پرتال اطلاع رسانی بنیاد شهید و امور ایثارگران - پربيننده ترين عناوين چهارمحال و بختیاری :: نسخه کامل http://isaar.ir/states/charmahal Sun, 27 May 2018 14:38:58 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://isaar.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ایثار http://isaar.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ایثار آزاد است. Sun, 27 May 2018 14:38:58 GMT چهارمحال و بختیاری 60 فرازي از وصيتنامه شهيد مرتضي درعلي بني http://isaar.ir/doc/news/fa/247120/ به گزارش "ایثار" واحد چهارمحال و بختیاری: فرازی از وصیت‌نامه شهید مرتضی درعلی بنی «ای امت مسلمان بدانید که این‌همه خون‌ها که ریخته می‌شود به خاطر نماز و قرآن و دیگر مسائل اسلام است. پس امیدوارم که همیشه به فکر خدا باشید و جبهه‌ها را تقویت کنید و نماز و روزه را به‌پای دارید تا هرچه زودتر ریشه کافران از جهان کنده شود.» گفتنی است: شهید مرتضی درعلی، در سال 1341 در شهر بن از توابع شهرستان شهرکرد به دنیا آمد. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. به‌عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. سرانجام در 2 خرداد 1363 در طلائیه براثر اصابت ترکش خمپاره به سینه، به مقام شهادت نائل آمد. انتهای پیام/ ]]> چهارمحال و بختیاری Sun, 27 May 2018 09:17:25 GMT http://isaar.ir/doc/news/fa/247120/ سردار شهيد زال يوسف پور http://isaar.ir/doc/news/fa/247075/ به گزارش "ایثار" واحد چهارمحال و بختیاری: سردار شهید زال یوسف پور در سال ۱۳۳۹ در روستاي «ناغان» از توابع شهرستان اردل، دیده به جهان گشود. تا مقطع دوم راهنمایی، در زادگاهش تحصیل کرد و پس‌ازآن به همراه خانواده در «مسجدسلیمان» ساکن شد. درحالی‌که نهمین بهار زندگی‌اش را نگذرانده بود، گرد یتیمی را بر سر و روی خود شاهد بود و پدر را که حتی در بستر بیماری و در آخرین نفس‌ها هم فرزندانش را به نماز و عبادت خداوند توصیه و سفارش می‌کرد، از دست داد. در سایه همین تربیت صحیح بود که زال در سن ۱۰ سالگی به‌خوبی نماز می‌خواند و روزه می‌گرفت. او در سال ۱۳۵۳ به اصفهان رفت و در مدرسه راهنمایی ارشاد مشغول به تحصیل شد. این دوران مصادف با دوران دانشجویی برادرش نجف بود که در تهران مجدانه در فعالیت‌های سیاسی و مبارزات ضد طاغوت شرکت داشت. همین فعالیت‌های سیاسی برادر، راهگشای اندیشه سیاسی و مبارزاتی زال شد. حضور در محضر درس و جلسات خصوصی استاد پرورش، محرک واقعی زال درزمینهٔ مسائل سیاسی و رشد سریع اعتقادات حق‌طلبانه و مبارزاتی وی بود. زال در حالی دوره متوسطه را در رشته برق هنرستان فنی اصفهان به پایان برد که در انجمن اسلامی این هنرستان حضور فعال داشت و دانش آموزان و مربیان و ازجمله استاد پرورش، پشت سر وی به نماز جماعت می‌ایستادند. زال در همین اثنا در مسافرت‌هایی که در تهران و منزل برادرش نجف داشت با دانشجویان مبارز و فعالیت‌های آنان آشنا شد و در کلاس‌های شهید مظلوم دکتر بهشتی که در منزل وی برگزار می‌شد، شرکت می‌کرد و باشخصیت‌های اسلامی، افکار بلند مذهبی و محیط سیاسی دانشگاه آشنا شد. از سال ۱۳۵۶ در ارتباط با گروه اسلامی و انقلابی «مهدویون» قرار گرفت و به‌واسطه شجاعت بی‌نظیر و تقوا و اخلاصش، باوجود سن پایین از جایگاه خاصی در این گروه برخوردار شد. جابجایی اسلحه در زمان حکومت‌نظامی در شهر اصفهان، جابجایی اسلحه از ارومیه و اصفهان، تکثیر و توزیع اعلامیه‌های امام خمینی در شهرهای اصفهان، نجف‌آباد، شهرکرد، گلپایگان و فریدن.