پرتال اطلاع رسانی بنیاد شهید و امور ایثارگران - آخرين عناوين زنجان :: نسخه کامل http://isaar.ir/states/zanjan Tue, 16 Oct 2018 14:30:12 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://isaar.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ایثار http://isaar.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ایثار آزاد است. Tue, 16 Oct 2018 14:30:12 GMT زنجان 60 غواص شهيد: يوسف قرباني – معاون گروهان خط شکن http://isaar.ir/doc/news/fa/263287/ غواص شهيد: يوسف قرباني – معاون گروهان خط شکن نام پدر: صمد تاريخ تولد: 1345 تاريخ شهادت: 19/10/1365 شب جمعه محل تولد: زنجان نام عمليات: کربلاي 5 منطقه عملياتي: شلمچه – پاسگاه کوت سواري محل دفن: زنجان گلزار پايين بخشي از خاطرات شهيد يوسف قرباني به نقل از دوستان: يكي از كارهاي مورد علاقه شهيد يوسف قرباني نقاشي كردن و نوشتن بود. به هر چادري كه قدم مي گذاشت بر روي ديوارهاي آن اشكال گوناگون را رسم مي كرد. اين كارش بچه ها را واقعا ذلّه كرده بود. مدام مي گفتند: يوسف! بابا اين چه كاريه كه مي كني؟ چادرها را خراب نكن. ولي او گوشش به اين حرفها بدهكار نبود و كار خودش را مي كرد. يادم هست يك روز به چادر يعقوبعلي محمدي رفته بود كه ذوق هنري اش گل مي كند و شكل همه افراد چادر را به گونه اي روي ديوارهاي چادر نقاشي مي كند به نحوي كه همه جاي چادر پر از نقش و نگار مي شود اصلا او از كار نوشتن و كار رسم خوشش مي آمد و اين كارش هم گاهي برايش درد سرآفرين هم مي شد. به عنوان مثال يك روز كه در مقر آموزش لشگر عاشورا بوده است، كچ را برداشته و آيه زير را بر روي تخته سياه مي نوسيد: " فضل الله المجاهدين علي القاعدين اجرا عظيما" با توجه به اين که آيه به اصطلاح در آرم سازمان (مجاهدين خلق) وجود دارد حساسيت حفاظت اطاعات لشگر را برانگيخته بود و لذا مي آيند و مي پرسند كه چه كسي اين آيه را بر روي تخته سياه نوشته است؟ و شهيد يوسف قرباني مي گويد من نوشته ام. حفاظت اطلاعات به او مظنون شده و به گمان اينكه او يك منافق نفوذي است او را بازداشت مي كنند. از طرف ديگر براي اينكه بتوانند به طور غير مستقيم از زير زبان او حرف بكشند، يكي از بچه هاي گردان خودشان را همراه او مي كنند تا پيش او از امام و انقلاب بدگويي و انتقاد كند از عملكرد امام كه: بله! امام در مورد جنگ تحليل درستي ندارد و دارد اشتباه مي كند. اصلا ما جنگ مي كنيم كه چه؟ و... شهيد قرباني با شنيدن اين حرفها حسابي از كوره در رفته و با او گلاويز مي شود. آن بنده خدا بعد از خوردن يك كتك مفصل داد و قال راه مي اندازد كه: اي بابا به دادم برسيد اين مرا كشت. بالاخره چند نفري مي آيند و او را از دست شهيد قرباني مي گيرند هنگامي كه از يوسف مي پرسند: تو كه طرفدار امام و انقلاب هستي پس چرا اين آيه را روي تخته سياه نوشتي؟ او مي گويد: مگه كار بدي كردم؟ اين يك آيه  قرآنه! مگه نوشتن  قرآن هم گناهه؟ حالا اگه ديگران از آن سوء استفاده مي كنند و به بيراهه مي روند گناه من چيه؟! پيش از عمليات كربلاي 5 بود. ما در موقعيت شهيد اوجاقلو ـ در كنار رود كارون ـ دوره آموزش غواصي را مي گذرانديم. يكي از روزها به دليلي از من خواسته شد تا به گروهان ديگري منتقل شوم، ولي من نپذيرفتم، كلي هم ناراحت و عصباني شدم. هرگز فراموش نمي كنم كه او پيش من آمد و بعد از سلام و احوالپرسي گفت: ـ چته پسر؟ اين همه اخم و تخم مي كني كه چي؟ آسمان كه به زمين نيومده! اصلا بگو ببينم تو برا چي به جبهه اومدي؟ ها؟ برا تفريح؟ يا برا مهموني؟ آدم كه نبومده با اين حرفا دلخور بشه؟ من نمي دونم اگه تو به جاي من بودي چكار مي كردي؟ فكر نمي كنم در اين دنياي بي در و پيكر به اندازه من رنج و تنهايي كشيده باشي؟ از اول زندگيم همزاد غم و غصه بودم و همراه درد و رنج بزرگ شدم. در آسمان بلند زندگي ام يك ستاره آشنا هم برايم سوسو نمي زند! او راست مي گفت. در دنياي به اين بزرگي، هيچ كس و كاري نداشت. وقتي كه به مرخصي مي آمد، اكثرا در پايگاه بسيج بود. گاهي هم بچه ها او را به خانه خود دعوت مي كردند. اما هرگز از خود ضعف و ناتواني نشان نمي داد و جزع و فزع نمي كرد. هميشه سرزنده و شاداب بود. وقتي كه عمليات كربلاي 5 آغاز شد. با هم در يك گروهان بوديم. شب اول عمليات بود. ما مسافت زيادي از درياچه مصنوعي ـ موسوم به آبگرفتگي ـ در دشت شلمچه را با لباسهاي غواصي طي كرده بوديم. دوشكا و تيربارهاي دشمن شديدا كار مي كرد. سطح آب را آتش پر حجمي پوشانده بود. پيشروي در آب با آن همه مواضع مثل سيم هاي خاردار و موانع خورشيدي واقعا دشوار بود. بچه ها يكي پس از ديگري، مظلومانه در داخل آب شهيد مي شدند. تقريبا به نزديكي هاي دشمن رسيده بوديم. او داشت با فاصله كمي از من حركت مي كرد. ناگهان از ناحيه سر مورد اصابت قرار گرفت. گلوله از سمت راست اصابت كرد و از سمت چپ خارج شد. نزديك بود در آب بيفتد كه من گرفتمش. خون از دهان و گوشهايش فوران مي كرد و او سرش را آرام به چپ و راست مي چرخاند. صدايش كردم: يوسف! يوسف! يوسف! او آرام آرام زار مي زد. نمي توانست چشمانش را باز كند. ديدگانش پر از خون بود. قطرات اشك امانم را بريد. خدايا! بچه ها چقدر غريبانه و دلگير پرپر مي شوند! لحظاتي بعد به آرامي نسيم سحري سر بر بالين شهادت گذاشت و به آرامشي به رنگ سبز و جاودانه فرو رفت. پيشانيش را بوسيدم و وداعش گفتم. او شهيد يوسف قرباني از گردان وليعصر (عج) زنجان ـ لشگر عاشوراـ بود. 1ـ دشمن با ايجاد سدهاي بزرگ خاكي آب اروند را بوسيله موتور به داخل آن كشيده بود تا از پيشروي رزمندگان اسلام جلوگيري كند گروهي فوتبال بازي مي كردند و برخي واليبال. عده اي هم دور هم حلقه زده و گرم گفتگوهاي صميمي بودند. چه شور و نشاطي حاكم بود، ولي حالا سكوت بود و سكوت. ما كه از بازماندگان قافله بوديم، يك جمع چهار نفري داشتيم، در زير يك چادر: شهيد يوسف قرباني با آن كنجكاوي هايش درباره جنگ هاي آلمان شهيد يوسف خوييني كه هميشه خدا، سرش توي قرآن بود و مفاتيح. شهيد ابوالفضل خدامرادي كه دست از تاريخ اسلام بر نمي داشت. هر وقت فرصتي گير مي آورد، مي رفت سراغ آن. هميشه خدا هم دنبال يكي بود تا خوانده هايش را براي او بازگو نمايد، آن هم با چه آب و تابي. اگر هم گوش نمي كردي، حسابي برزخ مي شد.  