پرتال اطلاع رسانی بنیاد شهید و امور ایثارگران 27 خرداد 1397 ساعت 11:28 http://isaar.ir/doc/news/fa/249100/ -------------------------------------------------- فرازي از وصيت و زندگينامه عنوان : سردار شهيد سيد ابوالقاسم احمدي -------------------------------------------------- سردار شهید «سید ابوالقاسم احمدی» در سال ۱۳۳۲، در روستای «شیخ شبان» از توابع شهرستان بن، چشم به جهان گشود. سرانجام این مجاهد خستگی‌ناپذیر در مردادماه سال 1373 دریکی از گشت‌های گروه تکاوری در منطقه «کردستان» در ساعت 6 و 30 دقیقه صبح، در کمین عناصر ضدانقلاب از گروهک «دمکرات» افتاد و علی‌رغم مقاومت‌های شجاعانه به فیض شهادت نائل گردید. متن : به گزارش "ایثار" واحد چهارمحال و بختیاری: سردار شهید سید ابوالقاسم احمدی در سال ۱۳۳۲، در روستای شیخ شبان از توابع شهرستان بن، در یک خانواده مستضعف و مذهبی چشم به جهان گشود و در دامن پرمهر و محبت پدر و مادر خویش پرورش یافت. وی تحصیلات ابتدائی را در روستای خود با موفقیت پشت سر گذاشت و بعد از اتمام دوره ابتدائی آماده تحصیلات در دوره راهنمایی شد. اما به جهت اینکه زادگاه وی از داشتن مدرسه راهنمایی محروم بود و برای ادامه تحصیل می بایست به خارج از روستا عزیمت می نمود و آن هم مستلزم داشتن تمکن مالی بود، به دلیل فقر مالی نتوانست از تحصیلات در مقطع بالاتر بهره مند گردد. نامبرده بعدازاینکه از ادامه تحصیل ناامید گشت برای حمایت از خانواده خود به شغل کشاورزی و چوپانی همت گماشت و چند سالی از عمر پربرکت خود را در این شغل سپری کرد. به دلیل اینکه معاش زندگی اش تأمین نمی شد و نمی توانست به نحو شایسته خانواده را موردحمایت خود قرار دهد، به ناچار برای کسب روزی حلال راهی اصفهان شد و نزد پسردایی خود به شغل قلم زنی مشغول شد. او با مشکلات زیادی از قبیل دوری از خانواده، نداشتن مسکن و غیره، هرگز در مواجه با مشکلات و سختی ها ابرو خم نکرد و همیشه و درهرحال همچون کوهی مقاوم و استوار بود. به طوری که تا زمان سربازی اش در این شغل پابرجا ماند. در سال ۱۳۵۵ به خدمت سربازی اعزام شد و در اوج پیروزی انقلاب اسلامی بود که خدمت سربازی را به اتمام رسانید. در سال ۱۳۵۷ وهم زمان با اوج مبارزات مردم ایران به مبارزه با رژیم طاغوت پرداخت. روزها در تظاهرات و فعالیت های ضد طاغوت شرکت فعال داشت و شب ها نیز با هم رزم خود، شهید یوسف حیدری جهت پخش اعلامیه های حضرت امام (ره) در محله های اصفهان مشغول فعالیت بود. به طوری که چند بار از سوی ساواک شناسایی شد و مورد تعقیب قرار گرفت و مجبور شد که شبانه از اصفهان به روستای خود فرار کند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل کمیته انقلاب عضو فعال کمیته شد و چند صباحی در آنجا خدمت کرد و بعدازاینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شکل گرفت، وارد سپاه شده و تا پایان عمر شریف خود در این نهاد مقدس به انجام وظیفه مشغول بود. شهید احمدی بعد از شروع جنگ تحمیلی به دفعات متعدد و در مسئولیت های گوناگون در مناطق جنگی حضور پیدا کرد. در عملیات والفجر ۸ در جبهه جنوب هم مصدوم شیمیایی شد وهم مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت، اما پس از استراحت کوتاهی تحمل نکرد و مجدداً به جبهه های حق علیه باطل رهسپار شد و تا پایان جنگ و اعلام آتش بس