داخلی صفحه لرستان تبريک، تسليت
 
نامه‌ي شهید محمدعلیم عباسی به رضا مرادی
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۵۲
محمدعليم عباسي گراوند، سي ام خرداد 1343، در شهرستان كوهدشت به دنيا آمد
به بهانه شهادت شهید محمدعلیم عباسی
 
به بهانه شهادت شهید محمدعلیم عباسی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏
« رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى‏ رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعاد» (آل‌عمران: 194)
برادر بزرگوارم رضا
مدتي است كه گناهان از هر سو احاطه‌ام كرده‌اند و راه را بر من چنان بسته‌اند كه اگر لطف و ياري خدا نبود آتش جهنم را براي خويش مهيا و عيان مي‌ديدم.
دوستان عزيز و بزرگوارمان به سوي معشوق ازلي و ابدي خويش پر كشيدند و فضاي لايتنهاهي را در پي وصل جانان پيمودند و ما گران باران به زمين چسبيده و بي‌حركت مانده‌ايم و چشم به عظمت وجود اين طائران قدسيِ عرصه‌ي ملكوت دوخته‌ايم.
بارها مي‌نشينم بر بطالت خويش و فراق دوستان مي‌گريم. فراق عزيزاني كه قدرشان را ندانستم تا رفتند و خلأ وجودشان بر من چنان ضربه‌اي نواخت كه هيچ چيز نمي‌تواند آن را جبران كند.
مگر صرامي، آن مرغ پرگشوده به سوي دوست، كم نعمتي براي من و امثال من بود؟ مگر قبادي، رضائي و ديگران عاشقان جبروت جبار مردانِ جليلي نبودند كه كه من بيچاره‌ي حقير به زودي دستم از دامنشان كوتاه شد.
آنان رفتند و آن كه ميل وصلش را داشتند پيوستند و من چون گمگشته‌اي در كوير وجود سرگردان و متحير رو به هر سو كرده و به هر مكان نظري مي‌افكنم كه چه كنم و به كجا و كدامين كس پناه آورم.
آنان رفتند تا در فرداي قيامت و در روز نشور مظهر كامل «وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسيماهُم‏» باشند و ما مانديم تا روزي كه مرگ دربرمان گيرد و از اين خواب جهالت بيدارمان كند.
خدايا نفس چنان بر من غالب شده كه اگر تو مدد نكني آتش دوزخت تنم را مي‌سوزاند و اگر تو ياري‌ام ننمايي پس به كه روي آورم اي ملجأ دردمندان!
برادر بزرگوارم فقط دعايم كن تا شايد بتوانم گوشه‌اي از مسؤليت عظيم و بار سنگين امانتم را بر دوش حمل كنم.
والسلام
كوي دانشگاه، ساختمان 21، اتاق 5
ساعت 5/5 عصر 18/2/63
محمد عليم عباسي
اين نامه را گويي جواني هيجده نوزده ساله، دانشجوي پزشكي ننوشته است. بيشتر به نوشته‌ي سالكي از دنيا رهيده مي‌ماند كه دچار قبض شده و در انتظار واردات الهي شب را به روز و روز را به دامن شب مي‌دوزد و از اين رو احساس غربتي جانكاه بر گلويش پنجه فشرده و او را به ناله وا داشته است. مگر او چه گناهاني مرتكب شده كه اين چنين هراسناكِ آتش جهنم و خشم خدواندي است؟ چرا امثال من كه گناهاني به مراتب بزرگتر از گناهان او را مرتكب مي‌شويم چنان احساسي نداريم؟ پاسخ اينها فقط يك چيز است: حسنات الابرار سيئات المقربين. آنچه را كه امثال من، اگر از نيكان باشيم، براي خود مي‌پسنديم و بر ما مي‌پسندند، مقربان درگاه الهي دون شأن خود مي‌دانند و بر خويش روا نمي‌دارند و به همين دليل از آن توبه مي‌كنند. اين توبه توبه‌ي از گناه به معناي فقهي آن نيست، بلكه گناه به معناي عرفاني آن، يعني توبه از مرتبه و مقام و حال و وضع فعلي است.
نكته‌ي ديگري كه در اين نامه برجسته مي‌نمايد، ميل و بلكه عشق عليم به شهادت است. كسي چه مي‌دانست كه چه فاصله‌ي اندكي تا شهادت.

محمدعليم عباسي گراوند، سي ام خرداد 1343، در شهرستان كوهدشت به دنيا آمد. پدرش عيدي، كارمند بود و مادرش گوهرتاج نام داشت. دانشجوي دوره دكترا در رشته پزشكي بود. ازدواج كرد و صاحب يك دختر شد. از سوي بسيج در جبهه حضور يافت. يكم بهمن 1365، در شلمچه بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد. مزار او در زادگاهش واقع است. او را شهرام نيز مي ناميدند.
کد مطلب: 104293
 


 
 
روزی که سرمشق آزادیخواهی و نفی سلطه شد
 

حجت الاسلام و المسلمین سید محمد علی شهیدی نماینده ...