، شرکت در شکستن و به زیر کشیدن مجسمه شاه در سبزه‌میدان و میدان امام اصفهان، شرکت در طرح کشتن معاون مزدور ساواک اصفهان که دستش به خون هزاران نفر از مبارزان و انقلابیون استان اصفهان آلوده بود، شرکت در عملیات تصرف کلانتری نارمک در ۲۱ و ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، شرکت در تصرف پادگان عباس‌آباد و حمله به گارد شاهنشاهی ازجمله فعالیت‌ها و مبارزات انقلابی شهید یوسف پور علیه رژیم ستم‌شاهی پهلوی بود. زال به‌اتفاق دوستانش در گروه مهدویون در اوایل سال ۱۳۵۸ خدمت حضرت امام (ره) رسیدند و در خصوص موجودیت این گروه کسب تکلیف نمودند. حضرت امام توصیه فرمودند که آن‌ها در ارگان‌های انقلابی مشغول خدمت شوند. پس از بازگشت از محضر معمار کبیر انقلاب او وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اصفهان شد. وی در نامه‌ای به یکی از دوستانش از وی خواست تا دعا کند تا لیاقت چنین لباس و پاسداری را داشته باشد و در آخرت پیش خدا و بندگان خاصش شرمنده نباشد. در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۶۰ زال تشکیل خانواده می‌دهد که ثمره آن‌یک دختر بود که چند ماهی بیشتر از مهر و محبت پدر برخوردار نبود. پس از عضویت در سپاه به‌واسطه استعداد و شایستگی و اخلاق برجسته‌اش به‌عنوان مربی آموزش در پادگان غدیر اصفهان که یکی از مهم‌ترین پادگان‌ها و مرکز آموزش سپاه است انتخاب شد و به همین دلیل به او اجازه اعزام به جبهه‌های حق علیه باطل داده نمی‌شد. سرانجام با پافشاری و اصرار زیاد توانست با جلب رضایت مسئولان در عملیات «تنگه چزابه» حضور یابد که پس از یک نبرد شجاعانه از ناحیه سر، گردن و پا زخمی شد. پس‌ازآن از سوی سردار صفوی مسئول جمع‌آوری تجربیات جنگی رزمندگان اسلام در جبهه‌ها و تدوین آنان شد و این مسئولیت تا شروع عملیات فتح المبین ادامه داشت. در این عملیات نیز ابتدا به‌عنوان معاون فرمانده گردان حضور مؤثر و شجاعانه‌ای داشت و پس‌ازآن فرماندهی گردان امام سجاد (ع) به او واگذار شد. او مجدانه و پا به‌پای سایر رزمندگان و نیروهایش در گردان، در سنگر سازی و سایر فعالیت‌ها تلاش می‌کرد و رفتار متواضعانه او گردان را تحت تأثیر قرار داده بود. زال در عملیات بیت‌المقدس نیز فرماندهی گردان امام سجاد (ع) از تیپ امام حسین (ع) که بعد به لشگر ارتقاء یافت را بر عهده داشت که در این عملیات رزمندگان پرتوان اسلام پس از ۲۰ کیلومتر پیش روی و در هم کوبیدن دشمن به جاده اهواز خرمشهر دست یافتند. در مرحله دوم همین عملیات که تیپ امام حسین (ع) و تیپ محمد رسول‌الله (ص) احتیاج به کمک پیدا می‌کند، تعدادی از هم‌رزمان او در دوران مبارزه با طاغوت در این یگان‌ها حضور دارند و زال که یاد استقامت هم‌رزمانش در دوران رژیم ستم‌شاهی پهلوی می‌افتد با جدیت تمام به کمک دوستانش می‌شتابد که مورد اصابت ترکش خمپاره قرارگرفته و از ناحیه کتف زخمی می‌شود. وی مجروح و به تهران منتقل شد و در بیمارستان مصطفی خمینی بستری می‌شود اما درحالی‌که به تشخیص پزشکان باید مورد عمل جراحی واقع می‌شد تنها پس از ۳ ساعت حضور در بیمارستان با یک نقشه حساب‌شده فرار کرده و پس از تهیه لباس از منزل برادر دانشجویش عازم جبه می‌شود. او از شهادت دوستانش ازجمله معاون خودش در گردان امام سجاد (ع) بسیار متأثر شده و می‌گوید: نمی‌توانم تحمل‌کنم و هم‌رزمانم را تنها بگذارم. دنیا در نظر او حقیر و تنگ‌شده بود و روح مشتاقش برای لقا الله بی‌تابی می‌کرد و از عشقی عمیق می‌سوخت. سرعت زال درراه وصال، آن‌چنان شتابان بود که هیچ‌کس و هیچ‌چیز نمی‌توانست آن را کند سازد. او درحالی‌که وضعیت زخمش بسیار بد بود خود را به خط مقدم رساند و در مرحله سوم عملیات بیت‌المقدس نیروهای گردانش را فرماندهی کرد. رزمندگان اسلام پس از عبور از یک میدان مین و پشت سر گذاشتن دو خاک‌ریز بعثی‌ها، مقاومت عراقی‌ها را در هم شکستند. عراقی‌ها در این عملیات نیز چاره‌ای جز فرار یا تسلیم در مقابل رزمندگان اسلام نداشتند. زال قهرمان اما در این هنگام که با عشق به لقای حضرت حق گام برمی‌داشت سرانجام بر سر پیمان الهی سینه خود را آماج گلوله‌های کفر و ستم قرارداد و با سمت فرماندهی گردان امام سجاد (ع) لشگر 14 امام حسین (ع) در بهشت برین به آرزوی دیرین خود که شهادت بود رسید. انتهای پیام/ ]]> چهارمحال و بختیاری Sat, 26 May 2018 07:26:38 GMT http://isaar.ir/doc/news/fa/247075/ امیر سرتیپ شهید کریم بیاتی http://isaar.ir/doc/news/fa/247306/ به گزارش "ایثار" چهارمحال و بختیاری: امیر سرتیپ شهید کریم بیاتی در سال ۱۳۴۱ در روستای «اشکفتک» از توابع شهرستان «شهرکرد» و دریک خانواده مذهبی، متدین و زحمتکش دیده به جهان گشود.  تحصیلات خود را در شهرکرد با موفقیت به پایان رسانید. وی در محیط گرم خانواده با تعالیم اسلامی آشنایی پیدا کرد و همین امر باعث شد که او درراه تبلیغ اهداف انقلاب اسلامی کوشش و فعالیت نماید که می‌توان کمک به تشکیل اولین کتابخانه روستا و همچنین برگزاری مراسم مناسبت‌های مذهبی ازجمله میلاد باسعادت حضرت ولیعصر (عج) و دیگر ایام مذهبی را نامبرد. وی علاقه زیادی جهت خدمت به اسلام و میهن داشت با توجه به اینکه در رشته دندانپزشکی دانشگاه مشهد قبول‌شده بود اما بنا به شرایط جنگی کشور، دانشکده افسری را انتخاب و با موفقیت و سرعت دوران آموزش دانشکده را سپری نمود و با درجه ستوان سومی از دانشکده افسری فارغ‌التحصیل و بعد از تقسیم در «لشکر ۷۷ پیروز ثامن‌الائمه خراسان» شروع به کار نمود و بلافاصله داوطلبانه عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد. در جبهه با توجه به فعالیت‌های بی‌وقفه و مخلصانه و رشادت‌های زیادی که از خود نشان داد، در عملیات پیروزمند بدر شرکت فعال داشت و در این عملیات مجروح گردید. در عملیات «ظفر ۴» در تیرماه سال ۶۴ رشادت زیادی از خود نشان داد و پس از انجام مأموریت و درحالی‌که مجروح و زخمی شده بود با موفقیت کامل از محاصره دشمن رهايی یافت. این عمل او باعث تشویق فرماندهی وقت نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، امیر سپهبد شهید صیاد شیرازی و فرماندهان لشکر ۷۷ پیروز ثامن‌الائمه (ع) خراسان شد. شهید کریم بیاتی در گردان ویژه شهادت که یک گردان مشترک از نیروهای سپاه و ارتش بود، با اهداف خاص جنگی و با آمادگی همیشگی و کامل، به‌عنوان یکی از فرماندهان مقتدر و شجاع و باتقوا در مأموریت‌ها و عملیات‌های زیادی ازجمله (عملیات بدرـ ظفر ۴ ـ آزادسازی تپه‌های ۵۶ و ۵۷ و ۵۸ غرب کشور و عملیات والفجر ۸ و گشتی شناسایی‌های متعدد) شرکت کرد. امیر سرافراز شهید کریم بیاتی، همیشه جلودار قافله و پیشتاز میدان رزم علیه دشمنان اسلام بود. وی پس از چندین سال حضور در جبهه‌ها، رشادت‌های فراوان از خود نشان داد و به‌سرعت مراحل ترقی را طی کرد که به قول یکی از فرماندهان لشگر، درجه برای او اهمیتی نداشت و آنچه برایش مهم بود، کسب درجه و منزلت در نزد خداوند باری‌تعالی و سرباز بودن در رکاب امام زمان (عج) و نائبش امام امت بود. وجب‌به‌وجب جبهه‌های شمال غرب، غرب و جنوب کشور، شاهد رشادت‌ها و دلاوری‌ها و ازخودگذشتگی‌های این شهید بزرگوار است. سرانجام در عملیات (والفجر ۸) با توجه به اینکه شهید بیاتی به‌عنوان جانشین و فرمانده گردان «شهادت» بود با اصرار خودش علیرغم نظر فرماندهان، به‌عنوان فرماندهی گروه غواص درحالی‌که سر، صورت و دست خود را حنا بسته و بعد از قرائت زیارت عاشورا با غسل و وضو وارد عملیات شد. پس از تسخیر و شکستن خط دشمن و تصرف پاسگاه کوت سواری عراق در منطقه شلمچه با رشادت‌های زیادی که از خود نشان داد، همراه ده تن از یاران باوفایش در 20 بهمن 1364 براثر آتش پرحجم و کمین‌های دشمن، در جنگ تن‌به‌تن به دیدار معبود شتافت و جام شهادت را نوشید. انتهای پیام/ ]]> چهارمحال و بختیاری Sun, 27 May 2018 09:14:24 GMT http://isaar.ir/doc/news/fa/247306/