فرازي از وصيت و زندگينامه

سردار شهید حشمت‌الله کیانی

22 خرداد 1397 ساعت 10:07

وصيتنامه شهيد: « پروردگارا چه زیباست جلوه‌گاه جمالت و چه باشکوه است نمایشگاه جلالت. در حیرتم ای خداوند بی‌همتا که آیا این من گناهکار هستم که افتخار راز و نیاز با تو در بین رزمندگان پاک، مخلص، بی‌ریا و دلیر اسلام نصیبم گشته. جبهه‌های نبرد به تمام ابعاد زندگی جنبه الهی بخشیده و حقانیت خدا و دین رسولش را مثل روز روشن گردانیده و کوچک‌ترین شبهه و تردید را توانایی مقابله با انسان‌های بیداردل نمی‌باشد.»


به گزارش "ایثار" واحد چهارمحال و بختیاری: سردار شهید حشمت‌الله کیانی در سال 1340 در شهرستان «بروجن» دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در شهر بروجن گذراند. تحصیلات دبیرستان وی مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی شد. وی یکی از ورزشکاران مطرح استان در رشته فوتبال به شمار می‌رفت که از سال 1358 تا سال 1361 به‌عنوان دروازه بان گروه منتخب استان در مسابقات لیگ قدس کشور فعالیت می‌کرد. وی در سال 1361 به‌صورت داوطلبانه عازم جبهه‌های حق علیه باطل شد و در عملیات محرم مجروح گشته، اما پس از بهبودی دوباره عازم جبهه شد.
سردار شهید کیانی در سال 1362 به سمت فرماندهی پایگاه شهدای شهرستان بروجن منصوب شد. این شهید بزرگوار در عملیات‌های زیادی ازجمله محرم، کربلای 5، کربلای 4 و والفجر 8 شرکت نموده و از خود جان‌فشانی‌های زیادی به نمایش گذاشت.
وی سرانجام در سال 1365 در منطقه عملیاتی شلمچه، با سمت فرمانده گروهان از گردان حمزه سیدالشهدا (ع) تیپ بیت‌المقدس براثر ترکش خمپاره به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
وصيتنامه شهيد: «ای صاحب‌اختیار مؤمنان، ای نهایت آرزوی عارفان، ای فریاد رس فریاد خواهان، ای محبوب دل‌های راست‌گویان و ای خدای مهربان. سلام‌وصلوات به ارواح طیبه شهیدان به خون خفته جبهه‌های جنگ که به پیروی از قافله‌سالار خویش اباعبدالله الحسین (ع)، با اهدای خون خود اسلام را آبیاری و سپس در برابر کلیه حوادث دوران بیمه نمودند. پروردگارا فلسفه عمیق خلقت را درک کردم و به سویش روان شدم.
شاهد باش ای خدای بزرگ که بر اساس درک این حقیقت بود که انتخاب نمودم راهی را که حسین بن علی (ع) از جد بزرگوارش خاتم النبیاء (ص)، پس خدای من، تنها تو هستی که بر همه‌چیز در همه مکان شاهدی تو خوب می‌دانی که انتخابم نه‌تنها برحسب‌تصادف و حتی هوس نبود بلکه بر مبنای آگاهی بود که سرچشمه آن پی بردن به اصل توحید و علاقه شدید به وجود مقدس تو بود.
خدایا به خاطر اینکه همه‌چیز را از سر راه خود کنار زدم و تنها ترا درک کردم سر سجده به درگاه پرشکوهت سائیدم و سپاس گذار شدم که نجات دادی مرا از تاریکی و ظلمت راهی که در پیش داشتم و تو بودی که دریچه روشنایی را که دیدن آن از عهده هر چشمی و توانائی آن از هرکسی برنمی‌آید در جبهه‌های نور، جهت امتحان پیروان راهت گشودی.
