نمایش خبر در روز :  
ماه :  
سال :  
نوع مطلب :  
۱۲۳
عباس دست زد رو شانه‌ام و گفت: باید مرد باشی

روایت عروج بابایی از زبان همسرش،

عباس دست زد رو شانه‌ام و گفت: باید مرد باشی

تاکنون روایت‌های بسیاری از زبان یاران و همراهان شهید بابایی در خصوص ماجرای عروجش خوانده‌ایم، اما وقتی این داستان از لسان همسر بردبار و صبورش بازگو می‌شود حال و هوای دیگری دارد.

۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۴۲
 
همیشه دعا می‌کردم شهید نشم!

طلبه‌ی جانباز و استاد دانشگاه صنعتی شریف:

همیشه دعا می‌کردم شهید نشم!

دانشگاه هم الان برای من خط مقدم جبهه است که باید از امام و انقلابش دفاع کنم‌.

۳۱ تير ۱۳۹۴ ساعت ۱۳:۳۸
 
شبي كه كمتر از شب قدر نبود

ماندگاران،

شبي كه كمتر از شب قدر نبود

ما شب هاي زيادي را در زيرزمين گمرك خرمشهر (محل استقرار گردان محمد رسول الله 9 قزوين) دعا ونماز خوانده بوديم، اما بدون سر و صدا. بچه ها گاهي اوقات دعا و نمازشان را هم زير پتو مي خواندند تا صدا يشان به گوش دشمن نرسد!

۱۸ تير ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۵۵
 
نباید روزه بگیرم

خاطرات،

نباید روزه بگیرم

یکی از ژنرالهای آمریکایی به پایگاه آمده و قرار گذاشته است تا امروز ناهار را در باشگاه و با خلبانان بخورد؛ به همین خاطر فرمانده پایگاه به خلبانان دستور داده تا امروز را روزه نگیرند.

۱۸ تير ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۰۹
 
خواسته‌ی زیادی است؟*

یادداشت،

خواسته‌ی زیادی است؟*

وصیت‌نامه‌اش پر از فرازهای توبه و انابه است، انگار همه‌ی گناه‌های دنیا را او به تنهایی انجام داده است. دانش‌آموزی که باید به فکر درس و مشق و آینده‌اش باشد و فرصت‌ها را از دست ندهد.

۱۹ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۲۱
 
قزوین با یکصد شهید، فاتح عملیات خیبر بود

قزوین با یکصد شهید، فاتح عملیات خیبر بود

استان قزوین با اعزام صدها رزمنده برای شرکت در عملیات ظفرمند خیبر، و تقدیم یکصد شهید، فاتح جزیره‌ی خیبر در این عملیات بود.

۷ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۰۴
 
شهیدی که خود متقاضی حضور در مرزهای ایران اسلامی بود

شهیدی که خود متقاضی حضور در مرزهای ایران اسلامی بود

شهید مهدی روشن طلب، دانش آموخته‌ی دانشگاه علوم انتظامی در رسته‌ی علوم جنایی بود، که در یازدهم آبان ماه 1390 به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمد، این شهید بزرگوار پس از درخواست داوطلبانه برای حضور در مناطق محروم جنوب شرق کشور، و پس از مخالفت‌های بسیار فرماندهان، به این مناطق اعزام گردید، اما این پایان ماجرا ...

۲۵ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۱۵
 
فردا، موتورت رو پياده مي‌كنيم!

از خاطرات مبارز انقلابی، جانباز یوسف باروتی،

فردا، موتورت رو پياده مي‌كنيم!

قزوین 57 در خاطرات فجرآفرینان 7 – اتاق حسيني، اتاق ابزار شكنجه بود. آپولو، شلاق و كابل، سيم‌هاي برق و البته خود حسيني كه استاد شكنجه بود. وقتي داشتم به اتاق حسيني مي‌رفتم ...