من بيشتر سرگرم كتابهاي نظامي بودم. خدا رحمت كند شهيد خدامرادي را، خيلي جدي بود. با همه هم جدي برخورد مي كرد. بعضي وقت ها كه شهيد قرباني شوخ طبعيش گل مي كرد، مي رفت سراغ او. گاهي شب ها از چادر مي زد بيرون. آن روزها منطقه پر از گراز وحشي بود. پس از مدتي برمي گشت و ناگهان به درون چادر شيرجه مي زد، شهيد خدامرادي رو به او مي گفت: نگاه كنيد تورو خدا، داشت منو مي كشت. گاهي هم سر به سر شهيد خوييني مي گذاشت، او چشمان بسيار زلال و شفافي داشت. شب كه مي شد برق مي زد، بعضي وقت ها شهيد قرباني در نيمه هاي شب مي رفت سر وقت او و بيدارش مي كرد. سپس رو به ما مي كرد و مي گفت: نگاه كنيد! چرا چشم هاي يوسف اينطوريه ؟ شب كه مي شه برق مي زنه! بعدش مي گفت: حالا بگير و بخواب. دو ساعت ديگه بيدارت مي كنم، تا ببينم بازم چشمات برق مي زنه يا نه؟! و يوسف مي خنديد. چون خيلي به او علاقه داشت. هميشه هم از گفته هايش روده بر مي شد. هر سه دركربلاي 5 رفتند تا بمانند و حالا همسايه خدايند. از سمت راست: 1- يوسف خوئيني 2- ...  3- ابوالفضل خدامرادي  4 - يعقوبعلي محمدي   5- رضا آلاچمني اصل برگرفته از کتاب زندگينامه غواصان دريادل زنجان ]]> زنجان Tue, 16 Oct 2018 10:35:04 GMT http://isaar.ir/doc/news/fa/263287/ ​برگزاری ویژه برنامه شهدای غواص در زنجان http://isaar.ir/doc/news/fa/263259/ به گزارش واحد ایثار زنجان، یادواره غواصان دریادل عملیات کربلای 4 و 5 گردان ولیعصر(عج) برای نخستین بار در روز پنجشنبه 26 مهر ماه سالجاری ساعت 14:30 در زنجان برگزار می شود. این یادواره به میزبانی حسینیه اعظم زنجان و با مشارکت بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان برگزار و یادگاران و خانواده های معظم شهدای این گردان، از استان های آذربایجان غربی و شرقی، اردبیل، قزوین و زنجان در این یادواره حضور خواهند داشت. گفتنی است در مراسم یادواره شهدای غواص، از کتاب «دریادلان خط شکن» آلبوم روایی تصویری غواصان دریادل در عملیات کربلای 4 و 5 گردان ولیعصر(عج) که به همت سید جعفر حسینی جمع آوری شده، رونمایی خواهد شد. سردار اصانلو فرمانده قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) شمال غرب و سردار کرمی فرمانده سپاه انصارالمهدی(عج) زنجان از سخنرانان این یادواره هستند و استاد کلامی شاعر اهل بیت(ع) به همراه یکی از شعرای تبریزی نیز در این مراسم به شعرخوانی می پردازند. همچنین در یادواره غواصان دریادل عملیات کربلای 4 و 5 گردان ولیعصر(عج) از رزمندگان استان های آذربایجان غربی و شرقی، اردبیل، قزوین و زنجان خاطراتی از عملیات کربلای 4 و 5 گردان ولیعصر(عج) را بیان خواهند کرد. این برنامه با مشارکت بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان، حسینیه اعظم، مرکز حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس سپاه استان، دادگستری استان زنجان، سپاه انصارالمهدی(عج)، سپاه عاشورا، قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) و شورای شهر تبریز برگزار می شود. لازم به ذکر است در طول هشت سال جنگ تحمیلی‌، گردان‌هائی بودند که مابین دیگر لشگرها و گردان‌ها برای خود اسم و رسمی به پا کرده و در بین قرارگاه‌های فرماندهی جبهه به گردان‌های خط شکن‌، معروف و مشهور شده بودند، یکی از آن گردان‌ها که نامش در آن ایام بسیار برسرزبان هابود و رزمندگان دلاورش حماسه های بیشماری را برای جبهه اسلام آفریدند، گردان خط شکن و ضد زره، حضرت ولیعصر (عج) استان زنجان بود. گردان حضرت ولیعصر (عج) استان زنجان، در انجام دادن هرگونه ماموریت سخت و دشوار و در بعضی مواقع از نظر دیگران ناممکن و قبول خطرناکترین محورهای عملیاتی زبانزد تمامی فرماندهان و سرداران جنگ بود و شهرت و مهارت خاصی در زمینه عبور از موانع مستحکم و در هم شکستن خطوط دفاعی عراقی‌ها و حفظ و نگهداری از خطوط پدافندی خودی و تثبیت آنها داشت و به همین دلیل همواره در تمام عملیات‌های بزرگ و سرنوشت سازی که علیه جبهه کفر و تاریکی طرح‌ریزی و اجرا می‌شد، گردان حضرت ولیعصر (عج) زنجان به طور حتمی در یکی از محورهای سخت عملیاتی، به عنوان گردانی خط شکن در نظر گرفته می‌شد. انتهای پیام/ ]]> زنجان Tue, 16 Oct 2018 09:40:25 GMT http://isaar.ir/doc/news/fa/263259/ ​برگزاری مراسم زیارت عاشورا در بنیاد شهید شهرستان خدابنده http://isaar.ir/doc/news/fa/263224/ به گزارش واحد ایثار زنجان، مراسم روح بخش و پرفیض زیارت عاشورا با حضور جمعی از کارکنان بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان خدابنده برگزار و حاضران به یاد مظلومیت امام حسین(ع) و هفتاد و دو یار وفادارش در صحرای کربلا به عزاداری پرداختند. گفتنی است پس از پایان این مراسم معنوی، حلیم نذری توسط یکی از کارکنان بنیاد شهید شهرستان خدابنده در بین شرکت کنندگان مراسم زیارت عاشورا توزیع شد. انتهای پیام/ ]]> زنجان Tue, 16 Oct 2018 07:34:02 GMT http://isaar.ir/doc/news/fa/263224/ ​دیدار مدیرکل بنیاد شهید زنجان با فرمانده انتظامی شهرستان خرمدره http://isaar.ir/doc/news/fa/263218/ به گزارش واحد ایثار زنجان، علی کاظمی به همراه جمعی از کارکنان این بنیاد و خانم معروف خانی رییس بنیاد شهید شهرستان خرمدره با سرهنگ قاسمی دیدار و انتصاب وی را به سمت فرماندهی نیروی انتظامی شهرستان خرم دره تبریک گفتند. مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان در این دیدار ضمن تقدیر و تشکر از تلاش نیروهای انتظامی، در برقراری نظم در جامعه، لوح سرداران شهید استان و لوح تبریک انتصاب را به سرهنگ قاسمی اهدا کرد. انتهای پیام/   ]]> زنجان Tue, 16 Oct 2018 07:21:56 GMT http://isaar.ir/doc/news/fa/263218/ ​دیدار با خانواده شهدای ناجا در خرمدره http://isaar.ir/doc/news/fa/263211/ به گزارش واحد ایثار زنجان، این دیدارها با حضور حجت الاسلام حسینی امام جمعه شهرستان خرمدره، علی کاظمی مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان، خانم معروفخانی رئیس بنیاد شهید شهرستان خرمدره، جمعی از فرماندهان نظامی شهرستان و سایر مسئولان شهرستان خرمدره برگزار و از خانواده شهدای ناجا دلجویی و تجلیل شد. دیدار با خانواده معظم شهیدان در قالب