به دفعات دیگر در مناطق جنگی حضور پیدا کرد. رزمندگان اسلام طی چند سال نبرد پیروزمندانه از وجود آن شهید عزیز در سمت هایی چون فرماندهی گروهان پیاده، فرماندهی گروهان آموزش، مسئول واحد تدارکات، مسئول آتشبار در گردان ادوات، مسئول موتوری یگان رزم و غیره بهره بردند. سال ۱۳۷۱ برای گذراندن آموزش (دوره عالی) به تهران اعزام گردید و پس از طی آموزش عالی به مدت یک سال، پنج ماه نیز دوره آموزشی (واکنش سریع) را گذراند. او بعدازاین آموزش ها به هم رزمان خود در تیپ مستقل ۴۴ قمر بنی هاشم (ع) در منطقه کردستان و جنگل های آلواتان و زندان دولتو ملحق شد تا باقی مانده ضدانقلاب را که در این مناطق مزاحمت هایی برای مردم ایجاد می کردند را نابود کند. به دنبال شایستگی ها و توانمندی هایی که داشت به عنوان جانشین گردان تکاوری حضرت امیرالمؤمنین (ع) منصوب شد. وی در اجرای مأموریت های محوله بسیار باروحیه، پرتوان و بااراده وارد عمل می شد. طوری که گروه های مرعوب دمکرات و ضدانقلاب را در اجرای نقشه های پلید خود به زحمت می انداخت. سرانجام این مجاهد خستگی ناپذیر در مردادماه سال 1373 دریکی از گشت های گروه تکاوری در منطقه کردستان در ساعت 6 و 30 دقیقه صبح، در کمین عناصر ضدانقلاب از گروهک دمکرات افتاد و علی رغم مقاومت های شجاعانه به فیض شهادت نائل گردید. فرازی از وصیت نامه شهید که تنها 40 روز قبل از شهادتش به رشته تحریر درآمده بود، به شرح ذیل است: بسم الله الرحمن الرحیم. انا لله و انا الیه الراجعون. با حمد و سپاس خداوند بزرگ که مرا آفرید و به من عقل و کمال و عزت عطا کرد و سلام بر اولیاء و انبیاء پاکش و نورش در زمین، حضرت صاحب العصر والزمان حجت ابن الحسن و نائب برحقش حضرت امام خمینی (ره) و فرزند برومند ایشان حضرت آیت الله خامنه ای. ازآنجایی که همه ما روزی به این جهان پا نهاده و ناگزیر روزی باید از این دنیا رخت بربندیم، خود را موظف دانستم که چندکلمه ای در باب وصیت بنویسیم ان شاءالله که مورد رضایت و قبول خداوند واقع شود. بحمدالله اکنون که دارم وصیت نامه می نویسم در صحت و سلامت به سر می برم و خداوند را شاکرم که توفیق کتابت این را به من عنایت نمود. در ابتدا سفارش می کنم به ترس از خدا و اقامه نماز در اول وقت. به من الهام شده است که این مرخصی، استراحت آخر من است به همین خاطر می خواهم بعد از من صبور و بردبار باشید. اول از بدهکاری هایم شروع می کنم. بنده حدود 7 هزار تومان بدهکارم ولی در عوض از دو نفر دیگر 140 هزار تومان طلب دارم که باید آن ها را وصول و بدهی ام را پرداخت کنید. تا آنجا که یاد دارم نماز و روزه ترک شده ندارم و همه خمس مالم را پرداخت نموده ام به غیراز 50 هزارتومانی که برای خرج ایام سوگواری خود کنار گذاشته ام. در ضمن مراسم را در خانه خودم بگیرید. در آخر سخنی با همسر محترم دارم: همسر عزیزم امیدوارم که اگر در طول 16 سال زندگانی مشترک از این حقیر بدی دیده ای به بزرگی خودت عفو بفرمایی و شمارا سفارش می کنم که در این سوگ صبور و بردبار باشی. من شمارا به خدا و بچه ها را به شما می سپارم و خواهشمندم تا آنجا که بشود بگذارید بچه ها به تحصیل خود ادامه دهند و به درجات عالی علمی برسند. من شمارا به عنوان وکیل و وصی بعد از خود انتخاب نموده ام. در ضمن مهریه ات را هم به حساب حج تمتع ریخته ام. و من الله توفیق انتهای پیام/