پرتال اطلاع رسانی بنیاد شهید و امور ایثارگران 13 آبان 1397 ساعت 11:20 http://isaar.ir/doc/news/fa/265547/ -------------------------------------------------- ​داستان شهدای غواص زنجانی (4) عنوان : زندگينامه غواص شهيد ابوالفضل خدامرادي وطن -------------------------------------------------- زندگينامه غواص شهيد ابوالفضل خدامرادي وطن- فرمانده گروهان خط شکن متن : زندگينامه غواص شهيد ابوالفضل خدامرادي وطن- فرمانده گروهان خط شکن نام پدر: حبيب اله تاريخ تولد: 1342 تاريخ شهادت : 19/10/65 شب جمعه محل تولد: زنجان نام عمليات: کربلاي 5 منطقه عملياتي: شلمچه پاسگاه کوت سواري محل دفن : زنجان مردي از شمار شيران دريا که سينه ستبرشان امواج خروشان اروند و کارون را به زانو درآورد و بال و پرشان در کرانه هاي فرات حضور به عطش و آتش ديدار يار سوخت، نامش ابوالفضل و نشانش خدامرادي بود. او در رمضان 1342 رويش سبزش را آغاز کرد و قدم به سنگفرش کوچه هاي سبز انتظار سرخ نهاد، انتظار شنيدن جرس کاروان خون خدا که روان در بستر بلند تاريخ است. ابوالفضل در سال هاي پيش از دبستان، گوش جان به آهنگ آسماني قرآن سپرد و در مکتب تعلم آيه هاي سبز نور زانوي تلمذ زد. آنگاه قدم به مدارس شهيد چمران و شهيد منتظري نهاد و موفق به اخذ ديپلم شد. با آغاز قيام بيداري به جمع جماعت توحيديان پيوست و در ستيز با سپاه ظلمت و سرنگوني مجسمه طاغوت در چهار راه پايين حضور فعال يافت. هنگامي که دشمن، غدار ماشه تجاوز را به سوي ما چکاند، او نيز به جمع اهالي محله دفاع مقدس پيوست، مرد کوچکي که فقط چهارده بهار از گردش افلاک را ديده بود. ابوالفضل فرمانده گروه غواصان در گردان وليعصر(عج) بود. او در بسياري از عمليات ها مانند کربلاي 5 و خيبر و ... جانانه شرکت کرد و سه بار در مصاف آهن و ايمان از ناحيه چشم، شکم و پا مجروح شد که در نخستين بار به مدت 9 ماه در آلمان بستري گرديد. اين سپيدار سرخ در آخرين ديدار با خانواده حال و هواي ديگري داشت، کمتر سخن مي گفت و بيشتر سر در گريبان تفکر داشت و بر سر سجاده دعا و نيايش. و سرانجام پاداش 6 سال جهاد و مبارزه اش را گرفت و در موجي از خون به سوي افلاک پر کشيد. او که در عمليات کربلاي 5 فرمانده گروهان غواصان بود، پس از عبور از رودخانه اروند، گلويش به تير ستم دريده شد و به جمع ستارگان سرخ آسمان شهادت پيوست. شهيدان! بي حضور شمايان، شهر ما بوي غربت مي دهد. بخشي از خاطرات شهيد ابوالفضل خدامرادي به نقل از دوستان : پيش از عمليات كربلاي 4 بود. ما داشتيم در موقعيت شهيد اجاقلو، كنار رود كارون، دورة مقدماتي غواصي را مي گذرانديم. جمع بسيار صميمي و با صفائي بود. آزمايش تنفس يكي از تمرينهايي بود كه افراد بايد مي گذراندند. آنها به شكل درازكش، خوابيده و سر خود را در زير آب مي كردند. تنفس بوسيلة " اشنوگر " (ني غواصي ) صورت مي گرفت و بيشتر اوقات همين نيها اسباب شوخي و تفريح بچه ها را فراهم مي كرد. در يكي از روزها كه بچه ها مشغول آزمايش تنفس بودند، شهيد ابوالفضل خدامرادي ـ فرمانده گروهان 3 غواصي از گردان ولي عصر (عج) زنجان ـ شوخ طبعيش گل كرد. من و چند نفر ديگر از برادران را نزد خود خواند و گفت: "بياييد كنار ني ها، ببينيد كه در زير آب چه خبر است! " خيلي جالب و شنيدني بود، هر كدام از بچه ها در زير آب چيزي مي گفت و مي خواند؛ يكي ذكر يا زهرا (س) را زمزمه مي كرد، ديگري سرود مي خواند سومي براي خودش آواز مي خواند و ما هم كلي مي خنديديم. يادش بخير. شهيد خدامرادي گفت: " حالا خوب تماشا كنيد. او دست خود را روي روزنة بعضي از نيها مي گذاشت. غواصي كه سرش در آب بود، بر اثر كمبود اكسيژن دست و پا ميزد. گاهي هم در داخل بعضي از ني ها آب مي ريخت و كسي كه زير آب بود، مقداري آب نوش جان مي كرد و دست و پايي هم مي زد و ما مي خنديديم. واقعاً يادش بخير. لحظه هاي بسيار شيرين و ماندگاري بود. و خدا رحمت كند شهيد خدامرادي را كه يكي از فرماندهان خوب و ورزيده و شجاع گردان بود. يك روز به عمليات مانده بود. او را ديدم كه تنها و دور از ديگران، در سايه سار نخلي نشسته است. آرام و بي صدا به سويش رفتم. وقتي كه نزديكش رسيدم، ديدم قطرات اشك از روي گونه هايش هروله كنان بر خاك مي افتند. عجب حالت خوشي داشت! با صداي زيبايي زمزمه مي كرد و اشك مي ريخت، او در خلوت حضور يار نشسته بود. وقتي كه عمليات آغاز شد، من شهادت را به روشني در سيمايش مي خواندم و سرانجام هم شميم دل انگيز شهادت و بوي وصال يار در فضاي جانش پيچيد و درهاي آسماني به رويش گشوده شد. او شهيد ابوالفضل خدامرادي، فرمانده گروهان غواص از گردان ولي عصر ( عج ) زنجان بود كه در عمليات كربلاي 5 و پس از عبور از درياچه مصنوعي ـ منطقه آبگرفتگي ـ در دشت شلمچه تن را در جويبار لاهوتي خون شستشو داد و در آسمان شلمچه غروب گشت. روحش یاد و یادش برگرفته از کتاب زندگينامه غواصان دريادل زنجان