طرح سپاس و با هدف زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهیدان برگزار می شود. انتهای پیام/   ]]> زنجان Tue, 16 Oct 2018 07:02:52 GMT http://isaar.ir/doc/news/fa/263211/ ​برگزاری یادواره شهدای گمنام و شهدای مسجد صاحب‌الزمان(عج) زنجان http://isaar.ir/doc/news/fa/263190/ به گزارش واحد ایثار زنجان، دهمین یادواره شهدای گمنام و شهدای پایگاه 15 مسجد حضرت صاحب‌الزمان(عج) زنجان با حضور خانواده‌های شاهد و ایثارگر و مردم غیور و شهید پرور زنجان روز چهارشنبه 25 مهرماه سال جاری، بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء در مسجد صاحب‌الزمان(عج) سعدی شمالی زنجان برگزار می‌شود. این یادواره با سخنرانی سردار حاج رسول وزیری یکی از فرماندهان عملیات والفجر 8 دوران دفاع مقدس همراه خواهد بود. مدیحه سرایی مداح اهل بیت عصمت و طهارت(ع) مرتضی حیدری نیز زینت‌بخش این محفل خواهد بود. لازم به ذکر است این یادواره به همت هیئت امنا و پایگاه مسجد صاحب الزمان(عج) سعدی شمالی و پایگاه مقاومت بسیج حورا (خواهران) و با مشارکت بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان برگزار می شود. انتهای پیام/ ]]> زنجان Tue, 16 Oct 2018 06:30:21 GMT http://isaar.ir/doc/news/fa/263190/ دیدار با خانواده شهید حیدری در روستای ینگی کند جامع السرا http://isaar.ir/doc/news/fa/262558/ به گزارش واحد ایثار زنجان، فرماندار ایجرود در این مراسم با تبریک هفته گرامیداشت نیروی انتظامی گفت:  امنیت و آرامش امروز جامعه ما به برکت از جان گذشتگی و خون شهداست. توحید سلیمی افزود : هر کجا که شاهد حضور نیروهای انتظامی هستیم در آنجا امنیت و آرامش احساس می‌شود . وی تصریح کرد : بخشی از امنیت داخل کشور حاصل فعالیت کارکنان نیروی انتظامی است که شب و روز نمی شناسند و همواره در جهت تامین امنیت تلاش می کنند . انتهای پیام/     ]]> زنجان Mon, 15 Oct 2018 06:12:04 GMT http://isaar.ir/doc/news/fa/262558/ ​دیدار جمعی از مسئولان شهرستان ابهر با خانواده شهیدان http://isaar.ir/doc/news/fa/262621/ به گزارش واحد ایثار زنجان، مسئولان شهرستان ابهر در دیدارهای جداگانه ای با خانواده معظم شهیدان عروجعلی محمودی، غلامحسین طارمی و محمود حاج رحیمی دیدار و از ایشان دلجویی کردند. دیدار با خانواده معظم شهیدان و جانبازان در قالب طرح سپاس و با هدف زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهیدان برگزار می شود. انتهای پیام/     ]]> زنجان Mon, 15 Oct 2018 06:11:14 GMT http://isaar.ir/doc/news/fa/262621/ الگو گرفتن از فرهنگ عاشورایی ادامه دادن راه شهدا http://isaar.ir/doc/news/fa/262556/ به گزارش واحد ایثار زنجان، سرهنگ ثاقبی با گرامیداشت یاد و خاطره شهدا ،علی الخصوص شهید حسین فهمیده ،به درس های عاشورا و رشادتهای شهدا اشاره کرد وگفت :همه ما باید با الهام از فرهنگ عاشورایی و  الگو قرار دادن آن مسیر زندگی خود را مشخص کرده و برای رسیدن به موفقیت نهایی پیرو شهدا بوده و راه آنها را ادا مه دهیم. ثاقبی همچنین با اشاره به حضور و پشتیبانی زنان در جبهه های نبرد علیه باطل جایگاه زنان را در جامعه مهم تلقی کرد و خاطر نشان کرد: دختران و زنان دانش آموز و انقلابی در آینده سازی کشور و تربیت نسل آینده که وظیفه مهم و خطیری است بر عهده دارندو الگو و سرلوحه آنان ،معلم مدرسه کربلا ، زینب کبری سلام الله علیهاست.  