودمان را به پشت بام برسانیم تا نحوه‌ حمله به افراد داخل خانه را دقیقا بررسی كنیم و بعد دست به كار بشویم. قصدمان از این تصمیم این بود كه به جز افراد ضدانقلاب، كسی از اهالی خانه و مردم آبادی، آسیب نبینند. جمیل طبق معمول، جلوتر از من راه افتاد و از دیوار منزل بالا رفت. من هم پشت سرش خودم را بالا كشیدم، هنوز روی لبه‌ بام مستقر نشده بودم كه جمیل ناگهان با دست ضربه‌ای به من زد و مرا از آن ارتفاع پایین انداخت. یك لحظه از كاری كه كرده بود، تعجب كردم و در واقع از دستش عصبانی شدم، كه این چه كاری بود كه با من كرد؟
به محض اینکه از آن بالا روی زمین افتادم، نارنجكی منفجر شد و صدای انفجار روستا را پر كرد. بلافاصله خودم را به جمیل رساندم و دیدم به شدت زخمی شده است. با دیدن این صحنه تازه متوجه شدم كه چرا جمیل مرا هول داد. او به جای این كه خودش را به پایین پرتاب كند و از تركش‌های نارنجك‌ در امان بماند، مرا نجات داده بود. حالا تا عمر دارم، مگر می‌توانم این از خودگذشتگی‌های شهید جمیل را از یاد ببرم؟"
برادرم در این عملیات از ناحیه سر به شدت مجروح شده بود، پزشکان از رفتن به عملیات و کار اجرایی منعش کرده بودند ولی مگر می‌شد ایشان را راضی کرد! به محض اینکه بهبودی نسبی پیدا کرد مجدد به گردان تحت امرش برگشت.
 
مختصری از شرح حالات زندگی شهید گرانقدر در رابطه با پایبندی به امور دینی و مطالعه و نحوه برخورد در خانه را شرح دهید؟
 با گذشت 41 سال که از سنم می گذرد هنوز کسی را به مهربانی ایشان ندیده ام با همه به قدری مهربان بود که هیچکس حاظر نبود از لحظه ای که با او همنشین می شود یک ثانیه اش را هم از دست بدهد.
خیلی عجیب بود با کوچک و بزرگ به گونه ای رفتار می کرد که انگار همسن و سال خودش هستند، در عین جدیدت، بسیار شوخ طبع و مهربان بود با قلب رئوفی که داشت، مگر می شد دل کسی را برنجاند.
ما خانواده پر جمعیتی داریم، شهید جمیل هر کدام از ما را به نحوی برای ادامه تحصیل و کسب علم و دانش تشویق می کرد در دفتر خاطرات برادران بزرگتر از خود  دست خط شهید هنوز به جای مانده و در یادداشتی نوشته است: « برادران، امروز عصر علم و فرهنگ است، جنگ تحمیلی باعث شده تا ما از دنیا عقب بمانیم، تلاش کنید تا با کسب علم و دانش از دنیا عقب نمانیم، خداوند ما را هدایت کند».
 
شما بعنوان خانواده شهید، چنین عاقبت به خیری را برای وی پیشبینی می‌کردید؟
همزمان سه نفر اعضای خانواده ما در صف مقابله با دشمن بودند ما با فرهنگ اسلامی انقلابی بزرگ شده ایم، با اینکه کودک بودم بارها پیکر شهدا را از نزدیک دیده و در کوچه نیز زمانیکه ضد انقلاب شبانه افراد غیر مسلح و بی گناه را به بیرون خانه فرا می خواندند و به شهادت می رساندند، تا با خیال خودشان زهر چشم بگیرند، پیکر پاک شهدا را دیده بودم.
از نزدیک دیده بودم نیروهای گردان حضرت رسول اکرم (ص) با شوق برای عملیات به خط می‌شدند و بار اولی که حرف شهادت را از زبان برادرم شنیدم در گردان حضرت رسول (ص) بود وقتی نیروها با تجهیزات نظامی به خط شده بودند تا به عملیات بروند، شهید جمیل برای آنان صحبت می کرد و از شهادت می گفت. وی بیان می کرد:« رفتن ما به عملیات به دست خودمان است اما برگشتنمان با خداست، برادران؛ توکلتان به خدا باشد، اگر خدا بخواهد در بستر هم می‌میریم و اگر او نخواهد با صد تا گلوله هم شهید نخواهیم شد. پس مرگ و زندگی دست خداست، با اخلاص و توکل به او راهی می‌شویم».
 این عینا جملاتیست که از ایشان شنیدم و به یاد دارم. بارها وقتی شهید جمیل به همراه پدر و برادر دیگرم به عملیات می‌رفتند و چند وقتی هم که در جبهه برای مقابله با رژیم بعثی رفته بودند شایعات شهادت ایشان و دیگر اعضای خانواده را شنیده بودیم. اگر اغراق نباشد هیچکدام از اعضای خانواده به ایشان به عنوان یک فرد زمینی نگاه نمی‌کرد، این هم در رفتارش هم در اذکار، و هم در نیایش هایش عیان بود.
 
البته تاثیر شخصیت و تربیت خانوادگی در پدیدآمدن این شهدا، غیر قابل انکار است. چه روشی درخانواده باعث می شود یک جوان به این مرتبه برسد؟
بیش از چهار دهه پاسداری و فداکاری فرزندان برومند این مرز بوم حاصل صبر، استقامت، شهامت و شجاعت پدران و مادرانی است که تربیتی اسلامی را چراغ راه قرار دادند. لذا اگر اصول اعتقادی در خانواده و از جانب پدر و مادر رعایت شود و والدین ناظر بر رفتارهای کودکانشان باشند و محیط خانواده، محیطی مملؤ از محبت، همدلی، شهامت و شجاعت باشد در نتیجه، کودکی که در این خانواده رشد و نمو پیدا می‌کند در آینده سربازی متقی برای جامعه اسلامی اش خواهد شد.
 
حرف آخر؛
 از متولیان و مسئولین خواهشمندم شهدای کردستان را آنچنان که بودند معرفی کنند، ترویج فرهنگ ایثار و شهادت همواره از دغدغه های رهبر گرانقدرمان است، شهدای کردستان هركدام به تنهایی نمادی از غیرت مردم این دیار هستند اما به دلیل اینكه كارهای فرهنگی لازم صورت نگرفته است، این شهدا حتی در شهر‌های خودشان هم ناشناخته هستند.
کلمات کليدی: شهسوار کردستان
کد مطلب: 340191
 
 
 
جامعه ایثارگری و مطالبات قانونی
 

دکتر حمید ضیایی پرور