از تو می‌خواهم که ما را در این امتحان ثابت‌قدم و موفق بداری که در آخرت پیش حسین (ع) سرافکنده نباشیم. پروردگارا چه زیباست جلوه‌گاه جمالت و چه باشکوه است نمایشگاه جلالت. در حیرتم ای خداوند بی‌همتا که آیا این من گناهکار هستم که افتخار راز و نیاز با تو در بین رزمندگان پاک، مخلص، بی‌ریا و دلیر اسلام نصیبم گشته.
آری؛ جبهه‌های نبرد با حضور عاشقان الله و شیفتگان حسین (ع)، به تمام ابعاد زندگی جنبه الهی بخشیده و حقانیت خدا و دین رسولش را مثل روز روشن گردانیده و کوچک‌ترین شبهه و تردید را توانایی مقابله با انسان‌های بیداردل نمی‌باشد.
خدایا به تو و روز قیامت ایمان‌دارم و با توجه به همین امر بود که به‌سوی جبهه جنگ روانه شدم. حال که قرار است زندگی مادی با مرگ پایان پذیرد، دوست دارم که آخرین مرحله زندگی من با شهادت درراه حق به پایان یابد.
مسلمین برخیزند که اسلام یاور و قرآن جان‌نثار طلب می‌کند. با سینه‌ای پر از خشم، چشمانی باز، زانوانی استوار، قامتی میخ‌کوب در زمین، عزمی راسخ و برای خون‌خواهی حسین (ع) و حراست از قرآن و خون ریخته شده شهیدان مظلوم تاریخ اسلام و رضای پروردگار، توکل بر خدا کرده و لباس زیبای رزم بر تن کنید و بر ملحدین پست ثابت کنید که شیعه علی (ع) هرگز تن به ذلت و خواری نخواهد داد و در سخت‌ترین لحظات نبرد که وحشت جنگ روشنی روز را به تاریکی مبدل و آتش سنگین جنگ وجب‌به‌وجب زمین را دامن‌گیر است، همه‌چیز را به کام خود می‌کشد و چه سعادتمندمی رزم‌اند و می‌میرند مجاهدان حق.
آری؛ فواره‌های خون شهیدان از حنجره‌های آنان اوج می‌گیرد و سر بر آسمان می‌ساید تا شهد شهادت را بر کام نیلی آسمان که سوی زمین دهان‌گشوده بریزند و پیام خونین حسین (ع) و پیروان سالار شهیدان را به عرش برند.
اما آن‌هایی که مدعی هستند و مغزی پوچ دارند و طیفی را تشکیل می‌دهند که در صدر انسان‌های بهانه‌گیر قرار دارند و مرتب درخواست رفاه و آسایش رادارند و همیشه از کمبودها شکایت دارند، بدانند که در آخرت جزء آن دسته‌اند که حسرت فراوان می‌خورند و از خدا درخواست می‌کنند که ما را یک‌لحظه دیگر به دنیایی برگردان تا که جبران کنیم اما آن‌وقت دیگر دیر است.
پدران و مادران شهدا را که چشم‌وچراغ ملت خطاب هستند، پیام دهید که شما بهترین جگرگوشه‌های خود را فدای اسلام نمودید، اما ما در کنار خود تکه‌تکه شدن و پرواز ملکوتی آن‌ها را به چشم دیدیم و به‌عنوان دوستان آن عزیزان در غم همه آن‌ها داغدار و به سوگ نشستیم، چندین داغ را به خود متحمل نمودیم و آن‌قدر در فقدان بهترین دوستان خود سوختیم که هیچ‌کس به‌جز خدا باخبر نشد و آن چیزی که ما را و شمارا باید صبور سازد رضایت خداوند در تثبیت جمهوری اسلامی است حتی اگر احتیاج به ریختن خونمان باشد. والسلام »
انتهاي پيام/
 


کد مطلب: 248682

آدرس مطلب: http://isaar.ir/doc/news/fa/248682/

ایثار
  http://isaar.ir