انتهای پیام/   ]]> زنجان Mon, 15 Oct 2018 05:12:47 GMT http://isaar.ir/doc/news/fa/262556/ مادر زنجانی موسسه قرآنی به نام فرزند شهیدش راه اندازی کرد http://isaar.ir/doc/news/fa/262625/ با حضور مسئولان انجام شد؛ مادر زنجانی موسسه قرآنی به نام فرزند شهیدش راه اندازی کرد مرکز جامع قرآنی شهید رحیم جوادی توسط مادرش در زنجان افتتاح شد. به گزارش موج رسا; مرکز جامع قرآنی شهید رحیم جوادی به همت مادر شهید جوادی وقف شده است با حضور مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان، خانواده شهید جوادی و جمعی از مسئولان افتتاح شد. مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان در مراسم افتتاح این موسسه گفت: افتتاح چنین مراکزی به نام شهدا توسط خانواده های معزز شهدا نمونه ای از ترویج فرهنگ ایثار اجتماعی در جامعه به شمار می رود. گفتنی است شهید جوادی در سال 1342 دیده به جهان گشود و در سال 57  طی درگیری با مزدوران شاه در بازار زنجان مورد اصابت گلوله از ناحیه سینه قرار گرفته و از جانبازان دوران انقلاب بود و در 14 آبان سال 1362 در منطقه پنجوین عراق به شهادت رسید. مادر شهید جوادی از خیرین و صاحبان حسینیه شهید در استان به شمار می رود و یکی از فعالان قرآنی است که هر هفته مراسم قرآنی در این حسینیه برگزار می کند. لازم به ذکر است، موسسه قرآنی شهید رحیم جوادی در منطقه سه راه امجدیه خیابان شهید باهنر واقع شده است.  *شهیدی که نحوه شهادتش را می دانست علی محمودی یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس در بیان یکی از خاطرات خود می‌گوید: حدود هشتاد نفر از بچه‌های سپاه، در دوره­ی عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی زنجان حضور داشتند. یکی از آن­ها «رحیم جوادی»(شهید) بود. پس از اتمام دوره با هم عازم جبهه شدیم. منطقه­ی عملیاتی جنوب. روز دوم شهریور 1362 در انرژی اتمی مقر لشکر 17 علی­ابن­ابیطالب حاضر شدیم. گردان‌های رزمی زنجان در آن لشکر مشغول انجام وظیفه بودند. تعداد 150 نفر پاسدار بودیم که ده نفر پاسدار وظیفه در قالب یک گردان به نام گردان ضد زره سازماندهی شدیم. فرمانده گردان توسط حاج «میرزاعلی رستم‌خانی»(سردار شهید) معرفی شد. «مجید نقی‌لو» جانشین گردان و «حمید احدی»( حمید احدی در هجدهم شهریور ماه 1341 در خانواده‌ای مذهبی و اهل علم در شهر زنجان به دنیا آمد. قبل از عملیات سرنوشت ساز «بدر» با دستور مهدی باکری فرماندهی گردان «امام سجاد(ع)» را به عهده گرفت. در مراحل پیش­روی همان عملیات، از پشت سر مورد اصابت تیر مستقیم تانک قرار گرفت و در 23 اسفند سال 1363 به شهادت رسید.) فرمانده گردان انتخاب شدند(فرماندهان گروهان‌ها نیز توسط فرمانده گردان معرفی شدند: سردار اصانلو، سردار ارجمند فر، سردار شهید عبدالحسین