۲۰ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۷
 
تير که به پاي راستم خورد، بی‌هوش شدم و هيچ نفهميدم

جانباز علی اوسط طاهری:

تير که به پاي راستم خورد، بی‌هوش شدم و هيچ نفهميدم

قزوین 57 در خاطرات فجرآفرینان 6 - رئیس بیمارستان گفت: فردا خميني‌تان مي‌آيد همه شما را شفا مي‌دهد، با شنيدن اين حرف حس بدي بهم دست داد، تصمیم گرفتم حسابش را برسم، ولی از فردا دیگر نیامد.

۱۹ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۵۷
 
برای شکنجه، باید در صف نوبت، می‌ایستادیم!

مبارز انقلابی، شیخ حسین علیخانی:

برای شکنجه، باید در صف نوبت، می‌ایستادیم!

قزوین 57 در خاطرات فجرآفرینان 5

۱۸ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۵۳
 
تیر به پای راستم اصابت کرد و بی‌هوش شدم

جانباز انقلاب، مختار مقدس:

تیر به پای راستم اصابت کرد و بی‌هوش شدم

قزوین 57 در خاطرات فجرآفرینان 4 - نیروهای ارتش با مشاهده فرار تظاهركنندگان در 7 دی 57، به سمت آنها تیراندازی کردند، یکی از این تیرها هم به پای راست من اصابت کرد و در اثر مجروحیت بیهوش شدم و هيچ چيز نفهميدم.

۱۶ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۱۹
 
تیراندازی که شد، یک لحظه احساس کردم پایم داغ شده

هوشمندی، جانباز انقلاب اسلامی:

تیراندازی که شد، یک لحظه احساس کردم پایم داغ شده

قزوین 57 در خاطرات فجرآفرینان 3

۱۵ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۵۰
 
 
گفتند بايد پايم قطع شود، و شد!

جانباز انقلاب، سیدمحمد مهدی شه‌روش:

گفتند بايد پايم قطع شود، و شد!

قزوین 57 در خاطرات فجر آفرینان 1

۱۳ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۲۶
 
گزارش ویژه از وقایع ۷ دی ماه ۵۷ قزوین / گفتگو با شاهدان عینی

گزارش ویژه از وقایع ۷ دی ماه ۵۷ قزوین / گفتگو با شاهدان عینی

روزهای ابتدایی دی‌ماه ۵۷، تمام شهرهاى ایران خونین‌ترین روزها را پشت سر گذاشتند و در سراسر ایران شهرى نبود که شهدایى تقدیم انقلاب نکرده باشد اما در این بین ششم و هفتم دی ماه سال ۵۷ برای مردم قزوین روزی سرنوشت‌ساز و حساس بود / حوادث ۶ دی زمینه ساز تظاهرات ۷ دی در قزوین شد / قزوین جزء اولین شهرهایی بود ...

۷ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۰۵
 
مادری که از جنس عباس بود!

مادری که از جنس عباس بود!

به یاد فاطمه خویینی، شیرزن دلاوری که عباس بابایی در دامان پرمهرش پرواز را آموخت!

۲۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۳۶
 
مجید مقصودی و هزاران شهیدی که صدایش می کنند!

مجید مقصودی و هزاران شهیدی که صدایش می کنند!

با خالق شش هزار تصویر شهید، مجید مقصودی و هزاران شهیدی که صدایش می کنند!

۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۱۸
 
دلم می‌خواست نروی، اما پشیمان شدم

دلم می‌خواست نروی، اما پشیمان شدم

* ای کاش من هزار تا پسر داشتم، همه شهید می‌شدند ولی یک مو از سر این نیرو هوایی‌ها کم نمی‌شد

۲۸ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۴۴
 
این تفنگ را بگیر و دیگر به سرکار نرو!

قربانعلی شهبازی، پدر 2 شهید:

این تفنگ را بگیر و دیگر به سرکار نرو!

قربانعلی شهبازی یکی از پدران شهیدی است که هردو پسرش را تقدیم انقلاب کرده است و در کمال دلتنگی فرزندان شهیدش، آرام و صبور با نمه اشکی می گوید : اگر جنگ شود من خود آماده مبارزه ام.

۲۴ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۱۴
 
۱۲۳