محمدی). نیروهای تحت امر گردان، مشغول آموزش‌های لازم و بدن سازی زمان جنگ شدیم. عملیات‌ها یکی پس از دیگری لو می‌رفتند. عملیات والفجر 4 کمی طول کشید. طوری شده بود که نمی‌توانستیم با خانواده ارتباط برقرار کنیم. چه به صورت تلفنی و چه مکاتبه‌ای. بچه‌ها دل­تنگ و نگران بودند. آن روزها مصادف بود با ماه محرم، ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان. رحیم جوادی آن زمان هفده ساله بود. چون در خردسالی از نعمت پدر بی‌بهره شده و در دامان مادر پرورش یافته بود، کمی نازک دل بود. یک روز به ایشان عرض کردم: «برادر جوادی! شما لباس فرم سپاهی را آوردید؛ من نیاوردم. اگ امکان دارد لباس­تون رو به من لطف کنید تا یه عکس یادگاری باهاش بگیرم.» با لحن تندی گفت: «نمی‌دهم.» چیزی نگفتم. ناراحت و خجالت زده برگشتم. با خودم ‌گفتم؛ چرا همچنین افرادی رو برای خدمت پاسداری قبول کرده‌اند. مدتی از این جریان گذشت. مقر تاکتیکی را ترک کردیم و در مقر جدیدی نزدیک منطقه­ی عملیاتی والفجر 4 مستقر شدیم. یک روز می‌رفتم وضو بگیرم و کتری را پر کنم که دیدم رحیم جوادی جایی ایستاده که چشمه‌ای هم در آن­جا جاری است. آب چشمه با یک لوله آهنی، به جای دیگر هدایت شده بود. از همان­جا صدایم زد: «برادر محمودی! بیاید این­جا. هم از این آب استفاده کنید و هم این­که من کار واجبی با شما دارم.» علیرغم میل باطنی به طرف­شان رفتم. بعد از سلام و احوال پرسی گفت: «اون روز لباس­مو به شما ندادم ناراحت که نشدید؟» به ظاهر می‌گفتم ناراحت نیستم، ولی در باطن ناراحت بودم. به من گفت: «چون شما با اهالی روستای ما در ارتباط هستید می‌خواستم چند جمله‌ای به شما سفارش کنم.» ایشان بزرگ شده شهر زنجان ولی اصالتاً اهل روستای «هلیل آباد»( یکی از روستاهای شهرستان ایجرود، از توابع استان زنجان.) بود. ادامه داد: «رفتم دیدار پدر بزرگم در روستا. ایشان خواستند برایم قربانی ذبح کنند، اجازه ندادم. گفتم تا من زنده‌ام لازم نیست این قدر به من احترام و تکریم کنید. به پدربزرگم گفتم، پدر جان! من شهید می‌شوم. وقتی که شهید شدم هر چقدر که می‌توانید به جنازه‌ام تکریم کنید.» درحالی‌که به دوردست چشم دوخته بود، ادامه داد: «برادر محمودی، از این­که من لباس‌ها رو به شما ندادم ناراحت نباشید. خودمم تا به حال ازشون استفاده نکردم. نو نگه داشتم برای شب عملیات. من اولین شهید این گردان هستم و می‌خوام با لباس نو سپاهی به لقاء ا... برسم.» او تاریخ و ساعت عملیات را هم گفت و بنده با این­که حرف‌هایش را به ذهن می‌سپردم ولی باور نمی‌کردم. خودم در این وادی نبودم. خیلی از مرحله پرت بودم. می­گفت؛ که گلوله از طرف چپ، زیر آرم به قلبم اصابت می‌کند. شب موعود، درست طبق گفته­ی ایشان، فرا رسید. ساعت یازده و نیم شب 27 مهر 1362 عملیات شروع شد. مقر فرماندهی دشمن به تصرف رزمندگان اسلام درآمد و تعدادی از بعثی­ها به درک واصل شدند. همان­طور که گفته بود؛ گلوله از طرف چپ زیر آرم به قلبش اصابت کرد و اولین شهید گردان او بود. انتهای پیام/     ]]> زنجان Mon, 15 Oct 2018 05:11:45 GMT http://isaar.ir/doc/news/fa/262625/